داستان های کوتاه به دلیل اینکه حجم کمتری نسبت به رمان و داستان های بلند دارند و وقت زیادی از خواننده را نمی گیرند بیشتر مورد توجه هستند.داستان ها به ما تجربه ها و درس های بزرگی را در زمانی کوتاه می آموزند.
یک روز باد و خورشید سر اینکه کدام یک قویتر است با هم بحث می کردند. آخر تصمیم گرفتند با هم مسابقه بدهند تا ببینند کدام قوی تر است. مردی داشت از آن حوالی رد می شد خورشید گفت: ”بیا ببینیم کدام از یک ما می تواند کت این مرد را از تنش دربیاورد؟“

باد قبول کرد. اول قرار شد باد امتحان کند. باد همه ی قدرتش را جمع کرد و وزید و وزید و وزید. اما مرد نه تنها کتش را درنیاورد، بلکه کتش را بی شتر به خودش پیچید. بعد نوبت خورشید شد.قدرتش را جمع کرد و شروع به تابیدن کرد. خورشید آنقدر تابید و آفتاب را روی زمین پهن کرد، تا مرد گرمش شد و کتش را درآورد. خورشید در مسابقه برنده شد.













ترفند محکم کردن پریز برق لق با تیوپ دوچرخه
ظروف پلاستیکی را دور نریزید استفاده مخفی و خلاقانه که شما را شگفت زده می کند
آموزش ساخت اسلایسر پیاز دستی با قوطی حلبی
تبدیل پنکه به کولر گازی با بطری و یخ؛ ترفند ارزان و ساده برای خنک شدن
ساخت جاکلیدی چمدانی مینیاتوری با قوطی کبریت و پارچه جین
بطری نوشابه را دور نریز! با این ایده خلاقانه در ۱۰ دقیقه یک گلدان فانتزی و زیبا بسازید
طرز تهیه دسر ساده و پرطرفدار پشملبا
داستان پندآموز | سایه درخت بخشنده؛ مهربانی همیشه بی پاسخ نمی ماند
داستان پندآموز سکه ای که راه خوشبختی را نشان داد
۱ دیدگاه