دلگرم
امروز: پنجشنبه, ۱۶ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۲۶ ربيع الآخر ۱۴۴۸ قمری و ۰۸ اکتبر ۲۰۲۶ میلادی
تاب سواری به سوی ابرها: ماجراجویی بهار در آسمان
زمان مطالعه: 3 دقیقه
داستان دختری به نام بهار که با تاب بازی به آسمان می رود و در آنجا به یک ابر کوچک و یک رنگ گمشده کمک می کند تا مادرشان را پیدا کنند.

قصه کودکانه تاب سواری به سوی ابرها

همین که بهار و مادرش به پارک رسیدند، بهار به سمت تاب ها دوید. او سرسره و میله های بارفیکس را دوست داشت، اما عاشق تاب بازی بود.

او روی تاب نشست و زنجیرها را محکم گرفت.

«لطفاً بالاتر!»

مادرش او را هل داد. بهار بالا رفت و دوباره پایین آمد.

بهار دوباره گفت: «یه کم دیگه!»

قصه تصویری

همان موقع، یک باد جادویی بین درخت ها پیچید. برگ ها خش خش کردند، تاب بالا رفت و بهار از روی تاب بلند شد و به هوا رفت!

از بالای درخت ها گذشت و پوف! روی یک ابر سفید و پف پفی نشست.

داستان کوتاه

چند لحظه تکان نخورد. بعد دست هایش را روی ابر گذاشت و آرام از جا بلند شد. ابر زیر کفش هایش نرم بود.

با احتیاط یک قدم برداشت و پایین را نگاه کرد. پارک آن پایین بود! سرسره ی قرمز آن قدر کوچک به نظر می رسید که انگار در جیبش جا می شد.

همان موقع صدای هق هق شنید.

کمی آن طرف تر، یک ابر کوچولوی گرد داشت گریه می کرد و از زیرش قطره های ریز باران می چکید.

بهار پرسید: «چی شده؟»

ابر کوچولو گفت: «داشتم بازی می کردم، خیلی دور شدم. حالا مامانم رو پیدا نمی کنم.»

قصه کودکانه

بهار دوباره به پارک نگاه کرد. مامان خودش هم خیلی دور بود.

گفت: «کمکت می کنم پیداش کنی.»

ابر کوچولو چشم هایش را پاک کرد و نزدیک آمد. بهار روی پشتش نشست و با هم در آسمان راه افتادند.

 

کمی جلوتر، چیز کوچک و سبزی دیدند که تک وتنها در هوا بود. یک رنگ کوچولو بود، با یک صورت کوچک و دو دست ریز.

بهار پرسید: «تو هم گم شدی؟»

رنگ کوچولو سر تکان داد. «مامانم رو می خوام.»

بهار گفت: «با ما بیا. با هم دنبالش می گردیم.»

داستان شب

رنگ کوچولو کنار بهار نشست و ابر کوچولو هر دو را با خودش برد.

جلوتر، یک رنگین کمان بزرگ مدام این طرف و آن طرف را نگاه می کرد. جای یکی از رنگ هایش خالی بود؛ درست همان جا که باید سبز می بود.

رنگ کوچولو صدا زد: «مامان!»

رنگین کمان گفت: «اینجایی!»

خم شد و کوچولویش را بغل کرد. رنگ سبز خودش را به مامان چسباند. بعد کش آمد و سرتاسر نوار خالی را پر کرد.

قصه شب

این داستان ادامه دارد.

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits