دلگرم
امروز: شنبه, ۱۶ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۲۶ جمادى الأول ۱۴۴۸ قمری و ۰۷ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی
اشعاری از شاعران معاصر درباره کودکی و خاطرات
زمان مطالعه: 5 دقیقه
مجموعه ای از اشعار زیبا و احساسی درباره کودکی، خاطرات و بازگشت به گذشته از شاعران معاصر ایرانی.

برگزیده ناب ترین شعر در وصف خاطرات کودکی

توخودت را به هر دری زده ای

مثل یک مرغ بال و پر بسته

دوست داری دوباره پر بکشی

از تقلا نمی شوی خسته

دوست داری که آن خیابان را

در خیالت دوباره طی بکنی

آن همه حسرتی که می خوردی

بخوری و دوباره قی بکنی

مثل مستی ملول ولایعقل

توی شعرت تلو تلو بخوری

از نگاهی که برده جانت را

خنجری تیز از جلو بخوری

بکشی دست روی احساست

گره از بغض کهنه وا بکنی

بر بلندای خاطره اینبار

همه ی شهر را صدا بکنی

بعد از این طول راه را تنها

از خودت تا خدا وجب بزنی

بد بشوی بین راه و برگردی

به خودت بازهم رکب بزنی

دوست داری دوباره برگردی

بر سر خط عشق و بی عاری

بدری پیله را و پر بکشی

فارغ از ترس و آبرو داری

شاعر آرزو بزن بیرانوند

separator line

شعر کوتاه مفهومی درباره کودکی

آمدم
با مشت های بی دلیل باز
و چشم هایی که هنوز جهان را نقاشی نکرده بودند.
صدایم نه فریاد بود،
نه زمزمه،
فقط "بودن"
در دهان بی واژه ی خاک.
نه کسی منتظرم بود
نه من منتظر کسی
افتادم میان نور
و سایه هنوز نرسیده بود.

شاعر نازنین انبارکی

separator line

شعر رمانتیک و عاشقانه

پشت چشمان زیبایت
کودکی نشسته فلوت می نوازد.
من صدای افکارت را
از نوازش چشمانت می شنوم.
وقتی شادی
کودک می رقصد.
آن وقت است که مردم می گویند
"باز در مردمک چشمانش
چیزکی لرزان است."
کودک با اشک تو
نت های دلگیر سر می دهد.
عزیزکم
دلکت می آید
شادی را بگریانی؟
چه کودک می خندد
وقتی می فهمی
پروانه ای پشت دیوار
پنهان شده.
چه شادی می کند وقتی
به ستاره زل می زنی.
جست و خیزی می کند
مانند برقی
ستاره ای....
عصبانی نشو.
که در خشم
هیچ وزنی نیارمیده.
دلبرکم برقص
تا کودک نازنین پشت چشمانت
نوای زندگی سر دهد.
تو برقص.
تو ببال و سرو شو و پیر شو و برو اما
کاش کودک پشت چشمانت
تا جاودانه کودک بماند.

شاعر سحر غفوریان

شعر کودکی

شعر غمگین و احساسی در وصف کودکی

برگرد عقب
برگرد زمان به کودکی هایم
لالایی مادر مرا می خواباند
یک خانه پر از صدای من بود
از صبح پر از هوای شادی بودم
بازی بازی
من با نفس عروسکم خوش بودم
اما دل من هوای فردا را داشت
آینده دور،قد کشیدن ،رفتن
آینده ولی همیشه آزارم داد
یک گوشه دنج پر ز غم هایم بود
یک دفتر زندگی پر از حسرت بود
برگرد عقب
به خواب هایی شیرین
برگرد زمان
دلم برایت تنگ است

شاعر میدیا جادری

separator line

شعر درباره دوران کودکی

تو را که نگاه می کنم
گویی خودم را می بینم
نه در آینه ای صاف،
بلکه در شیشه ای شکسته،
که از هر شکست،
رگه ای نور می ریزد.

پسرم…
نامت را با مهر نوشتم
تا یادم بماند
دنیا اگر هم خشن شد،
تو باید مهربان بمانی.

می دانی؟
تو ماندی
میان سطرهای نانوشته ی من،
در شعرهایی که هرگز
نتوانستم برای خودم بگویم.

تو بزرگ می شوی
و شاید روزی
مرا قضاوت کنی
نه به زبان،
که با رفتاری خاموش
مثل آینه ای
که نمی خواهد بشکند
اما ترک برداشته.

کاش بدانی،
پدرت
گاهی قهرمان نبود،
اما همیشه ایستاد
میان جنگ های بی برنده،
با سپری از سکوت.

کیامهر…
اگر روزی مردی شدی
و فهمیدی
چقدر سخت است دوست داشتن
بی آنکه بگویی،
برگرد
و فقط
دستم را بگیر

بابا
من هنوز همون مردی ام
که برای خنده هات
با دنیا چونه می زنه

شاعر هادی رئیس الذاکرین دهبانی

separator line

شعر کوتاه در مورد کودکی

جوان شده ایم هنوز دلمان تنگ کودکیست
نه اینکه زمان نگذرد این رسم زندگیست
دل خوش به خنده های جذاب پولکیم
دلخور ز قصه های دروغین کودکیم

شاعر حسین علی صادقی

separator line

شعر عاشقانه و احساسی

چقدر قشنگه بخشش
مهربونی به وقتش
گذشت و رحم و ایثار
یه دنیا داره ارزش

خدا توی کلامِش
گفته به بندگانِش
ببخش تا بخشیده شی
بَه بَه بِه این سفارش

دارم اَزَت یه خواهش
که گوش کُنی به حرفِش
عمل به حرف های او
یعنی گلم آرامش

شاعر : علیرضا قاسمی

separator line

شعر برای دروران کودکی

درِ سرای کودکی بسته ست
و سایه ها
میان قاب های غبارگرفته ی ذهن
دست تکان می دهند
بی صدا.

صدای خانه
از پشت دیوارهای خفه ی گذشته
می آید
مثل نفس های بریده ی شب
روی بالشِ بی خواب.

اسباب بازی ها
با چشم هایی خالی
نگاهم می کنند
که چگونه
بزرگ شدم
بی آن که زنده بمانم.

همچنین بخوانید:
ناب ترین جملات و اشعار کوتاه درباره کودکی

ناب ترین جملات و اشعار کوتاه درباره کودکی

در این مطلب از دلگرم گلچین اشعار کوتاه زیبا در مورد دوران کودکی را از شاعران بزرگ و نامی کشور برایتان آورده ایم . با ما تا آخر همراه باشید .

در کوچه ی باریکِ خیال
هنوز کودکی
با زانوهای زخم
سنگ می اندازد
به آسمانی
که سال هاست
پاسخ نمی دهد.

درِ سرای کودکی بسته ست
و کلیدش
در گلوی پرنده ای ست
که دیگر
هیچ وقت
نمی خواند...

شاعر عبدالله قاسمی

separator line

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits