شعر سهراب سپهری درباره مرگ فروغ
دوست
بزرگ بود
و از اهالی امروز بود
و باتمام افق های باز نسبت داشت
و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید
صداش به شکل حزن پریشان واقعیت بود
و پلک هاش مسیر نبض عناصر را به ما نشان داد
و دست هاش
هوای صاف سخاوت را
ورق زد
و مهربانی را
به سمت ما کوچاند به شکل خلوت خود بود
و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را
برای آینه تفسیر کرد
و او به شیوه باران پر از طراوت تکرار بود
و او به سبک درخت
میان عافیت نور منتشر می شد
همیشه کودکی باد را صدا می کرد
همیشه رشته صحبت را
به چفت آب گره می زد
برای ما یک شب
سجود سبز محبت را
چنان صریح ادا کرد
که ما به عاطفه سطح خاک دست کشیدیم
و مثل یک لهجه یک سطل آب تازه شدیم
و بارها دیدیم
که با چه قدر سبد
برای چیدن یک خوشه ی بشارت رفت
ولی نشد
که روبروی وضوح کبوتران بنشیند
و رفت تا لب هیچ
و پشت حوصله نورها دراز کشید
و هیچ فکر نکرد
که ما میان پریشانی تلفظ درها
رای خوردن یک سیب
چه قدر تنها ماندیم
![]()
22 شعر کوتاه عاشقانه و سنگین سهراب سپهری
شعر تنهایی | غمگین ترین شعرهای سهراب سپهری درباره تنهایی
ظهر تابستان/شعری از سهراب سپهری












طرز تهیه ران مرغ سوخاری بسیار ترد و آبدار بدون نیاز به آردسوخاری
روش ساده و کم هزینه برای رفع بوی بد و سفید ماندن کاسه توالت تا ۱ ماه
طرز تهیه سوپ جو و مرغ با لبو؛ سوپی خوش رنگ، مقوی و خوشمزه
طرز تهیه شیرینی یزدی ساده با هل و گلاب؛ نرم، خوش عطر و بازاری
روش نگهداری آویشن اسپانیایی در آپارتمان؛ گیاهی خوش عطر و دافع حشرات
طرز تهیه دسر خرما و شیر با دارچین؛ دسری خوشمزه، مقوی و لطیف بدون نیاز به فر
نحوه ساخت چسب همه کاره ضدآب بسیار قوی با یونولیت
آموزش ساخت پادری فانتزی با ترمز فرش؛ قابل شست وشو در ماشین لباسشویی
طرز تهیه پیراشکی رولی تابه ای با بافت ترد و ماندگاری بالا
دیدگاه ها