دلگرم
امروز: جمعه, ۰۹ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱۷ صفر ۱۴۴۸ قمری و ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
متن دلتنگی برای مادربزرگ یا پدربزرگ فوت شده
زمان مطالعه: 3 دقیقه
پدربزرگ و مادربزرگ را می‌توان رکن اصلی هر خانواده‌ای نام برد، کسانی که با رفتنشان غمی سنگین بر دل کوچک و بزرگ می‌ماند.

متن غمگین برای پدربزرگ و مادربزرگ فوت شده 

متن و جملات دلتنگی برای پدربزرگ و مادربزرگ با جملات محبت آمیز زیبا را در این صفحه از دلگرم آماده کرده ایم.

برای من که دلم چون غروب پاییز است، صدای گرم تو از دور هم دل انگیز است
تقدیم به تنها صدف دریای دلم که به بیکرانگی اقیانوس عشق دلتنگشم…

..........................

دیگه به نبودت عادت کرده بودم
خو دمو با خیالت راحت کرده بودم
دو باره زد به سرم شعر دلتنگی بگم
برای دل خو دم شعر غریبی رو بگم

..........................

بی تو این فاصله ها طاقت من را برده
ساعتم زنگ زده ، عقربه هایش مرده
کاش باور کنی از دوری تو دلتنگم
این دل خسته ام از دوری تو پژمرده . . .

..........................

تو رفتی و تنها چند خاطره که هیچگاه نمی توانم فراموش کنم بر جا گذاشتی…
خاطره هایی که یاد آن این دل عاشقم را می سوزاند….
دلم بدجور برای تو تنگ است عزیزم

..........................

دوستت دارمهایت ” را به ب اد می سپارم
بگذار تمامی ِ کودکان جهان غرق شوند در
شادی ِ ترکاندن حبابهای ذهن نارنجی تو …. !

..........................

امشب تمام گذشته ام را ورق زدم:
پر از لحظه های سیاه، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری، دلتنگی افسرده،
خاموشی، سکوت، اشک، سوختن …. چیزی نیافتم.
نفرین به بودن وقتی با درد همراه است

separator line

متن دلتنگی مادربزرگ و پدربزرگ از دست رفته

دلم کمی مادربزرگ می خواهد
با لباس گل گلی
و دست های مهربانِ حنا زده
و موهایی حنایی
و لبخندی که خلاصه ی تمام خوشبختی های جهان است…
دلم کمی عشق می خواهد
می شود یک فنجان چای مهمانم کنی؟
مادر بزرگ عزیزم روحت شاد

..........................

….یک ساله….
یک ساله نیستی
یک ساله تنهام گذاشتی
یک ساله صداتو نشنیدم
 یک ساله ندااارمت
مادر بزرگ مهربونم یک سال شد

..........................

مادر بزرگ ها همه در یک جایی از قصه هایمان جا می مانند
اما یاد و خاطره شان در ذهن ها به نیکی باقی خواهند ماند.
مادر بزرگ جان روحت شاد

..........................

داره میپره بوی پیرهن تو…
کجایی تو دردت به جونُم مادربزرگم؟
نمیدونم چیشد؟!
نمیدونم چجوری؟!
نمیدونم چرا؟!
ولی خیلی یهویی تنهامون گذاشتی

..........................

چهل روز است که می سوزیم و تو را نمی یابیم
نگاه پاک و مهربانت را که همیشه بی دریغ نثارمان می کردی، نمی بینیم
از گرمای وجودت بی بهره ماندیم،
 تنها با این باور که تو هنوز هم سنگ صبور ما هستی،
روحت شاد مادر بزرگ مهربانم
چقدر زود گذشت یه سال نبودنت کنارمون
و همچنان باورنکردنی
مهربون ترین دلتنگتیم مادربزرگ

..........................

مادر بزرگ مهربانم بگذار در خیال خوش خودم،
چشم انتظارمان به در نشسته باشی و
من دلتنگت که شدم
سراغ از کوچه های کودکی و حیاط خانه و شوق جعمه ها را خواهم گرفت
و قول بده
باز هم دانه های تسبیح ت را نذر آرزوهایم کنی
و دلواپسم بمانی…

..........................

یکی می آید یکی می رود و این قانون بقای زندگیست
اما تو که رفتی هیچ کس نیامد
انگار قانون بقا هم پوچ است وقتی تو نیستی
مادر بزرگم رو حت شاد

..........................

رفتی ز دیده و داغت به دل ماست هنوز
هر کجا می نگرم روی تو پیداست هنوز
آنقدر مهر و وفا بر همگان کردی تو
نام نیکت همه جا ورد زبان هاست هنوز
نیستی اما من دارمت همیشه جایی خلوت و دنج لا به لای تمام نداشته هایم…
روحت شاد مادر بزرگم

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits