شعر روزگار جوانی از حمیدرضا کاووسی

۱,۳۵۷
۳
۰
شنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۸ ۲۰:۱۶

شعر روزگار جوانی

چه زود از پی هم روزگار جوانی ام گذشت
ولیکن جوانی نکردم و رندگانی ام گذشت

درفراسوی یک خیالِ خام ، به شوق رسیدن
بی هدف تاختم که عمر کوتهِ فانی ام گذشت

آن خیال نارسِ کال من کجا و این زندگی
هرچه در تفکر داشتم به بدگمانی ام گذشت

چه روزها که در وَهم و رویا اَمانم گُسیخت
چه شبها که از بیم فردا مجالِ آنی ام گذشت

تمام جوانی به حسرت، به حِرمان برفت
رهتوشه زندگی گران ، بَهرِ ارزانی ام گذشت

حدیخوان ، مرا دریاب دمی در این غزل
در جَهدِ زندگی کارم ز جان فشانی ام گذشت

سرانجام ، این غزل هم به پایانِ خط رسید
غزل های طَردِ من ز مرثیه خوانی ام گذشت

هرآنچه در این شعر به سَمع و نَظر رسید
تمام زندگی ام بود که به ویرانی ام گذشت

شعر : حمید رضا کاووسی

separator line

بیشتر بخوانید :

شعر زیبای عقاب و زاغ از دکتر پرویز خانلری

شعری از فردوسی به نام روزگار نامناسب مردم ناسازگار

شعر روز وداع یاران مارا امان ندادند | تا بیکران معینی کرمانشاهی

شعر زیبای مادر از کارو

باز آمد بوی ماه مدرسه | شعر روز اول لاله ای خواهم کشید

۱۰ تا از زیباترین و ناب ترین شعرهای بهاری از شاعران بزرگ

شعر روز وداع یاران : غزلی از سعدی

شعر زیبای آب را گل نکنیم، از سهراب سپهری + دکلمه خسرو شکیبایی

شعر روز ۱۳ بدر شهریار : سیزده بدر در شعر استاد شهریار

شعر روز ها فکر من این است همه شب سخنم از مولانا


این مطلب چقدر مفید بود ؟
(3 امتیاز , میانگین: 5.0 از 5)  
  • برچسب ها:
  • شعر روزگار جوانی
  • شعر
  • روزگار جوانی

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits

آخرین مطالب دلگرم

StatCounter