گلچین رمانتیک ترین و عاشقانه ترین شعرها در وصف آذر ماه
امروز ما را در دلگرم همراهی کنید و در کنار پنجره ای که نمایی از پاییز را در خود جای داده و شعله های شومینه و یک فنجان چایی، از خواندن رمانتیک ترین و عاشقانه ترین شعرها در وصف آذر ماه، لذت ببرید .
شعر زیبا و احساسی آذر ماه
دست غارتگر آذر
طبق عادت
به یغما می برد
تمام رستن و جوانی را
هنگامه ژاله وار می میرد
چنان که هیج همهمه ای
به گوش نمی رسد
حال نوبت آنست که
جسم بی روح خزان دیده اش
بدست دی کفن پوش گردد
و تن نحیف رنج کشیده اش
با حریر برف
سفید پوش شود ...
شعر از : هنگامه زنوری
شعر عاشقانه ی آذر از ستاره فرخی نژاد
آذر
زنیست
در نکاح پاییز
و
سرشار از
وسوسه ی زمستان
گویی معشوقه اش را
سالها پیش
در برفها گم کرده....
َشعر از : ستاره فرخی نژاد
شعر آذر می رسد از فرهاد شریفی
دیر کردی نازنینم کم کم آذر می رسد
عمر آبان ماه هم دارد به آخر می رسد
فرصت از کف می رود، امروز و فردا تا به کی؟
فصل عشق و عاشقی هم عاقبت سر می رسد
برگ های دفتر پاییز سرخ و زرد شد
آخرین برگ سفید ِکهنه دفتر می رسد
زودتر برگرد تا وقتی بجا مانده هنوز
می رود پاییز ِعاشق، فصل دیگر می رسد
مهر و آبان طی شدند و نوبت آذر رسید
نازنینم زودتر، سرما سراسر می رسد
این هوا با عاشقان چندی مدارا می کند
فصل سرما، زوزه ی باد ستمگر می رسد
یک نفر با یک خبر ای کاش امشب می رسید
مژده می آورد برخیزید، دلبر می رسد…
شعر از : فرهاد شریفی
شعر غمگین و رمانتیک در وصف آذر ماه
دست غارتگر آذر
طبق عادت
به یغما می برد
تمام رستن و جوانی را
هنگامه ژاله وار می میرد
چنان که هیج همهمه ای
به گوش نمی رسد
حال نوبت آنست که
جسم بی روح خزان دیده اش
بدست دی کفن پوش گردد
و تن نحیف رنج کشیده اش
با حریر برف
سفید پوش شود ...
حال هنگامه ژاله وار می میرد ...
حال هنگامه ژاله وار می میرد ...
شعر از : هنگامه زنوری
شعر زیبا در مورد ماه آذر
سومین ماه خزون بود فصل رویایی پاییز
هـمـه جا زرد و نارنجی شاه فصلا فصل پاییز
فصل خوب لمس بودن فصل زیبای خزونه
هـمه جا برگای رنگی همـه جا عطر خزونه
ماه آذر پر شعره پر پولک و ستاره
پرحس خوب دیدار دل مـن چـه بی قراره
بهترین لحظه دنیاست لحظه لمس نگاهت
تـو حس گرم دستات تـو و آتیش نگاهت
تـو منو عاشق چشمای قشنگت کردی
منو وابسته حس خوب دستات کردی
تـو چـه کار کردی که دل خراب چشمای تـو
تـو تموم لحظههاش دنبال چشمای تـو
همـه وجود مـن پر شده از عطر تنت
از تـو با مخمل شبرنگ چشای خوشگلت
دوست دارم با تـو بمونم توی شهر ناز رویا
توی رویایی ترین فصل که تـو اومدی به دنیا
شعر کوتاه درباره ماه آذر
ماه آذر
ماه آخر
پاییز سر آمد
با آمدن آذر
جمع کروم جوجه هایم
می شمارم زِ اوّل تا بـه آخر
سرانجام هـمـه کار ها
آری این اسـت کار آخر
شعر غمگین در مورد آذر ماه
آذر اسـت آذر
ماه نحص فصل سرد برگ ریزان
گستره سرما سرها در گریبان
تنفس درهوایش سخت بر تنهای بی جان
آذر اسـت آذر
فصل ثابت ماندن رشد گیاهان
فصل لختی آمده
در زیر برف و باد و بوران
فصل عشاق جدا ناکرده
در آن دیر خوبان
آذر اسـت آذر
روز زیبائیت
شعر رمانتیک در مورد ماه آذر
پاییز قشنگ و زیبا
ماه آذر مگه چی داشت
که اونو سپردی تـو باز
بـه دل زمستون سرد
ماه آذر خیلی زیباست امّا تـو دادی بـه سرما
که بگیری انتقامت از همون گرمای پارسال
ماه آذر ماه دوست داشتنی مـن بود
تنها ماهی بود که هـمه وجودم رو خوب میفهمید
تنها ماهی که منو با زمستون آشنا میکرد
تنها ماهی که زندگی رو بـه مـن هدیه داد
تنها ماهی که مرا فهمید
مرا درک کرد
مرا امیدوار کرد
مرا از مرگ نجات داد
مرا از ترس درونی حفظ کرد
مرا عاشق زندگی کرد
تنها ماهی که از مـن
دربرابر مرگ حمایت کرد
ماه آذر خیلی زیباست
برگای روی زمینش خستۀ خسته اند
درختاش هـمه دلشکسته اند
شعر زیبا و احساسی درباره ماه آذر
قونیه بار دگر در ماه آذر شد بهار
گشته این ماه پایگاه عاشقان بیقرار
هر مکانش پر بود از نام مولانا و شمس
این زمان دنیا بود برکام مولانا و شمس
کوچه ها با یاد شمس اسـت وخیابان مولوی
نام این دو نقش بست در هرمکانی که روی
خانه ای باشد بـه نام بیست وپیج یک خانقاست
بهر عشاق علی ومولوی بس پر بهاست
شهر باشد این زمانه افتخارش بر سماع
شمس و مولانا ببینی شادمانه در سماع
از سماع بسیار گفتند هرچه گویم هم کم اسـت
از برای بیدلان، دیدار از آن یک مرهم اسـت
دست راست بر آسمان دستی دگر سوی زمین
آن چه از یزدان رسد بر دیگران هم خود ببین
پرشکوه و بی نظیر اسـت این مکان واین مزار
داخلش با چشم بینی عشق اگر گیری قرار
آن چه دیدم جلوه ای از عشق انسان برخداست
گوهرا پندی بگیر چون اصل عشق این ماجراست
شعر نو در وصف آذر ماه
پاییز قشنگ و زیبا
ماه آذر مگه چی داشت
که اونو سپردی تو باز
به دل زمستون سرد
ماه آذر خیلی زیباست، اما تو دادی به سرما
که بگیری انتقامت از همون گرمای پارسال
ماه آذر، ماه دوست داشتنی من بود
تنها ماهی بود که همه وجودم رو خوب میفهمید
تنها ماهی که،
منو با زمستون آشنا میکرد.
تنها ماهی که زندگی رو به من هدیه داد.
تنها ماهی که،
مرا فهمید
مرا درک کرد
مرا امیدوار کرد
مرا از مرگ نجات داد
مرا از ترس درونی حفظ کرد
مرا عاشق زندگی کرد.
تنها ماهی که از من،
در برابر مرگ حمایت کرد.
ماه آذر خیلی زیباست،
برگای روی زمینش، خستۀ خسته اند.
درختاش همه دلشکسته اند.
شعر از : امیر اسماعیل زاده
شعر برای پاییز : مجموعه ای از 55 شعر زیبا در وصف پاییز | دلگرم
شعر برای فصل خزان | ناب ترین اشعار درباره پاییز و فصل خزان | دلگرم
دیدگاه ها