دلگرم
امروز: جمعه, ۱۵ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۲۵ جمادى الأول ۱۴۴۸ قمری و ۰۶ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی
معنی، مفهوم و آرایه های بیت 'فجر تا سینه ی آفاق شکافت' از شهریار
زمان مطالعه: 3 دقیقه
تحلیل و بررسی بیت معروف شهریار در وصف شب زنده داری و عبادت های سحرگاهی حضرت علی (ع) با توضیح معنی، مفهوم و آرایه های ادبی آن.

معنی بیت " فجر تا سینه ی آفاق شکافت "

در ادامه با معنی، مفهوم و آرایه های این بیت زیبا از جناب شهریار در شعر شیر خدا آشنا می شوید. با دلگرم همراه باشید.

معنی بیت فجر تا سینه ی آفاق شکافت چیست؟

فجر تا سینه ی آفاق شکافت

زمان فجر: طلوع فجر، دقایقی بعد از پایان شب اتفاق می افتد که نور سفیدی در افق پراکنده می شود. که هنگام خواندن نماز صبح است.

فجر: سپیده دم، سپیده صبح

آفاق: جمع افق ها، کرانه های آسمان

معنی: تا طلوع فجر و هنگام نماز صبح فرا برسد،

چشم بیدار علی خفته نیافت

معنی: همچنان حضرت علی علیه السلام بیدار و مشغول عبادت بود.

مفهوم بیت " فجر تا سینه ی آفاق شکافت " چیست؟

هیچ زمانی نشد که طلوع فجر فرا برسد ولی حضرت علی در خواب باشد! این بیت زبیا اشاره به شب زنده داری ها و عبادت های سحرگاهان امیرالمومنین علی علیه السلام دارد.

آرایه های بیت " فجر تا سینه ی آفاق شکافت " را نام ببرید

تضاد: بیدار و خفته

جان بخشی: فجر دارای سینه ای است که شکافته شده

کنایه از طلوع فجر و پراکنده شدن نوری سپید در کرانه آسمان

معنی شعر

شعر کامل " فجر تا سینه ی آفاق شکافت "

علی آن شیر خدا شاه عرب

الفتی داشته با این دل شب

شب ز اسرار علی آگاه است

دل شب محرم سرّالله است

شب علی دید به نزدیکی دید

گرچه او نیز به تاریکی دید

شب شنفته ست مناجات علی

جوشش چشمه عشق ازلی

شاه را دیده به نوشینی خواب

روی بر سینه دیوار خراب

قلعه بانی که به قصر افلاک

سر دهد ناله زندانی خاک

اشکباری که چو شمع بیزار

می فشاند زر و می گرید زار

دردمندی که چو لب بگشاید

در و دیوار به زنهار آید

کلماتی چو در آویزه گوش

مسجد کوفه هنوزش مدهوش

فجر تا سینه آفاق شکافت

چشم بیدار علی خفته نیافت

روزه داری که به مهر اسحار

بشکند نان جوین افطار

ناشناسی که به تاریکی شب

می برد شام یتیمان عرب

پادشاهی که به شب برقع پوش

می کشد بار گدایان بر دوش

همچنین بخوانید:
معنی و مفهوم بیت وانکه حب وطن نداشت به دل از ادیب الممالک فراهانی

معنی و مفهوم بیت وانکه حب وطن نداشت به دل از ادیب الممالک فراهانی

تحلیل کامل بیت معروف ادیب الممالک فراهانی درباره اهمیت وطن دوستی و مقایسه بی غیرتی با مرگ همراه با بررسی آرایه های ادبی

تا نشد پردگی آن سرّ جلی

نشد افشا که علی بود و علی

شاهبازی که به بال و پر راز

می کند در ابدیت پرواز

شهسواری که به برق شمشیر

در دل شب بشکافد دل شیر

عشق بازی که هم آغوش خطر

خفت در خوابگه پیغمبر

آن دم صبح قیامت تأثیر

حلقه در شد از او دامنگیر

دست در دامن مولا زد در

که علی بگذر و از ما مگذر

شال شه وا شد و دامن به گرو

زینبش دست به دامن که مرو

شال می بست و ندایی مبهم

که کمربند شهادت محکم

پیشوایی که ز شوق دیدار

می کند قاتل خود را بیدار

ماه محراب عبودیّت حق

سر به محراب عبادت منشق

می زند پس لب او کاسه شیر

می کند چشم اشارت به اسیر

چه اسیری که همان قاتل اوست

تو خدایی مگر ای دشمن دوست

در جهانی همه شور و همه شر

ها علیٌّ بشرٌ کیف بشر

کفن از گریه ی غسّال خجل

پیرهن از رخ وصّال خجل

شبروان مست ولای تو علی

جان عالم به فدای تو علی

 

۱ دیدگاه

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید

عباس مخابراتی | ۱ سال پیش
این شعر آتش زد به جانم یاد زمانی کردم که حضرت علی علیه السلام درد دلها یش را از جور زمانه در سر چاه می‌گفت با خواندن این شعر شاه کار شهریار گریه ها کردم
0
0


hits