دلگرم
امروز: جمعه, ۱۵ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۲۵ جمادى الأول ۱۴۴۸ قمری و ۰۶ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی
کاربردهای مختلف پسوندهای فارسی در ساخت واژه (قسمت آخر)
زمان مطالعه: 7 دقیقه
پسوندهای فارسی نقش مهمی در ساخت واژه ها و تغییر معانی آنها دارند. این مقاله به بررسی کاربردهای مختلف پسوندهایی مانند «آ»، «ان»، «ینه» و دیگر پسوندها می پردازد.

ادامه پسوندهای زبان فارسی و کاربردهای آنها

بررسی جامع کاربردهای پسوندهای فارسی در ساخت واژه ها، از جمله پسوندهای مبالغه، نسبت، مصدرسازی و صفت سازی. این مقاله به زبان آموزان و علاقه مندان به زبان فارسی کمک می کند.

الف (آ)

مهمترین کاربرد این پسوند، حضور آن در مناداست. البته کاربرد های دیگری نیز دارد که در ادامه می بینیم:

الف) مبالغه، تاکید، کثرت و دادن بار عاطفی همچون تعجب، تحسین، تاسف

خوشا، شگفتا، دردا، عجبا، دریغا، افغانا

نکته: این پسوند اغلب از صفت و اسم، صوت می سازد

ب) ساختن اسم با پیوستن به پایان صفت

پهنا، درازا، گرما

ز خون گر در و کوه و دریا شود
درازای ما همچو پهنا شود
فردوسی

ج) ساختن صفت فاعلی با پیوستن به آخر بن مضارع

دانا، بینا، زیبا

توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود
فردوسی

د) ساختن صفت لیاقت یا مفعولی با پیوستن به برخی از بن های مضارع

خوان (بن مضارع از خواندن) + ا = خوانا (صفت لیاقت)
ره (بن مضارع از رستن و رهیدن) + ا = رها (صفت مفعولی)

ه) در آخر فعل دعا و جز آن

بادا، مبادا

ار

این پسوند در موارد زیر به کار می رود:

الف) ساختن اسم مصدر با پیوستن به پایان بن ماضی

دیدار، کردار، گفتار، کشتار

نیکویی وی بدان باشد که به آسانی راست از دروغ بازداند در گفتارها و نیکو از زشت بازداند...
کیمیای سعادت، محمد غزالی

ب) ساختن صفت فاعلی با پیوستن به بن ماضی و بن مضارع

خریدار، خواستار، پرستار، برخوردار

عشق آمد کرد بیرون هر که را در خانه دید
خود پرستار «نظیری» ماند و دیگر هیچ کس
نظیری نیشابوری

ج) ساختن صفت مفعولی با پیوستن به بن ماضی برخی از فعل ها

گرفتار، مردار

نکته: گاهی در پایان بعضی از صفت ها نیز می آید.

پدیدار

آسا

این پسوند برای تشبیه به کار می رود و قید می سازد.

برق آسا، غول آسا

یکی جان خواهد آن دریا همه آتش نهنگ آسا
اگر داری چنین جانی روانش کن روانش کن
مولوی

اگین (آگین)

پسوند مبالغه است. به اسم می پیوندد و صفت می سازد.

زهرآگین، عطرآگین

محنت و تیمار مشتی کودکان
بر دلم پیکان زهرآگین فکند
روزگارم دست استغنا ببست
آسمانم ریشه مردی بکن
ملک الشعرا بهار

ان

این پسوند در موارد زیر به کار می رود:

الف) در آخر بن مضارع می آید و ساختن صفت فاعلی

لغزان، روان، خواهان

ب) برای بیان نسبت پدری یا نیایی

طاهریان، بابکان، قبادان

گر بدیدی زنده او را، پیش او بستی کمر
بهمن و اسفندیار و اردشیر بابکان
ازرقی هروی

ج) برای ساختن قید زمان

شامگاهان، سحرگاهان، ناگاهان (ناگهان)

ملک ز آرامگه برخاست شادان
نشاط آغاز کرد از بامدادان
خمسه، نظامی

د) برای نسبت مکان و قبیله و ساختن مکان و سرزمین

بیابان، خاوران، گیلان، توران، دیلمان، مغان

ه) برای ساختن اسم مصدر

آینه بندان، حنابندان، شیرینی خوران، عقدکنان، یخبندان

انه

انه در موارد زیر به کار می رود.

الف) ساخت صفت و قید برای بیان تشبیه و نسبت و لیاقت

دیوانه، دلیرانه، شاهانه، مستانه، جسورانه، خردمندانه، مردانه، زنانه، ناشیانه

آوازه ات به مستی و رندی بلند شد
افشای آن ز نعره مستانه که بود
وحشی بافقی

ب) ساخت اسم مرکب

صبحانه، عصرانه، انگشتانه

ج) ساختن صفت و قید

ماهانه، روزانه، سالانه

انی

پسوندی گرفته شده از عربی است و برای نسبت به کار می رود.

روحانی، جسمانی، صمدانی، طولانی، نورانی

َ ک

بیشتر در موارد زیر به کار می رود.

الف) برای تصغیر

مرغک، شاخک، تشتک

ب) برای تقلیل و تدریج در قید

کم کمک، نرم نرمک، نم نمک

ج) در مورد تقلیل صفت

دلخوش کنک، گول زنک، یتیم شادکنک

د) برای تحقیر و توهین

شاعرک، فیلسوفک، مردک

ه) برای تحبیب و ترحم

دلبرک، طفلک، حیوانک

و) برای تشبیه

عروسک، مخملک، دلبرک، چنگک

ز) برای نسبت

سنگک، دم پختک، ناخنک

ح) برای ساختن اسم آلت از بن مضارع فعل

غلتک

ط) برای ساختن اسم از صفت

سرخک، زردک، دم جنبانک، گرمک

کده

پسوند مکان ساز است و به اسم می پیوندد.

میکده، دانشکده، هنرکده، آتشکده

کی

کی پسوندی است که در تداول عامه، صفت و قید می سازد.

یواشکی، زروکی، دزدکی

ی

این پسوند انوع مختلفی دارد. معروف ترین آنها عبارت است از:

الف) نشانه نسبت که اغلب صفت است

نشانه نسبت می تواند انواعی داشته باشد:

1- نشانه مکان

تهرانی، شیرازی، اروپایی

2- نشانه تبار و نیا و گاهی نسب به مادر

حسینی، محمودی، رستمی

3- نسبت شغلی

آبی (= آب فروش)، نفتی (= نفت فروش)، نانوایی، بقالی

4- نسبت و فاعلیت

جنگی (جنگاور)، فدایی (فدا شونده)

5- نسبت و اتصاف

هنری (هنرمند)، فدایی (فدا شونده)

6- نسبت و مفعولیت

پرداختی ( پول پرداخت شده)، دریافت، زندانی

7- نسبت و تربیت

دومی، سومی، چندمی، هزارمی

8- نسبت و ساختن اسم آلت

زیرسیگاری، زیرشلواری، دم پایی

9- نسبت و نام رنگ

شیری، یشمی، خاکی، آسمانی

10- نسبت و تشبیه

بادامی (چشم بادامی)، قلمی (خیار قلمی)

11- برای ساختن اسم اداره و سازمان و فروشگاه و امثال آنها

شهرداری، بهداری، مرزبانی، دادگستری

12- ساختن صفت از قید

ناگهانی

13- ساختن صفت دال بر خویشاوندی ناتنی به همراه پسوند نا

ناپدری، نامادری

14- یای مشدد نشانه نسبت در زبان عربی

مکی، هاشمی

نکته: این اسم های منسوب عربی در فارسی، مخفف و مانندِ یای نسبتِ فارسی تلفظ می شوند.

نکته: در برخی اسم های مختوم به های بیان حرکت، به جای ی نشانه نسبت گی می آید.

هفتگی، خانگی، جامگی

ب) نشانه مصدر

خوبی، مردی، منی و مایی

ج) نشانه نکره

دختری طوطی داشت...

د) نشانه وحدت

پنیر سیری چند است؟

ه) نشانه لیاقت در آخر مصدرها

دیدنی، گفتنی

و) نشانه قید زمان

عصری کلاس داریم.

آخر عمری گرفتاری شدم.

ز) نشانه تحبیب و تفخیم

نورچشمی، استادی

ح) یای وصفی

یای وصفی، به کمک که و جمله پس از آن، اسم را معرفه می کند. بعد ازی بلافاصله که می آید و فعل بعد از خود را می تواند به صفت تأویل کند.

کتابی که خریدم از سیمین دانشور است.

ین

این پسوند در موارد زیر به کار می رود:

الف) ساخت صفت نسبی با پیوستن به اسم

زر + ین = زرین، سیمین

ب) پیوستن به صفت و ساخت یک صفت جدید

راستین، دروغین، چرکین

نکته: در این حالت، ویژگی و طبقه دستوری کلمه تغییر نمی کند.

ج) پیوستن به قید و ساخت یک صفت جدید

دیرین

د) ساخت صفت برترین

بهین، مهین

ینه

این پسوند مانند ین، پسوند نسبت است و اسم یا قید را به صفت تبدیل می کند.

دیر + ینه = دیرینه
زرینه، سیمینه، پشمینه

نکته: گاهی به صفت و قید نیز می پیوندد.

کمینه

یه (با تشدید روی ی)

این پسوند از یه (مشدد) از زبان عربی است و بیشتر در موارد زیر به کار می رود.

الف) در اسم خاص مکان

جلالیه، منیریه، امیریه، ترکیه، روسیه، اقیانوسیه

ب) در اسم سازمان ها و موسسات (در گذشته)

نظمیه، بلدیه، مالیه

ج) در اسم فرقه ها و سلسله ها

امامیه، زیدیه، اسماعیلیه، نزاریه، زندیه، قاجاریه

د) در اسم اوراق خاص اداری

ابلاغیه، اجراییه، احضاریه، اخطاریه

ه) در اسم انواع ادبی و انواع سخن

هجویه، فخریه، هزلیه، مدحیه

گرایی / انگاری / نگری

برخی از بن های مضارع فعل، همچون پسوندها به کار می روند، به خصوص بعضی از آنها در ترجمه اصطلاحات فرنگی مختوم به پسوند ist و iste (در انگلیسی و فرانسه). آنها با اضافه شدن یای حاصل مصدری در ترجمه این اصطلاحات، پسوند هایی مثل گرایی، انگاری و نگری و همچنین باور و باوری و خواه و خواهی می سازند:

ماده گرا/ ماده گرایی
عقل گرا/عقل گرایی
خردانگار/ خردانگاری
نیست انگار/ نیست انگاری
رفتارنگر/ رفتارنگری
ساخت نگر/ ساخت نگری
خردباور / خردباوری
تاریخ باور / تاریخ باوری
آزادی خواه / آزادی خواهی
جمهوری خواه/ جمهوری خواهی

همچنین بخوانید:
قسمت دوم پسوندهای زبان فارسی و کاربردهای آنها

قسمت دوم پسوندهای زبان فارسی و کاربردهای آنها

بررسی جامع پسوندهای زبان فارسی و نقش آنها در ساخت واژه های جدید

یک نکته درباره املای پسوندها

پسوندها در املای فارسی،به کلمه می چسبند. مانند:

گرمسیر، کوهسار، دردناک، جسمانی، دلبرک، مستانه، اسماعیلیه و ...

اما ممکن است گاهی به خاطر طولانی شدن کلمه یا سخت نوشته شدن آن با نیم فاصله از کلمه اصلی نوشته شود. مانند:

جمهوری خواه، نکته دان، انزلی چی، میش سار

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits