ادامه پسوندهای زبان فارسی و کاربردهای آنها
بررسی جامع پسوندهای فارسی مانند گر، گان، گانه، مند و کاربردهای آنها در ساخت صفات و اسامی جدید با مثال های متعدد
گر
پسوند گر با پیوستن به واژه، معنی فاعلیت و حرفه و صنعت را می رساند.
الف) پسوند صفت فاعلی و مبالغه
حیله گر، ستمگر، روشنگر
ب) پسوند صفت شغلی
رفتگر، مسگر، کفشگر، رویگر، شیشه گر، کوزه گر، پیشه گر، خنیاگر، خالیگر
نگذاشت خواهد ایدرش بر رغم او صورتگرش
ناصرخسرو
گاه
گاه پسوند مکان و زمان است، مانند:
توقفگاه، تعمیرگاه، دانشگاه، آزمایشگاه، صبحگاه، سحرگاه، قرارگاه، پناهگاه، بازداشتگاه، زایشگاه
گان / گانه
این دو پسوند اغلب برای ساخت صفت شمارشی به کار می روند و آن را علامت پسوند و جمع می دانند، مانند:
دهگان، دوگانه، سه گانه، دهگانه
به عطاها بسی تهی کردی
شایگان گنج ها یگان و دوگان
سوزنی سمرقندی
البته بعضی ترکیب ها صفت نسبی و بیانی و مبهم نیز می سازد. مانند:
مهرگان، بازارگان، خدایگان، جداگانه، چندگانه
ور به نبرد آیدش ستاره بهرام
توشه شمشیر او شود به گروگان
رودکی
نکته: در واژه هایی که ه غیرملفوظ، بدل از حرکت است، اگر بخواهیم واژه را با الف و نون جمع ببندیم ه تبدیل به گاف می شود، برای مثال:
خسته + ان = خستگان
نمونه های دیگر:
غمزگان، کشتگان، بچگان، تشنگان، شایگان و ...
گانی
این تکواژ نیز پسوند نسبت است، برای مثال:
خدایگانی
مند
پسوند مَند، به معنای صاحب بودن و دارندگی به تکواژ یا واژه ای که بر سر آن می آید، می دهد. واژه ای که ساخته می شود اغلب اسمی است که با صفت مشترک است.
دانشمند، برومند، ارجمند، خردمند، مستمندان، هنرمند، سودمند، آرزومند، بهره مند
نکته: این پسوند را با کلمه های عربی نیز ترکیب کرده اند و کلماتی تازه ای ساخته شده که اغلب صفت هستند. مانند:
غیرتمند، ارادتمند و عیالمند
-ُم / اُمین
این دو پسوند، از وندهای صفت شمارشی ترتیبی، صفت پرسشی و صفت مبهم هستند و در ترکیب های زیر دیده می شوند:
دوم، سوم، چندم، دومین، سومین، دهمین، هزارمین، چندین، کدامین
مان
پسوند مان را می توانیم در کاربردهای زیر ببینیم:
الف) در آخر صفت
شادمان
ب) در پایان اسم
خانمان، دودمان
ج) پسوند سازنده اسم معنی از بن مضارع
زایمان، سازمان
خجسته دولت عالی همین کرد ای ملک پیمان
که فتحی نو دهد هر روز از یک گوشه کیهان
عسجدی
د) پسوند سازنده اسم ذات از بن ماضی
ساختمان
نکته: مان در زبان پهلوی به معنای شادی است و در ترکیب های جدیدتر در معنای نژاد و خانه نیز آمده است.
وش / فش
این پسوند معنای مثل و مانند را به واژه یا تکواژی که بر سر آن می آید، می دهد. اغلب برای ساخت صفت به کار می رود ولی ترکیبات آن با اسم مشترک است.
حوروش، پریوش، شیروش، ماه وش، عیاروش، رستم وش
در جشن آسمان وش تو ریخته به ناز
ساقی ماهروی تو در ساغر آفتاب
انوری
نکته: سیاوش از این نوع و جنس ترکیب نیست و اسمی است که معنای مستقل دارد.
وند
وند پسوند نسبت است و واژگانی مانند ترکیب های زیر از آن ساخته شده است.
پیشوند، پسوند، فولادوند، آذروند، دماوند، نهاوند، الوند، باوند، خویشاوند
بنام خداوند جان آفرین
حکیم سخن در زبان آفرین
سعدی
نکته: وند در فارسی باستان به معنای دارنده بوده است.
دیس / دیسه
این پسوند شباهت و هم مانندی را می رساند، به اسم می پیوندد و اسم مرکب می سازد.
تاقدیس، ناودیس، تندیسه، حوردیس
نگارند تندیس او گر به کوه
ز سنگ وقارش شود که ستوه
دقیقی
دان
دان پسوند جا و مکان است و ظرفیت را می رساند، به اسم می پیوندد و اسم مرکب می سازد.
آتشدان، قلمدان، مرغدان، نمکدان، گلدان، سرمه دان
گین
پسوند مبالغه است و صفت می سازد.
خشمگین، شرمگین، غمگین، آزرم گین
ترا دلخوش از حشمت خوبرویی
چه دانی غم و درد اندوهگینان
جامی
نکته: پسوند گین معنی آلودگی و در برداشتن و انباشتگی به واژه یا تکواژی که بر سر آن می آید، می دهد.
نا
این پسوند به ترتیب زیر از صفت، اسم می سازد.
تنگ + نا = تنگنا
فراخنا، درازنا
نده
پسوند فاعلی است و به بن مضارع فعل می پیوندد.
دونده، خورنده، جوینده، یابنده، پذیرنده، سازنده، بازنده، کوشنده، گوینده
ناک
پسوند اتصاف و دارندگی و شدت است.
خشمناک، دردناک، غمناک، شرمناک، اسفناک، ترسناک، اندیشناک، فرحناک
بان
معنای نگهبان و حافظ و صاحب را می رساند.
فیل بان، باغبان، بوستانبان، دژبان، گله بان، ساربان، مهربان، پالیزبان، کشتیبان، پاسبان، دیده بان، نگهبان
میان مهربانان کی توان گفت
که یار ما چنان گفت و چنین کرد
حافظ
نکته: در بعضی کاربردهای تاریخی ب در بان تبدیل به واو شده است، برای مثال در ترکیب هایی چون ساروان یا پشتیوان.
دان
این پسوند معنای جا، ظرف و محفظه را به واژه یا تکواژی که بر سر آن می آید، می دهد و در ترکیب های زیر دیده می شود.
قلمدان، چای دان، گلدان، گلابدان، کاهدان، روغن دان، آتشدان، خاکدان، چینه دان
از نمکدان دهانت سخنی می گویم
می کشم خوان کرم می کنم ایثار نمک
شاه نعمت الله ولی
نکته: پسوند دان را نباید با بن مضارع دانستن اشتباه گرفت، زیرا آن نیز در ترکیب های مرکب بسیار دیگری چون؛ غیب دان، سخندان، نکته دان دیده می شود.
بد
از پسوندهای تاریخی است که امروز کمتر از آن استفاده می شود و معنای محافظ، استاد و نگهدارنده می دهد. تلفظ صحیح آن بَد است اما در زبان گفتار به صورت بُد رایج شده است.
سپهبد، موبد، هیربد
تر / ترین
این دو پسوند به ترتیب صفت های برتر و برترین هستند و در آخر صفت مطلق می آیند:
بهتر، بهترین، خوشترین، کوچک، کوچک ترین
خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست
ساقی کجاست گو سبب انتظار چیست
حافظ
چه
پسوند تصغیر است. به آخر اسم می آید و اسم مصغر می سازد.
طاقچه، کتابچه، باغچه، آلوچه، کوچه
چی
این پسوند از زبان ترکی گرفته شده است و برای نسبت و ساختن صفت فاعلی و صفت شغلی به کار می رود.
توپچی، خوکچی، راپورتچی
نکته: این پسوند اغلب به واژه هایی می پیوندد که به یکی از چهار حرف الف، واو، یا، و های بیان حرکت ختم شده باشند، مانند:
تماشاچی، هوچی، انزلی چی، درشگه چی، کلکته چی، گاریچی
وا
این پسوند که به عنوان پیشوند در معنای باز و گشوده به کار می رود، در جایگاه پسوندی در معنای فاعل و اسم فاعل و صاحب شغل است. وا همواره اسم می سازد و با صفت اشتراکی ندارد:
پیشوا، نانوا
آن عصای حزم و استدلال را
چون نداری دیده می کن پیشوا
مولوی
سیر
سیر در فارسی امروز یک واژه مستقل است و معناهایی چون گیاهی خوردنی، متضاد گرسنگی، رنگ های تند و ... را نیز می دهد. این واژه در مقام پسوند با پیوستن به پایان کلمه معنای کثرت و زیاد بودن می دهد و در معنای پسوندی فقط در دو کلمه زیر دیده می شود.
گرمسیر، سردسیر
-ِش
پسوندی است که معمولا در آخر بن مضارع و گاهی صفت می آید و اسم مصدر می سازد.
خورش، برش، روش، جهش، نرمش، پیدایش
ز پویندگان هر چه بد تیزرو
خورش کردشان سبزه و کاه و جو
فردوسی
ِ یا های بیان حرکت
این پسوند با حرف ه نشان داده می شود و آن را های بیان حرکت می نامند و معمولاً در موارد زیر به کار می رود.
الف) ساختن اسم مصدر و اسم آلت با پیوستن به بن مضارع فعل
اسم مصدر: ناله، گریه، پویه، ستیزه
اسم آلت: آویزه، ماله، تابه، گیره
ب) ساختن صفت مفعولی و اسم آلت با پیوستن به بن ماضی
گفته، نوشته، دریده، دیده (چشم)
ج) ساختن صفت و قید با پیوستن به کلمه های مرکب به خصوص به صفت های شمارشی و مبهم و موصوف آنها
یکشنبه، دو روزه، سه ماهه، چهار ساله، دوباره، هیچ کاره، همه کاره
د) پیوستن به اسم برای تشبیه و ساخت یک اسم جدید
دندانه، دهانه، گردنه، گوشه، چشمه، زبانه
ه) برای تصغیر و تحقیر یا معارفه
مرده، بقاله، دختره، پسره
نکته: این کلمات، معمولاً خاص زبان گفتار یا لهجه محلی است.
و) پیوستن به صفت برای تداعی معنای مبالغه
میخواره، خودکامه، بیکاره
ز) پیوستن به صفت بیانی و شمارشی برای ساختن اسم
زرده، سفیده، سبزه، هفته، دهه، سده
ح) پیوستن به یک کلمه بدون تغییر معنا
چهره، کرانه، ریزه
پسوندهای زبان فارسی و کاربردهای آنها
ط) پیوستن به اسم برای ساختن اسم منسوب و ایجاد معنای جدید
روزه، رویه، پشته
ادامه پسوندهای زبان فارسی و کاربردهای آنها












نمک ماشین ظرفشویی را کجا بریزیم و هر چند وقت شارژ کنیم؟ راهنمای تصویری از پیدا کردن مخزن تا خاموش شدن چراغ نمک
بطری پلاستیکی را دور نیندازید؛ از آن یک آبشار رومیزی با خزه و نور بسازید!
سیب زمینی این قدر ترد که صدای قرچش میاد! ۲ مدل خانگی با ۲ سس خوشمزه
با گیره لباس و رول دستمال کاغذی، دو تزیین بامزه برای کریسمس بسازید!
بهترین عطرهای چرمی؛ ۶ انتخاب از لطافت جیر سفید تا شکوه چرم تیره
کیسه های پلاستیکی کهنه چه استفاده ای دارند؟ ایده ای برای تبدیل دورریختنی ها به وسیله ای کاربردی
فقط نصف سینهٔ مرغ داری؟ باهاش یه شام خوشمزه و متفاوت درست کن!
نصب و فعال سازی همراه بانک مؤسسه اعتباری ملل
طرز تهیه آبگوشت با گوشت چرخ کرده؛ آبگوشت قلقلی ساده با نخود و سیب زمینی
دیدگاه ها