باج به "شغال" ندادن یا باج به "شغاد" ندادن؟
بدنیست بدانید که ریشه این ضرب المثل به شاهنامه فردوسی راه می برد و اصل آن چنین است: «ما باج به شُغاد نمی دهیم». امّا «شُغاد» که بود؟
در شاهنامه آمده؛ شاه کابل دختر خود را به "شغاد" می دهد و از آنجا که نامبرده برادر ناتنی رستم بود، توقع داشت، رستم در زابل، از کابلی ها باج و خراج نگیرد و گرفتن مالیات را به او واگذار کند. چون مردم از رستم پیروی می کردند، می گفتند؛ تا رستم هست ما باج به "شغاد" نمی دهیم! از این روی می گویند؛ "شغاد" به دلیل شباهت ساختمانی و لفظی در گفت وگوی مردم جای خود را به "شغال" داده است و اصطلاح مثلی《باج ندادن به شغال》غلط و اصل آن《باج ندادن به شغاد》است!
توضیح اینکه؛ گروهی "باج ندادن به شغال" یا "شغاد" را ضرب المثل نامیده اند، در حالی که اصطلاحی مَثَلی است.
تفاوت مَثَل و کنایه با اصطلاح مَثَلی و کنایه ای
اصطلاح مَثَلی، کنایه ای است که نه دارای فاعل و مفعول است و نه به کسی یا چیزی اشارت دارد و نه دارای زمان خاصی است، در حقیقت خمیرمایه ی اولیه ی "مَثَل" و "کنایه" است! مانند: (از آب کره گرفتن)، (ابرو درهم کشیدن)، (آیه ی یاس خواندن)، (از کوره در رفتن) و (از کاه کوه ساختن) و ...

فردوسی توسی می گوید؛
بزرگان ایران و هندوستان
ز رستم زدندی همی داستان
چنان بد که هر سال یک چرم گاو
ز کابل همی خواستی باژ و ساو
در اندیشه ی مهتر کابلی
چنان بد کزو رستم زابلی
نگیرد ز کار درم نیز یاد
از آن پس که داماد او شد شغاد
چو هنگام باژ آمد آن بستدند
همه کابلستان بهم بر زدند
چنین گفت با شاه کابل نهان
که من سیر گشتم ز کار جهان
برادر که او را ز من شرم نیست
مرا سوی او راه و آزرم نیست
بسازیم و او را به دام آوریم
به گیتی بدین کار نام آوریم
چنین داد پاسخ به رستم شغاد؛
که از شاه کابل مکن نیز یاد
مرا بر سر انجمن خوار کرد
همان گوهر بد پدیدار کرد
همی گفت تا کی از این باژ* و ساو
نه با سیستان ما نداریم تاو
ازین پس نگوییم کو رستم است
نه زو مردی و گوهر ما کم است
حال این که سروده ی فوق تا چه میزان می تواند، در این زمینه (یعنی ارتباط آن با اصطلاح مَثَلی ذکرشده) مورد استناد قرار گیرد، خواننده ی آگاه خود بهتر می داند و آن را مردود نمی شماریم و علاوه بر آن هیچ گونه اعتراضی را نیز به پذیرش گزینش دیگران روا نمی داریم اما آنچه که مهم است، این است که به هنگام بیان اصطلاح مَثَلی مورد اشاره، چه"شغال" گفته شود و چه "شغاد" تاثیری در منظور اصلی ایجاد نمی کند، چراکه
هر دو مورد دارای معنایی مشابه به یکدیگرند و می توانند، در زمینه های مربوطه مورد استفاده قرار بگیرند، با این تفاوت که "شُغال" به روز است و با صفت هایی که این حیوان دارد، معنای بهتری را به شنونده یا خواننده ی مطلب القا می کند و دلیلش این است که؛
اولا مردم با صفات شغال، این که حیوانی لاشه خوار، قلمروطلب، فرصت طلب و مظهر نیرنگ و فریب است و سخت از شیر می ترسد، آشنایی کامل دارند و هر کس عبارت مورد بحث را بشنود، به راحتی به معنای کنایه پی می برد، در حالی که شخصیت "شغاد" بر بیشتر مردم، مهجور و پوشیده است و شنونده برای درک کنایه می بایست پس از یافتن نشانی مرجع به شاهنامه ی فردوسی یا لغتنامه ی دهخدا رجوع کند و ...
ثانیا این کنایه با نام "شُغال" در افواه مردم جا افتاده و چیزی که در اذهان جای گیرد، حذف و تغییر آن تقریبا محال است.
تحول تاریخی ضرب المثل ها: از «ملانقطی» تا «ملالغتی»
همان طور که در بالاتر عرض شد، این گروه در توجیه مَثَل "باج به شغاد ندادن" می گویند؛ منظور این است؛ تا رستم هست، به شغاد باج نمی دهیم و این در حالی است که از اصطلاح مَثَلی مورد نقد ایشان نیز همین معنا اراده می شود، یعنی؛ تا شیر هست، به شغال باج نمی دهیم و مردم نیز همین معنا را اراده و دریافت می کنند. "شیر" در برابر "رستم" و "شغال" در برابر "شغاد"
یک مورد دیگر اینکه؛ عبارت مورد بحث ما به همین صورت که در گفت وگوهای مردم رواج دارد، در کتاب امثال و حکم مرحوم دهخدا ضبط شده است!













داستان پندآموز «صدای ضبط شده ای که یک خانواده را نجات داد»؛ قصه ای احساسی با پایانی غافلگیرکننده
نصب و فعال سازی دیما بانک ملت در چند دقیقه + ویدیو
کیسه پلاستیکی را دور نریزید؛ با آن یک گل تزیینی ظریف و چشمگیر بسازید!
بطری پلاستیکی را دور نریزید؛ با آن سیب های تزیینی جذاب بسازید!
آش سرماخوردگی فوری بدون گوشت و مرغ؛ خوشمزه، مقوی و معجزه آسا!
با کاموا یک آویز دیواری چشم نواز بسازید؛ ترکیب گل های آبی، منگوله و مروارید برای خانه
ترفند خلاقانه تبدیل پلیور قدیمی به پاپوش زمستانی شیک
برگ های ساده، تزییناتی چشمگیر؛ ایده ای خلاقانه با شمع و رنگ طلایی و سبز!
طرز تهیه بورک اسفناج ترکی با فقط ۲ چونه خمیر؛ ترد و هزارلایه
۵ دیدگاه