داستان کوتاه طنز از انواع داستان های خنده دار هستند که اغلب آن ها علاوه بر ایجاد حس شادی در افراد به آن ها مطالب آموزنده ای را هم آموزش می دهند و اگر شما به مطالعه داستان علاقه مند هستید با دلگرم همراه باشید.
شیر سلطان جنگل میخواست ازدواج کنه همه حیوونا رو دعوت کرد.

تو مراسم یه موش هم حضور داشت و هی از میون جمع فریاد میزد:تبریک میگم داداش .مبارکه داداش.ایشاله خوشبخت بشی داداش.

یهو یه ببر عصبانی شد موشه رو گرفت و سرش داد زد:تو یه موش فسقلی چطور به خودت اجازه میدی شیر رو داداش خودت خطاب کنی؟ 😡

موش گفت: عصبانی نشو داداش، آخه منم قبل از اینکه ازدواج کنم یه شیر بودم !!!!😂😂😜😁

بزن دست قشنگه رو بفرست برای دوستای شیرت 😁😁😁












پیرزن خیاط و لباس کوچک؛ راز جیب پنهانی که همه را شگفت زده کرد داستانی با پایان احساسی و آموزنده
لوستر دست ساز با قاشق پلاستیکی؛ یک دکور شیک و خلاقانه با وسایل ساده!
خورخه مسی که بود ؟ بیوگرافی کامل و علت فوت پدر لیونل مسی
صفر تا صد وسایل مورد نیاز دانشجویان معماری / چه لوازمی برای رشته معماری لازم است؟
شعر دامن دامن فروردین؛ بهار در کلام محمود کیانوش
جوجه اردک زشت؛ پایان داستان و راز قوی زیبا
لباس نسکافه ای با چه رنگی ست می شود ؟ ۱۰ ترکیب بی نقص و اصول طلایی
طرز تهیه چای زردچوبه در خانه + خواص و نکات مصرف
بهترین روغن برای لیفت صورت؛ معرفی ۷ روغن معجزه گر + تکنیک ماساژ و ترکیب اختصاصی
۸ دیدگاه