داستان کوتاه طنز داستانی خنده دار است که علاوه بر ایجاد شادی داستان آموزنده نیز هست. با ما همراه باشید.
مردی الاغش را به بازار الاغ فروشان برد تا بفروشد. وقتی به بازار رسید فریاد رد: این الاغ را میفروشم...

شخصی به وی نزدیک شد و گفت: ۳۰ سکه. شخص گفت: می خرم و پول آن را داد. بعد وسط بازار الاغ فروشان رفت و گفت: آی مردم بشتابید...

و شروع به تعریف از الاغ کرد که مردی اط گوشه بازار گفت: این الاغ را ۴۰ سکه می خرم. دیگری گفت: من ۵۰ سکه مرد دیگری پیشنهاد سکه را داد و دیگری ۷۰ و بعدی ۸۰ صاحب پیشین الاغ با خود گفت: الاغی که مردم حاضر باشند ۸۰ سکه بخرند را چرا من...

نخرم پس دستش را بالا برد و گفت:۹۰ سکه شخص گفت:۹۰ سکه یک ۹۰ سکه دو ۹۰ سکه سه. در این لحظه شخصی مرد را به...

کناری کشید و گفت: ای مرد تو هم فروشنده خوبی بودی هم خریدار خوبی. از شما چند تا در این منطقه هست؟ مرد گفت: زیادیم.

شخص گفت از کجا آمده اید؟ مرد گفت: از بازار بورس ایران.













فورس کردن یعنی چه؟ معنی و کاربرد واژه فورس
ضرب المثل بوقلمون و مفهوم دورویی
ورزش باله؛ هنری که بدن و ذهن را متحول می کند
راهنمای جامع نگهداری سوسن آفریقایی
داستان پندآموز «نیمکتی که هر روز منتظرش بود»
بهترین مدل های ساندویچ ساز سیلور کرست | معرفی ۴ مدل محبوب و کاربردی
با یک بطری پلاستیکی دورریختنی، جا اسکاچی روی ظرفشویی بسازید!
روغن فندق برای موی کودکان؛ ۵ خاصیت شگفت انگیز که والدین باید بدانند !
رازهای طلایی تقویت و مراقبت از ساقه مو از تغذیه تا روتین روزانه !
دیدگاه ها