آموزش کامل درس هفدهم فارسی دهم | سپیده دم
تو را «جنوب» نامیدم
ای که ردای حسین را بر دوش
و خورشید کربلا را در بر داری
ای سرخ گل که فداکاری پیشه کردی
ای انقلاب زمین که با انقلاب آسمان بَرین
پیوند خوردهای
ای سرزمینی کز خاکت
خوشههای گندم میروید
و پیامبران بر میخیزند
قلمرو زبانی: ردا: بالاپوش / برین: بالایی
قلمرو ادبی: جنوب: نماد مقاومت و جنبش انقلابی / منظور جنوب لبنان است. / ردای حسین بر دوش داری: کنایه از اینکه پیرو امام حسین هستی / خورشید کربلا: استعاره از امام حسین (ع)، / سرخ گل: استعاره از سرزمین شهادت «جنوب لبنان» / زمین و برین: تضاد / خاک، خوشه، گندم، روییدن: مراعات نظیر / تشخیص در همه بندها
قلمرو فکری: تو را جنوب مینامیم ای سرزمینی که در مبارزه علیه باطل و شهادت طلبی پیرو امام حسین هستی و دراین راه فداکاری میکنی. ای انقلابی که با ارزشهای آسمانی و دینی پیوند خوردهای. ای سرزمین مقدس که خاکت حاصلخیز و سبز است و پیامبران الهی در دامانت پرورش یافتهاند. (سرزمین برکت و سرزمین وحی هستی)
تو را جنوب نامیدم
ای کشتیهای صیّادی که مقاومت پیشه کردهاید
ای ماهی دریا که مقاومت پیشه کردهای
ای دفترهای شعری که مقاومت پیشه کردهاید
ای روزهای عاشورا!
قلمرو زبانی: کشتیها، ماهیها، دفترهای شعر، منادا (شبه جمله)
قلمرو ادبی: کشتیها، ماهیها، دفترهای شعر: تشخیص/ ای روزهای عاشورا: تلمیح به سخن «کل یوم عاشورا، کل ارض کربلا»
قلمرو فکری: ای کشتیهایی که در کمین دشمن هستید و مقاومت، پیشه شماست. ای ماهیهایی که با مقاومت همگام هستید. ای دفترهای شعری که رسم مقاومت را میدانید و پایداری میسرایید. ای روزهای عاشورایی! اشاره به «کل یوم عاشورا، کل ارض کربلا»
تو را جنوب نامیدم
تو را آبها و خوشهها
و ستارۀ غروب نامیدم
تو را سپیده دمی در انتظار زاده شدن
و پیکری در اشتیاق شهادت نامیدم
تو را انقلاب و شگفتی تغییر نامیدم
تو را پاک و پاکیزه و ارجمند و توانا نامیدم
قلمرو ادبی: آب: نماد پاکی و حیات / خوشه: نماد باروری و برکت / سپیدهدم: نماد امیدواری و پیروزی / تو را سپیده دمی در انتظار زاده شدن نامیدم: کنایه از نزدیک بودن پیروزی / پیکر: مجاز از انسان
قلمرو فکری: تو مظهر پاکی، حیات، باروری و برکت هستی. تو ستاره فروزان غروبی. تو را سرزمین امید و پیروزی و انسانی مشتاق و آرزومند شهادت نامیدم. تو سرزمین شگفت انقلاب علیه ستم و ایجاد تغییر در جهان هستی. تو سرزمیی پاک، مقدس و گرانقدر و توانمند هستی.
تو را جنوب نامیدم
ای چون سبزه برآمده از دفتر روزگاران
ای مسافر دیرین بر روی خار و درد
ای چون ستاره فروزان
ای چون شمشیر درخشان
بگذار بوسه زنیم بر شمشیری که در دستان توست
بگذار گرد و خاک قدمهایت را برگیریم
قلمرو زبانی: حذف منادا به قرینه معنوی: ای چون سبزه.../ ای چون ستاره.../ ای چون شمشیر...
قلمرو ادبی: تشبیه: چون سبزه، ستاره، شمشیر / دفتِر روزگاران: اضافه تشبیهی / مجاز: خار و درد مجاز از رنج و سختی / مصراع سوم: تلمیح به مصائب حضرت مسیح در راه ابلاغ نبوت / بوسه زدن و گرد و خاک قدم برگرفتن: کنایه از بزرگداشت و تکریم
قلمرو فکری: ای سرسبزترین سرزمین جهان ای سرزمین رنجور و دردمند که چون ستاره، فروزان و چون شمشیر، درخشان و برّندهای. بگذار به نشانه احترام و قدردانی بر شمشیرت بوسه زنیم و غبار رنج و درد و خستگی را از وجودت بزداییم.
ای سرور بارانها و فصلها،
تو را عطری نامیدم که در غنچهها خانه دارد
تو را پرستو نامیدم
ای سرور سروران،
ای برترین حماسه!
قلمرو ادبی: باران نماد: حیات، طراوت و پاکی. / فصل: نماد دگرگونی / پرستو: پیامآور بهار عشق و آزادی. / سرور باران و فصلها: اضافه استعاری ( تشخیص) / عطری که در غنچه خانه دارد: تشخیص
قلمرو فکری: ای پاکترین سرزمین و ای سرآمد روزگاران، تو در دلپذیری چونان عطر پنهان در غنچههایی. ای نماد دلاوری و حماسه و ای بزرگترین سرور زمانه، تو پیامآور عشق و آزادی هستی.
دریا متنی نیلگون است
که علی آن را مینویسد
و مریم هر شب، روی شنها
به انتظار مهدی مینشیند
و گلهایی را میچیند
که از انگشتان شهیدان میرویند
قلمرو ادبی: تشبیه: دریا مثل متن است. / علی و مریم و مهدی: تلمیح، خداوند با ظهور حضرت مهدی شماری از امّت محمّد را پس از مرگشان و پیش از قیامت بر میانگیزاند تا آنان حکومت حضرت مهدی را درک کنند و او را همراهی نمایند. حضرت علی، امام حسین و حضرت عیسی بن مریم از جمله رجعت کنندگان هستند. (رجعت) / روییدن گل از انگشتان شهیدان: استعاره مکنیه / گلها: استعاره از رجعت کنندگان همراه امام زمان
قلمرو فکری: دریای حقیقت مثل متن آبیِ نیلوفری است که حضرت علی نویسنده آن است و حضرت مریم هر شب، روی شنهای ساحل به انتظار حضرت مهدی مینشیند و در انتظار رجعت اولیای الهی است که شهدا زمینهساز ظهور آنها هستند.
تاریخ، روزی، روستای کوچکی را
از روستاهای جنوب به یاد خواهد آورد
که «معرکه» خوانده میشود.
روستایی که با «صدر»ش، با سینهاش
از شرافت خاک و کرامت انسان بودن دفاع کرد
قلمرو ادبی: تاریخ: مجاز از جهانیان / صدر: ایهام 1- امام موسی 2- سینه / معرکه: ایهام 1- نام روستای زادگاه اجداد امام موسی صدر در جنوب لبنان 2- محل گوشمالی دادن دشمن، هنگامه و کارزار / سینه: مجاز از قلب، دل یا تمام وجود / خاک: مجاز از جهان و جهانیان
قلمرو فکری: مردمان جهان در روزگاران آینده از روستای کوچکی در جنوب لبنان به نیکی یاد خواهند کرد که «معرکه» یا میدان گوشمالی دادن و نابودی دشمن نامیده میشود. روستایی که با امام موسی صدرش و با تمام قلب و وجودش از شرافت جهانیان و ارزش و کرامت انسانی در برابر دشمن دفاع کرد.
سَرورم! ای سرور آزادگان!
در زمانۀ سقوط و ویرانی
جز تو، کسی نمانده است
که در زندگی ما نخل و عِنَب و تاکستان بکارد
جز تو کسی نمانده است؛
مگر تو!
مگر تو!
پس درهای امید و روشنایی را به روی ما بگشای!
قلمرو زبانی: سرورم و سرور آزادگان: منادا (دو شبه جمله) زمانه سقوط و ویرانی: دو ترکیب اضافی / عنب: انگور
قلمرو ادبی: استعاره: کاشتن نخل و عنب و تاکستان در زندگی: کنایه از ایجاد آبادانی و طراوت و شادابی در زندگی / عنب و تاکستان: مجاز از درخت انگور و تاک / درهای امید و روشنایی: دو اضافه استعاری
قلمرو فکری: ای سرور من و همه آزادگان جهان، در این زمانه ای که جهان در حال سقوط و ویرانی معنوی و اخلاقی است، کسی جز تو نیست که بتواند در زندگی ما آبادانی و ظراوت و شدابی بیافریند. پس در امید و روشنایی را به روی ما باز کن
سَمفونی پنجم جنوب، نزِار قَباّنی (1998 - 1923 م) (با کاهش و اندکی تغییر)

کارگاه متن پژوهی
قلمرو زبانی (صفحهٔ 136 کتاب درسی)
1- به نمونههای زیر، توجّه کنید.
| بر پایۀ تناسب (همبستگی) | بر پایۀ ترادف (هم معنایی) |
| گل: باغ، بلبل، پروانه، گلستان | مهربانی: دوستی، مبحت، لطف، الفت |
اکنون بر پایۀ نمونههای داده شده، نمودارهای زیر را کامل کنید.
| تناسب | ترادف |
| عطر: گل، غنچه، بو، مشام | کرامت: دهش، بخشش، بزرگواری، سخاوت |
2- از میان موارد زیر، ترکیبهای وصفی و اضافی را جدا کنید؛ سپس، هستۀ هر یک را مشخّص نمایید.
«ستارۀ غروب، سَرور آزادگان، مسافر دیرین، ماهی دریا، برترین حماسه»
ستارهٔ غروب: اضافی
سرور آزادگان: اضافی
مسافر دیرین: وصفی
ماهی دریا: اضافی
برترین حماسه: وصفی
3- در مصراع زیر، نقش دستوری اجزای مشخص شده را بنویسید.
«پس، درهای امید و روشنایی را به روی ما بگشای»
در: مفعول
امید: مضاف الیه
روی ما: متمم

قلمرو ادبی (صفحهٔ 137 کتاب درسی)
1- مصراعهای زیر را با توجه به آرایههای «تشخیص، کنایه و تشبیه» بررسی کنید.
- ای چون سبزه بر آمده از دفتر روزگاران تشبیه (لبنان به سبزه) - تشخیص (ای لبنان)
- ای کشتیهای صیّادی که مقاومت پیشه کردهاید! تشخیص (کشتیای که مقاومت میکند.)
- بگذار بوسه زنیم بر شمشیری که در دستان توست کنایه (بوسه زدن بر شمشیر) - تشخیص (دستان تو: لبنان)
2- کدام واژۀ مشخّص شده، «استعاره» به شمار میآید؟ مفهوم آن را بنویسید.
«ای مسافر دیرین بر روی خار و درد/ ای چون ستاره، فروزان»
خار: مجاز از رنج و سختی
3- شاعر، «بارانها» و «فصلها» را در کدام مفاهیم نمادین به کار برده است؟
باران: نماد آزادی و طراوت
فصلها: نماد زمان و تاریخ
کاربرد مناسب شبکۀ معنایی، در شعر و نثر، ضمن آنکه به تداعی معانی کمک میکند، سبب زیبایی و دلنشینی سخن میشود و آرایۀ «مراعات نظیر» را پدید میآورد؛ مثال:
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
سعدی
4- از متن درس، دو نمونه مراعات نظیر بیابید.
جز تو کسی نمانده است که در زندگی ما نخل و عنب و تاکستان بکارد
ای سرور بارانها و فصلها / تو را عطر مینامیم که در غنچهها خانه دارد / تو را پرستو نامیدم

قلمرو فکری (صفحهٔ 137 کتاب درسی)
1- دریافت خود را از سرودۀ زیر بنویسید.
«تو را جنوب نامیدم / ............/ ای انقلاب زمین که با انقلاب آسمانِ بَرین/ پیوند خوردهای».
شاعر قیام مردم لبنان علیه ظلم، یک انقلاب خدایی و آسمانی میداند.
2- در سرودۀ زیر:
«ای سرزمینی کز خاکت / خوشههای گندم می روید / و پیامبران بر میخیزند».
الف) کدام سرزمین مورد خطاب است؟ لبنان
ب) مقصود شاعر از مصراعهای دوم و سوم چیست؟ مصرع دوم بر امید به آینده و زندگی دوباره تاکید دارد. مصراع سوم به بعثت پیامبران از سرزمین لبنان اشاره دارد.
3- از متن درس، مصراعی را معادل معنایی قسمت مشخّص شده بیابید.
« تو را سپیده دمیدر انتظار زاده شدن/ و پیکری در اشتیاق شهادت نامیدم».
و گلهایی را میچیند / که از انگشتان شهیدان میرویند
4- قبّانی در این بخش از شعرش بر چه نکتهای تأکید دارد؟
«ای که ردای حسین بر دوش داری/ و خورشید کربلا را در برداری ...».
فرهنگ شهادت طلبانه و شیعی مردم لبنان

گنج حکمت: مزار شاعر
تیمور لنگ، گاه سوار بر اسبی که لگامی زرّین داشت -سرگرم اندیشههای دور و دراز خود- از میدان جنگ به گورستان میرفت و از اسب پیاده میشد و تنها در میان قبرها به گردش میپرداخت و هر گاه بر مزار یکی از نیاکان خود یا شاعری بزرگ، سرداری دلاور و دانشمندی نامدار میگذشت، سر فرود میآورد و مزار او را میبوسید.
تیمور، پس از آنکه شهر توس را گشود، فرمان داد که از کشتار مردم آن دست بردارند؛ زیرا فردوسی، شاعر ایرانی، روزگار خود را در آن به سر برده بود. آنگاه تیمور بر سر مزار او شتافت و چون جذبهای اسرار آمیز او را به سوی فردوسی میکشید، خواست که قبرش را بگشایند: «مزار شاعر غرق در گل بود.»
تیمور در اندیشه شد که پس از مرگ، مزار کشورگشایی چون او چگونه خواهد بود. پس، از راه قره قورم بـه سوی تاتار -آنجا که نیای بزرگش، چنگیز، در معبدی آهنین آرمیده است- روی آورد.
در برابر زائر نامدار که زانو بر زمین زده و سر فرود آورده بود، سنگ بزرگی را که بر گور فاتح چین نهاده بودند، برداشتند؛ ولی تیمور ناگهان بر خود لرزید و روی بگردانید: «گور ستمگر غرق در خون بود.»
فرانسوا کوپه

واژهنامه
برَین: بالایین، برتر
تاکستان: باغ انگور، باغی که در آن تاک کاشته باشند.
حماسه: دلیری، نوعی از شعر که در آن از جنگها و دلاوریها سخن میرود.
ردا: لباس بلند، جلوباز و بیدکمه
شرافت: ارجمندی، با شرف بودن
لگام: افسار، دهنۀ اسب













فقط یک تخم مرغ دارید؟ این ۱۲ غذای خوشمزه را امتحان کنید!
استایل جکت چرم زنانه؛ ۱۰ ترکیب شیک و کاربردی
رابطه نام الرحمان با چهار آیه نخست سوره الرحمن
سن بیداری جنسی در کودکان و نقش پوشش والدین در سلامت جنسی آنان
فوت صادرکننده یا دارنده چک؛ شرایط وصول وجه و خسارت تاخیر تادیه
انتخاب پیمانکار تجهیز سالن سینما؛ از طراحی تا پشتیبانی
طرز تهیه ۵ مدل خاگینه تبریزی: خوشمزه و پرمغز
آموزش بافت جای اکسسوری دست؛ مرحله به مرحله و ساده
ماچا لته نارگیل: نوشیدنی خامه ای، خواص و طرز تهیه
دیدگاه ها