دلگرم
امروز: شنبه, ۱۶ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۲۶ جمادى الأول ۱۴۴۸ قمری و ۰۷ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی
انشای خیال انگیز: اگر من یک توپ بودم
زمان مطالعه: 3 دقیقه
کودکی که به دلیل شکستگی پا از بازی محروم شده، در تنهایی کنار پنجره به دنیای خیال پردازی پناه می برد و خود را توپی پرجنب وجوش تصور می کند که می تواند پرواز کند، به کشورهای دوردست سفر کند و حتی در المپیک بدرخشد.

انشا اگر من یک توپ بودم

انشا با موضوع اگر من یک توپ بودم به صورت ادبی و توصیفی برای دانش آموزان آماده شده تا با نحوه نگارش و مهارت نوشتاری آشنا شوند. با دلگرم همراه باشید.

 موضوع انشا اگر من یک توپ بودم

به دلیل شکستگی پایم که هنگام سر خوردن از سرسره رخ داد، مدتی نمی توانم به همراه دوستانم بازی کنم. ظهر که می شود کنار پنجره می نشینم و آن ها را از دور تماشا می کنم.

روزی که مانند همیشه در لبه پنجره نشسته بودم، به این فکر افتادم که اگر من یک توپ بودم چه اتفاقی می افتاد. من کودکی پر جنب و جوش هستم. از این رو به نظر می رسید که یک توپ پرتکاپو می شدم.

انشا

اگر کودکان می خواستند با من بازی کنند، می چرخیدم و از دستشان فرار می کردم تا دنبالم بدوند و مرا بگیرند. شاید هم توپی می شدم که هرروز به شیشه پنجره یکی از همسایه ها می خورد و آن را می شکست. خلاصه بگویم این را می دانم که نمی توانستم یک جا بند شوم.

به ادامه ی افکارم در آن روز زیبا ادامه دادم و تصور کردم که اگر واقعا توپ بودم، چه زندگی هیجان انگیزی می داشتم. می توانستم در بازی های گروهی نقش مهمی ایفا کنم و موجب سرگرمی دوستانم شوم. هر بار که بچه ها مرا پرتاب می کردند، حس پرواز کردن را تجربه می کردم و دنیای را از بالا می دیدم.

همچنین بخوانید:
انشای ادبی: اگر من یک دانه برف بودم

انشای ادبی: اگر من یک دانه برف بودم

سفری شاعرانه از آسمان تا زمین در قالب یک دانه برف، که زیبایی گذرا و نقش حیات بخش خود در چرخه طبیعت را روایت می کند.

در خیالم، یک روز به توپ جادویی تبدیل می شوم که می توانست فراتر از حد معمول بپرد و به دورترین نقاط برود. در این حالت، من می توانستم به مناطق دوردست بروم و با کودکان دیگر در نقاط مختلف دنیا بازی کنم. شاید می توانستم به کشورهای مختلف سفر کنم و با بچه هایی از فرهنگ های متفاوت آشنا شوم.

اگر من یک توپ بودم، ممکن بود به خاطر ضربه هایی که به من وارد می شد آسیب ببینم، اما در عوض، این آسیب ها می توانستند به من کمک کنند تا قوی تر و مقاوم تر شوم. هر بار که بر روی زمین می افتادم، تجربه جدیدی کسب می کردم.

به این فکر کردم اگر من توپ بودم، دوست داشتم که به عنوان توپی در المپیک حضور داشته باشم و ورزشکاران با من به رقابت با یکدیگر بپردازند.

این فکرهای زیبا و خوشایند کمک کردند تا از لحظات تنهایی ام لذت ببرم و هر روز به امید بازی دوباره با دوستانم سرحال بمانم.

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits