انواع واو در زبان فارسی
حرف واو سی امین حرف و یکی از پرکاربردترین حروف در زبان فارسی است. این حرف از جمله حروفی است که در ساختار جمله هم ایفای نقش می کند؛ یعنی نقش دستوری خاصی را می پذیرد و با توجه به موقعیت قرار گرفتنش در جمله، معنا و مفهوم یک یا چند کلمه را به تنهایی به عهده می گیرد. علاوه بر این، از مصوت های بلند زبان فارسی حرکت فتحه یا ضمه را (با توجه به کاربردش در جمله یا کلمه) می پذیرد و از آن به عنوان پایه همزه نیز استفاده می شود. دستورنویسان برای انواع واو در زبان فارسی دسته بندی های مختلفی در نظر گرفته اند. که قصد داریم در این مقاله آنها را برای شما بازگو کنیم.
در نگاه نخست انواع واو در زبان فارسی را می توان به دو دسته تقسیم کرد، یکی واوهایی که نقش های دستوری و زبانی دارند و به کلمات و جملات قبل و بعد خود نقش های دستوری می دهند، دوم واوهایی که علاوه بر نقش دستوری، معنا و مفهمومی را نیز انتقال می دهند.
1- واو با نقش دستوری
واو در زبان فارسی از نظر دستوری به اغنواع مختلفی تقسیم می شوند که عبارتند از:
در ادامه می توانید با انواع این واوها بیشتر آشنا شوید؛
واو عطف
هر گاه واو میان چند کلمه و اسم که نقش یکسانی دارند بیاید، آن را واو عطف می نامند. کلمه ای را که قبل از واو عطف می آید معطوف الیه و کلمه ای را که بعد از آن می آید معطوف می نامند، برای مثال:مریم و فاطمه گفتند.
در این جمله مریم و فاطمه هر دو اسم هستند و هر دو نقش فاعلی دارند. از آنجا که واو میان این دو اسم، واو عطف است، مریم معطوف الیه و فاطمه معطوف است. یا مثال های زیر:
آریا دانا و باتدبیر است.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند.
نکته: اگر تعداد کلمات معطوف، بیش از دو مورد باشد، فقط میان دو کلمه آخر، واو می آید و سایر کلمه ها را با ویرگول از یکدیگر جدا می کنند. ویرگول در این شرایط در معنای واو است و کلمات را به هم معطوف می کند:
استان های فارس، گیلان، خراسان، آذربایجان شرقی و سمنان همچنان از استان های قرمز کرونایی هستند.
باید توجه کرد که واو در گذشته با صدای «اُ» تلفظ می شده است. امروز در محاوره نیز به همین شکل خوانده می شود اما در پاره ای از موارد، در نوشتار زبان فارسی و تحت تأثیر از واو مفتوح در زبان عربی، با فتحه خوانده می شود. پس اگر بخواهیم برای سهولت کار، یک قانون کلی وضع کنیم؛ می توانیم بگوییم هر وقت حرف واو بین دو کلمه باشد، به صورت «وُ» و هر زمان بین دو جمله باشد به صورت «وَ» و در آغاز جمله نیز (به ویژه در شعر) به شکل مفتوح (وَ) تلفظ می شود.
دیدم که نصیحت نمی پذیرد وَ دم گرم من در آهن سرد او اثر نمی کند.
گلستان، سعدی
و دیگر که اندر دلش راز شاه
بدارد نگوید به خورشید وُ ماه
شاهنامه، فردوسی
واو در گفتار، محاوره و زبان شعر، گاهی کامل حذف می شود.
پدر مادرش واکسن زدند.
پدر و مادرش
نگارینا روا داری بدین سان
تو اندر خانه من در برف و باران
فخر گرگانی
واو ربط
واو ربطی، واوی است که میان دو جمله با معنای پیوسته به کار می رود. به همین دلیل عده ای آن را واو ربط هم پایه ساز هم نامیده اند.
من واکسن زدم و به مسافرت رفتم.
این دو جمله در عین حال که هر یک جمله های مستقلی هستند و هیچ یک جزئی از جمله دیگر نیست، با واو ربط، هم پایه شده اند.
نکته: واوی که بین چند فعل به کار رود، واو ربط محسوب می شود.
آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند.
در میان جملاتی که با حرف واو ربط هم پایه می شوند، مانند واو عطف، می توان ویرگول را میان جملات آورد و دو جمله آخر را با واو به هم مربوط کرد، برای مثال:
بقدر هر سکون راحت بود بنگر مراتب را
دویدن، رفتن، استادن، نشستن، خفتن و مردن
صائب
واو حالیه یا قیدساز
مقصود از آوردن این واو بیان حالت است یعنی معنای در حالی که و حال آنکه را دارد.
عاشقم و معشوقی ندارم.
یعنی عاشقم [در حالی که] معشوقی ندارم.
تو مخلوق و [در حالی که] آدم هنوز آب و گل
بوستان، سعدی
وفا نکردی و [در حالی که] کردم! جفا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم! بریدی و نبریدم
مهرداد اوستا
واو ضمیر
واو ضمیر، نوعی ضمیر شخصی است که بیشتر در شعر و نظم با مخفف شدن الف از ابتدای اوی ضمیر در جمله می آید و از مرجعش خبر می دهد، مثل:
کاو مخفف شده که او
چنو مخفف شده چون او
ورا در شبستان فرستاد شاه
زهرکس فزون شد ورا پایگاه
شاهنامه، فردوسی
واو معدوله
معدوله در لغت به معنای تغییریافته است. در دستور زبان این واو را واو بیان حرکت نیز نامیده اند، یعنی آنچه نوشته می شود، ولی خوانده نمی شود. این واو بعد از حرف خ می آید، مثل کلمات زیر:
خواهر، خواهش، خوردن، خواسته و ...
2- انواع واو از نظر معنایی و بلاغی
واو اختصار (ایجاز)
این نوع واو در جمله، معنای یک یا چند فعل را می رساند که بیشتر در معنای دریافتن و دانستن می آید.
اشک او دیدم و آن مه دلش از غم خون است.
به معنای اشک او را دیدم و [دانستم] دل او از غم خون است.
کاربردهای مختلف پسوندهای فارسی در ساخت واژه (قسمت آخر)
واو مقابله
هرگاه واو در جمله، معنای در مقابل و در برابر بدهد به این واو، واو مقابله یا واو تقابل می گویند.
عمر برف است و آفتاب تموز
یعنی عمر مانند برف است که در مقابل آفتاب سوزان (تموز) است.
نتابند روی از نبرد اندکی
هزار از شما گرد و ز ایشان یکی
گرشاسب نامه، اسدی












طرز تهیه شیرینی خوشمزه بدون فر؛ با چند ماده ساده و ظاهری مجلسی
طرز تهیه آسان ترین بیسکویت تردی که تا حالا درست کرده ای/ بدون قالب و دردسر
راهنمای استایل رسمی و روزمره با شلوار طوسی برای خانم ها و آقایان
آیا سرکه شپش را از بین می برد ؟ بررسی علمی و نکات ایمنی
طرز تهیه سمبوسه سیب زمینی با روش جدید پیچیدن؛ سریع، آسان و ترد
مهلت اعتراض به قرارهای کیفری؛ از ۳ روز تا ۲ ماه
علت های اصلی خشک شدن درخت سیب ، تشخیص گام به گام و راه های درمان
چرا همیشه دلم می خواهد بیرون بروم؟ دلایل روان شناختی
داستان پندآموز «چتری که در روز آفتابی فروخته شد»؛ قصه ای زیبا با پایانی غیرمنتظره
۴ دیدگاه