برگزیده برترین شعر محمدرضا آقاسی در وصف حضرت علی
محمدرضا آقاسی در خانواده مذهبی در تهران متولد شد. پدرش، حاج قاسم آقاسی، قاری قرآن و مادرش شاعر و مداح اهل بیت (ع) بود.
بـه جز دست علی مشکل گشا کیست؟
بـه جز دست علی مشکل گشا کیست
کلید کنت و کنز مخفیا کیست
کسی جز او توانایی ندارد
کـه زخم شیعه را مرحم گذارد
غدیر ای باده گردان ولایت
رسولان الهی مبتلایت
–
ندا آمد زمحراب سماوات
بـه گوش گوشه گیران خرابات
رسولی کز غدیر خم ننوشد
ردای سبز بعثت را نپوشد
تمام انبیا ساغر گرفتند
شراب از ساقی کوثر گرفتند
–
علی ساقی رندان بلاکش
بده جامی کـه می سوزم در آتش
مرا آیینه ی صدق و صفا کن
تجلی گاه نور مصطفی کن
![]()
شعر معروف و زیبای آقاسی در وصف علی
ساقی امشب باده از بالا بریز
باده از خم خانه مولا بریز
باده ای بی رنگ و آتشگون بده
زانکه دوشم داده ای افزون بده
ای انیس خلوت شبهای من
می چکد نام تو از لبهای من
محو کن در باده ات جام مرا
کربلایی کن سرانجام مرا
یا علی، درویش و صوفی نیستم
فاش میگویم که کوفی نیستم
موجها را می شناسی مو بـه مو
شرحی از زلف پریشانت بگو
باز کن دیباچه توحید را
تا بجوید ذره ای خورشید را
یا علی بار دگر اعجاز کن
مشتهای کوفیان را باز کن
باز کن چشمان نازآلوده را
بنگر این چشم نیاز آلوده را
شاهد اقبال در آغوش کیست؟
کیسه نان و رطب بر دوش کیست؟
کیست ان کس کز علی یادی کند؟
بر یتیمان من امدادی کند؟
دست گیرد کودکان درد را
گرم سازد خانه های سرد را
شد زمین لبریز مسکین و یتیم
ما گرفتار کدامین هیأتیم
با یتیمان چاره “لاتقهر” بود
پاسخ سائل “ولا تنهر” بود
دست بردار از تکبر وز خطا
شیعه یعنی جود و احسان و عطا
یا علی، امروز تنها مانده ایم
در هجوم اهرمن ها مانده ایم
یا علی، شام غریبان را ببین
مردم سر در گریبان را ببین
گردش گردونه را بر هم بزن
زخمهای کهنه را مرهم بزن
حیدرا یک جلوه محتاج توأم
دار برپا کن که حلاج توأم
جلوه ای کن تا که موسایی کنم
یا بـه رقص آیم مسیحایی کنم
یک دو گام از خویشتن بیرون زنم
گام دیگر بر سر گردون زنم
گام بردارم، ولی با یاد تو
سر نهم بر دامن اولاد تو
شیعه یعنی شرح منظوم طلب
از حجاز و کوفه تا شام و حلب
شیعه یعنی یک بیابان بی کسی
غربت صد ساله بی دلواپسی
شیعه یعنی صد بیابان جستوجو
شیعه یعنی هجرت از من تا بـه او
شیعه یعنی دست بیعت با غدیر
بارش ابر کرامت بر کویر
شیعه یعنی عدل و احسان و وقار
شیعه یعنی انحنای ذوالفقار
از عدالت گر تو میخواهی دلیل
یاد کن از آتش و دست عقیل
جان مولا حرف حق را گوش کن
شمع بیت المال را خاموش کن
این تجملها که بر خوان شماست
زنگ مرگ و قاتل جان شماست
شیعه یعنی وعده ای با نان جو
کشت صد آیینه تا فصل درو
شیعه یعنی قسمت یک کاسه شیر
بین نان خشک خود با یک اسیر
گر چه قرآن را مرتب خوانده ایم
از قلم نقش مرکب خوانده ایم
سوره ها خواندیم بی وقف و سکون
کس نشد واقف بـه سر “یسطرون”
تا بـه کی در لفظ مانی همچو من
سیر معنا کن چو هفتاد و دو تن
شیعه یعنی عشقبازی با خدا
یک نیستان تکنوازی با خدا
شیعه یعنی هفت خطی در جنون
شیعه توفان می کند در کاف و نون
شیعه یعنی تندر آتش فروز
شیعه یعنی زاهد شب، شیرروز
شیعه یعنی شیر، یعنی شیر مرد
شیعه یعنی تیغ برهنه در نبرد
شیعه یعنی تیغ، تیغ موشکاف
شیعه یعنی ذوالفقار بی غلاف
شیعه یعنی سابقون السابقون
شیعه یعنی یک تپش عصیان و خون
شیعه باید آبها را گل کند
خط سوم را بـه خون کامل کند
خط سوم خط سرخ اولیاست
کربلا بارزترین منظور ماست
شیعه یعنی بازتاب آسمان
بر سر نی جلوه رنگین کمان
شیعه یعنی امتزاج نار و نور
شیعه یعنی رأس خونین در تنور
شیعه یعنی هفت وادی اضطراب
شیعه یعنی تشنگی در شط آب
شیعه یعنی دعبل چشم انتظار
می کشد بر دوش خود چل سال دار
شیعه باید همچو اشعار کمیت
سر نهد برخاک پای اهل بیت«ع»
یا فرزدق وار در پیش هشام
ترک جان گوید بـه تصدیق امام
مادر موسی که خود اهل بلاست
جرعه نوش از باده جام بلاست
در تب پژواک بانگ الرحیل
می نهد فرزند بر دامان نیل
نیل هم خود شیعه مولای ماست
اکبر اوییم و او لیلای ماست

شعر کوتاه آقاسی در مورد علی
حیدرا یک جلوه محتاج توام دار بر پکن کـه حلاج توام
جلوهای کن تا کـه موسایی کنم یا بـه رقص آیم مسیحایی کنم
یک دو گام از خویشتن بیرون زنم گام دیگر بر سر گردون زنم
گام بردارم ولی با یاد تو سر نهم بر دامن اولاد تو

شعر آقاسی درباره حضرت علی
این نماز و روزه و حج و زکات بی ولایت چیست غیر از منکرات
جز ولایت وادی ایمن کجاست ایمنی از شر اهریمن کجاست
بر ولای مرتضی مومن شوید کز عذاب قهر حق ایمن شوید
گفت احمد با علی بیعت کنید یا کـه در دین خدا بدعت کنید
بر ولای مرتضی کافر شدید؟ یا کـه از مولا مسلمان تر شدید؟
از چه رو چون کوفیان بی ولی خرده می گیرید بر کار علی
با علی در بدر بودن شرط نیست ای برادر نهروان در پیش روست
یا علی امشب تنور آماده کن امتت را امتحانی ساده کن
تا شود معلوم خاص الخاص کیست در دل دریای خون غواص کیست
مسلمان نمایان تکنکرات رهاوردتان چیست جز منکرات
شـما گر نماینده ی مردمید چرا مات و مبهوت و سردرگمید
شمایی کـه دین را بـه نان میدهید کجا در ره عشق جان می دهید
نمایندگانی کزین امتند خدا باور و تشنه ی خدمتند
اگر خشم دینی ملایم شود بر این سرزمین غرب حاکم شود
فضای باز یعنی بی حیایی در انظار عمومی خود نمایی
فضای باز یعنی نانجیبی تظاهر سازی و مردم فریبی
الا ای عارفان بی معارف جهالت پیشگان شبه عارف
اگر فرهنگتان فرهنگ دین اسـت چرا آهنگتان کفر آفرین اسـت
شـما گر پیرو خط امامید چرا دلبسته ی میز و مقامید
کـه میدان داد این نوکیسه ها را حمایت کرد این ابلیسه ها را
سر افرازان برای سرفرازی ضرورت دارد آیا برج سازی













طرز تهیه کوفته شوید باقلا اصفهانی بدون وا رفتن؛ با فوت و فن های طلایی
امانت کوچک؛ داستانی پندآموز درباره صداقت و انسانیت
لوبیا چشم بلبلی پلو جنوبی؛ پلوی خوش عطر و اصیلی که جنوبی ها با ادویه های معطر می پزند
دسر یخی با شکلات و موز؛ فقط با ۲ ماده ساده و بدون نیاز به بستنی ساز
راز قد کشیدن و خوش عطر شدن برنج مجلسی؛ فوت وفن برنج دانه بلند و رستورانی در خانه
آموزش کاردستی چشم نظر / آویز دیواری زیبا با کاموا و چوب
چرا وقتی کلاچ می گیرم صدا میده؟ علت صدای کلاچ هنگام فشار دادن پدال
دوپیازه آلو؛ غذای اصیل شیرازی که با وجود نامش هیچ آلویی ندارد!
با چند رشته کاموا، جوجه تیغی های بامزه بسازید؛ آموزش کاردستی پوم پوم برای بچه ها
دیدگاه ها