دلگرم
امروز: سه شنبه, ۰۶ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱۴ صفر ۱۴۴۸ قمری و ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
غمگین ترین اشعار کوتاه و بلند در وصف بی وفایی
زمان مطالعه: 4 دقیقه
شعر بی وفایی کوتاه - گلایه از یار بی وفا - معشوق بی وفا - تک بیت بی وفایی - بی وفایی عشق - شعر بی وفایی دوست - بی وفایی دنیا و مرگ - دلنوشته بی وفایی

گزیده برترین شعرها در مورد بی وفایی

 

دوباره شب دوباره من دوباره گریه های من
شبی چنین نشسته دل دوباره بر عزای من

برای یار بی وفا سروده ام غز ل غز ل
غزل فدای نام او چرا شود فدای من؟

و این صدای هق هق ترانه های شاعری
سر مزار اطلسی ؟ نه گریه کن برای من

عروسی بنفشه ها تولد شقایق است
و مریمی سفر کند به شهر نغمه های من

سرود عاشقانه ها دوباره شب دوباره من
کجا روم بدون او؟ کجاست دلربای من؟

قدم قدم به سوی او عدم فنا به نا کجا
خدای من خدای من کجاست انتهای من؟

سحر نشد؟نقاب شب به صورت ستاره ها
در این سفر به سوی او ستاره رهنمای من

به جاده ی جنون ما قدم زدن به یاد اوست
که هر نفس به یاد او به یاد آشنای من

غزل تمام و گریه ها به راه شب روان روان
بدون من کجا کجا؟ رفیق بی وفای من

separator line

شعر بی وفایی از فروغ فرخزاد

در نگاهم عشق می‌بینی و حاشا می‌کنی

اشک را در چشمِ من هر شب تماشا می‌کنی

بی‌وفایی رسم و آیین دل سنگ ِ تو هست

بی‌وفا تا کی مرا اینگونه تنها می‌کنی؟

وعده ی دیدار ما هر روز روزِ دیگر است

تا به کی دیگر بگو امروز و فردا می کنی

عاشقی رسمِ دلِ دیوانه ی من بود وهست

عشق را در قلب من تنها تو پیدا می کنی

روزها فکرِ مرا درگیرِ رؤیا می‌کنی

شب به خوابِ من می آیی در دلم جا می‌کنی

تا که می خواهم تورا دیگر فراموشت کنم

ساده با یک جمله می آیی و غوغا می‌کنی

با خیالت زیرِ باران می‌روم بی‌اختیار

چشم غمگین مرا مانندِ دریا می کنی

دیگر این مردم مرا دیوانه می‌دانند بدان

این تو هستی که مرا مجنون صحرا می‌کنی

آن قَدَر از قلب من دوری که بعضی وقت‌ها

من یقین دارم نمیدانی چه با ما می‌کنی

separator line

 

شعر درباره بی وفایی

 

با یار بی‌وفا نتوان گفت حال خویش    

    آن به که دم فرو کشم از قیل و قال خویش

من شرح حال خویش ندانم که چیست خود؟    

    زیرا که یک دمم نگذارد به حال خویش

آنرا که هست طالع ازین کار، گو: بکوش       

 ما را نبود بخت و گرفتیم فال خویش

ای دل، نگفتمت که: مخواه از لبش مراد؟       

 دیدی که: چون شکسته شدی از سال خویش؟

ای بی‌وفا، ز عشق منت گر خبر شود    

    دانم که شرمسار شوی از فعال خویش

چندان مرو، که من به تامل ز راه فکر    

    نقش تو استوار کنم در خیال خویش

جد ترا، اگر ز جمالت خبر شود      

   ای بس درودها که فرستد به آل خویش!

ما را به خویش خوان و بر خویش بارده    

    باشد که بعد ازین برهیم از ضلال خویش

ای اوحدی، مقیم سر کوی یار باش      

   گر در سرای دوست نیابی مجال خویش

separator line

شعر در وصف بی وفایی

 

یار گرد وفا نمی‌گردد    

    حاجتی زو روا نمی‌گردد

ما به گرد درش همی گردیم  

      گرچه او گرد ما نمی‌گردد

یک زمان صحبت جدایی یار       

 از بر ما جدا نمی‌گردد

هیچ شب نیست تا ز خون جگر  

      بر سرم آسیا نمی‌گردد

مبتلاام به عشق و کیست که او    

    به غمش مبتلا نمی‌گردد

separator line

دوبیتی در مورد یار بی وفا

 

هرچند بی معشوقه شدم
بی یار و همدم شدم
گسستم از قید بندگی
از یار بی وفا رها شدم !!!

separator line

 

شعر روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست از ناصر خسرو

شعر عاشقانه و سنگین شاملو در وصف زندگی

۱۱۰ شعر زیبا در وصف دوست و دوستی

شعر زیبای مادر از کارو

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits