فلسفه ضرب المثل امامزاده ی است با هم ساختیم چیست ؟

۱,۹۶۵
۲۲
۰
سه شنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۸ ۱۳:۴۱
امروز می خواهیم داستان جالب ضرب المثل امامزاده ی است با هم ساختیم را بازگو کنیم. با ما در دلگرم همراه باشید .
فلسفه ضرب المثل امامزاده ی است با هم ساختیم چیست ؟

‏امامزاده ی است با هم ساختیم به چه معناست؟

‏این مثل در موردی به کار می رود که دو یا چند نفر در انجام امری با یکدیگر تبانی کنند، ولی هنگام بهره برداری یکی از ‏شرکا تجاهل کند و در مقام آن برآید که همان نقشه و تدبیر را نسبت به رفیق یا رفیقان هم پیمانش اعمال نماید.

اینجاست که ‏ضرب المثل بالا مورد استفاده و اصطلاح قرار می گیرد، تا رفیق و شریک و مخاطب نیت بر باطل نکند و حرمت و پیمان ‏و ایفای به عهده را ملحوظ و منظور دارد.

ریشه تاریخی ضرب المثل ‏امامزاده ی است با هم ساختیم

ریشه این ضرب المثل از داستانی است که با سوء استفاده از صفای باطن و معتقدات ‏مذهبی مردمان ساده لوح وبی غل و غش موجود است.‏

‏در ادوار گذشته چند نفر صیاد تصمیم گرفتند ممر معاشی از رهگذار خدعه وتزویر به دست آورند و به آن وسیله زندگانی ‏بی دغدغه و مرفهی برای خود تحصیل و تأمین نمایند.

پس از مدتها تفکر و اندیشه، لوحی تهیه کرده نام یکی از فرزندان ائمه ‏اطهار(ع) را بر آن نقر کردند و آن لوح مجعول را در محل مناسبی نزدیک معبر عمومی روستائیان پاکدل در خاک کردند .

آن ‏گاه مجتمعأ بر آن مزار دروغین گرد آمدند و زانوی غم در بغل گرفتند به یاد بدبختی های خود در زندگی، به خاطر امامزاده ‏خود ساخته، گریه را سر دادند و به قول معروف حالا گریه نکن کی بکن!‏

‏چون عابرین ساده لوح به تدریج در آنجا جمع شدند و جمعیت قابل توجهی را تشکیل دادند شیادان با شرح خوابهای عجیب ‏و غریب با آنان فهماندند که هاتف سبز پوشی ! در عالم رویا آنها را به این مشهد مقدس و مکان شریف! هدایت فرموده و از ‏لوح مبارکی که در دل این خاک مدفون است بشارت داده است .

روستاییان پاک طینت فریب نیرنگ و تدلیس آنها را خورده به ‏کاوش زمین پرداختند تا لوح به دست آمد و دعوی آنها ثابت گردید.‏

‏دیگر شک و تردیدی باقی نمی ماند که این چند نفر مردان خدا هستند و فضیلت و صلاحیت آنها ایجاب می کند که تولیت و ‏خدمت مزار را خود بر عهده گیرند.

طبیعی است چون این خبر به اطراف و اکناف رسید و موضوع کشف وپیدایش امامزاده ‏جدید دهان به دهان گشت ، هر کس در هر جا بود با هر چه که از نذر و صدقه توانست بردارد به سوی مزار مکشوفه روان ‏گردید.‏

‏خلاصه کار و بار این امامزاده! دیر زمانی نگذشت که بازار مزارات اطراف را کاسد کرد و هر قسم و سوگند بزرگ و حتی ‏الاجرا بر آن مزار شریف! و بقیه منیف! بوده است .

زایران و مسافران از سر و کول یکدیگر برای زیارتش بالا میرفتند. این ‏روال و رویه سالها ادامه داشته و شیادان بی انصاف به جمع کردن مال و مکیدن خون روستاییان و کشاورزان بی سواد پاکدل ‏متعصب مشغول بودند.‏

‏از آنجا که گفته اند نیزه در انبان نمی ماند قضا را روزی یکی از شیادان از همکار و دستیار خویش مالی بدزدید.

صاحب ‏مال به حدس و قیاس بر او ظنین گردید و طلب مال کرد. شیاد مذکور منکر سرقت شد و حتی حاضر گردید برای اثبات بی ‏گناهیش در آن مزار شریف ! و بقعه منیف! سوگند بخور که مالش ندزدیده است.

صاحب مال چون وقاحت و بیشرمی شریکش ‏را تا این اندازه دید بی اختیار و بر خلاف مصلحت خویش در ملا عام و با حضور کسانی که برای زیارت آمده بودند فریاد ‏زد:" ای بیشرم، کدام سوگند؟ کدام مزار شریف؟ این امامزاده ایست که با هم ساختیم و با آن کلاه سر دیگران می گذاریم نه ‏آنکه بتوانی کلاه سر من بگذاری!"‏

‏گفتن همان بود و فاش شدن اسرارشان همان ... و زان پس این جمله امامزاده ایست که با هم ساختیم بعنوان ضرب المثل در آمد.

separator line

بیشتر بخوانید:

ضرب المثل رفت داخل باقالی ها از کجا آمده است ؟

ضرب المثل خر ما از کرگی دم نداشت یعنی چه ؟

ریشه ضرب المثل هالو گیر آوردن به کجا برمی گردد ؟

حکایت ضرب المثل از بیخ عرب شد چیست ؟


این مطلب چقدر مفید بود ؟
(22 امتیاز , میانگین: 4.8 از 5)  

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits

آخرین مطالب دلگرم

StatCounter