قصه‌های زندگی امام حسین (ع) - وادی عشق (قسمت سوم)

۸,۱۰۷
۱
۰
چهارشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۳ ۱۷:۰۹

سپس حضرت تنها و بى ياور وارد ميدان نبرد شد و پيوسته به دشمن مى تاخت و مى فرمود:

الموت خير من ركوب العار

و العار اءولى من دخول النار

اءنا الحسين بن على

آليت اءن لا اءنثنى

اءحمى عيالات اءبى

امضى على دين النبى

مرگ برتر از پذيرش ننگ و ذلت و ذلت بهتر از آتش جهنم است .

من حسين بن على هستم ؛ قسم خوردم كه سر ذلت فرود نياورم .

از خانواده پدرم حمايت كرده و در راه آيين پيامبر كشته مى شوم .

میدان رفتن امام حسین

وادی عشق

دشمن كه خود را ناتوان در مقابل حضرت مى ديد، جهت استيلاء بر حضرت ، بين خيمه ها و امام عليه السلام موضع گرفت و ريحانه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
واى بر شما! اى پيروان خاندان ابوسفيان ! اگر دين نداريد و از روز قيامت نمى هراسيد، پس در اين دنيا آزاد مرد باشيد؛ اگر عرب هستيد، به شئون نژادى خود توجه كنيد. من و شما با هم مى جنگيم و اين زنان گناهى ندارند؛ تا من زنده ام ، ياغيان و نادانانتان را نگذاريد بر اهل بيت من تعرض ‍ كنند.

شمر لعنه الله گفت :
پيشنهادت را مى پذيرم .

و آهنگ حمله بر سرور جوانان بهشت را شديدتر كردند و از هر سو تيرى به پيكر مبارك امام عليه السلام مى انداختند؛ بر اثر زخم تير و شمشيرها، حضرت خود را به طرفى كشاند و خواست لحظه اى بياسايد كه ناگهان سنگى بر پيشانى مباركش اصابت كرد و وقتى خون را از چهره پاك مى نمود، تيرى سه شاخه و زهر آلود بر سينه حضرت فرو رفت و فرمود:
بسم الله و بالله و على ملة رسول الله .
به نام خدا و بيارى خدا و بر آيين رسول خدا.
خدايا! تو مى دانى كه ايشان مردى را كه روى زمين ، فرزند دخت پيغمبرى غير از او نيست ، مى كشند.
حضرت تير را بيرون آورد و دست را از خون پر كرد و به آسمان پاشيد و آسمان سرخگون شد و قطره اى از خون به زمين باز نگشت .
در اينحال فرشتگان درگاه الهى گريه سر دادند و گفتند:
پروردگارا! اين حسين ، برگزيده تو و فرزند دخت پيغمبرت تست .

حق متعال حضرت قائم آل محمد (عج ) را به ايشان نماياند و فرمود:
به دست اين ، انتقام خواهم گرفت.

اينك بر كسانى كه آرزوى حضور در ركاب حضرت سيدالشهداء، سرور آزادگان را دارند، داشتن ارتباط عاشقانه پيوسته ، تنها نشانگر صدق و راستى در ادعاست .

وادی عشق

امام صادق عليه السلام به حنان بن سدير فرمود:
آيا ابا عبدالله عليه السلام را هر ماه زيارت مى كنى ؟

او جواب منفى داد و حضرت فرمود:
هر دو ماه يكبار زيارت مى كنى ؟

او جواب منفى داد و حضرت صادق عليه السلام فرمود:
هر سال چطور؟

وقتى او باز جواب منفى داد، امام صادق عليه السلام فرمود:
چقدر به مولايتان جفا مى كنيد؟!

حنان بن سدير گفت :
يا بن رسول الله ! راه دور است و تهيه زاد و توشه راحله به اندازه كافى در توانم نيست .

امام صادق عليه السلام فرمود:
ضمن غسل و پوشيدن پاك ترين لباست و رفتن به بالاترين مكان منزل و يا رفتن به صحرا، رو به مقبره حضرت ابا عبدالله عليه السلام اين زيارتنامه را بخوان :
السلام عليك يا مولاى و ابن مولاى و سيدى و ابن سيدى ؛ السلام عليك يا مولاى يا قتيل بن قتيل الشهيد السلام عليك و رحمة الله و بركاته اءنا زائرك يابن رسول الله بقلبى و لسانى و جوارحى و ان لم ازرك بنفسى و المشاهدة . فعليك السلام يا وارث آدم صفوة الله و وارث موسى كليم الله و وارث عيسى روح الله و كلمته و وارث محمد حبيب الله و نبيه و رسوله و وارث الحسن بن على وصى امير المؤ منين لعن الله قاتلك وجدد عليهم العذاب فى هذه الساعة و فى كل ساعة .

انا يا سيدى متقرب الى الله جل و عز و الى جدك رسول الله و الى ابيك امير المؤ منين و الى اخيك الحسن و اليك يا مولاى فعليك سلام الله و رحمته بزيارتى لك بقلبى و لسانى و جميع جوارحى فكن يا سيدى شفيعى لقبول ذلك منى و انا بالبرائة من اعدائك و اللعنة و عليهم اتقرب الى الله و اليكم اجمعين . فعليك صلوات الله و رضوانه و رحمته .

سپس بر على بن الحسين كه در كنار پاى امام حسين عليه السلام مدفون است سلام داده و حاجات خود را بيان مى كنى و نماز زيارت بپا داشته و مى گويى :
انا مودعك يا مولاى و ابن مولاى و سيدى و ابن سيدى و مودعك يا سيدى وابن سيدى يا على بن الحسين و مودعكم يا سادتى يا معشر الشهداء فعليكم سلام الله و رحمته و رضوانه .
در اين فراز از كتاب ، احاديثى درباره فضيلت زيارت و اثر ذكر مصائب و گريه بر امام حسين عليه السلام را در دنيا و آخرت ، ذكر كرده و اميد است خداوند متعال سعادت و توفيق به نيل به اين كمالات را به همه ما عطا فرمايد.

قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم :
يا فاطمة ! كل عين باكية يوم القيمة الا عين بكت على مصاب الحسين فانها ضاحكة مستبسرة بنعيم الجنة.

اى فاطمه ! هر ديده اى روز قيامت گريان است مگر چشمى كه بر مصيبت حسين بگريد؛ بطور يقين آن چشم خندان و مسرور است .
قال على بن الحسين عليهما السلام :
من قطرت عيناه فينا قطرة و دمعت عيناه فينا دمعة بواءه الله بها فى الجنة حقبا.

كسى كه قطره اشكى براى ما از چشمانش ريزان شود، خداوند او را به واسطه آن قطره ، ساليان سال در بهشت سكنى مى دهد.
قال الامام الصادق عليه السلام :
نفس المهموم لظلمنا تسبيح و همه لنا عبادة .

آه اندوهگين براى مظلوميت ما، تسبيح و سعى و تلاشش براى ما عبادت بزرگى است .

قال الامام الرضا عليه السلام :
من سمى يوم عاشوراء يوم بركة وادخر فيه لمنزله شيئا لم يبارك له فيما ادخر و حشر يوم القيمة مع يزيد و عبيدالله بن زياد و عمر بن سعد لعنهم الله الى اءسفل درك من النار.

كسى كه عاشورا را روز بركت بنامد و در آنروز براى منزلش چيزى تهيه و ذخيره كند، آن اندوخته براى او مبارك نخواهد بود و روز قيامت با يزيد و عبيدالله و عمر بن سعد كه لعنت خدا بر آنها باد، محشور شده و در قعر جهنم خواهد بود.

اينجا مناسب است قصه اى را در اين باره كه در زمان مرحوم مجلسى ، اتفاق افتاده بود، براى خوانندگان محترم نقل كنيم :
شخصى بى بهره از علم و دانش در مجلسى كه با حضور علامه مجلسى رحمه الله تشكيل يافته بود، ادعاى فضل نموده و روايات مربوط به ثواب و فضيلت گريه بر امام حسين عليه السلام را به شدت تكذيب و انكار مى نمود؛ همان شب وقتى به خواب رفت ، در خواب ديد كه مردم روز قيامت در دسته هاى منظم محشور شده و ميزان اعمال ، پل صراط، آتش ‍ جهنم و باغ هاى بهشتى و... آماده شده و بر اثر شدت تشنگى به دنبال آب مى گردد و ناگهان حرص بزرگى را ديد و با خود گفت :
اين همان حوض كوثر است كه خنك و شيرين تر از عسل مى باشد.

كنار حوض ، دو مرد و يك زن كه درخشش نورشان اهل محشر را فرا گرفته بود، با لباس سياه بر تن ، گريه كنان و غمگين ايستاده بودند؛ پرسيدم كه اينها كيستند؟

جواب دادند:
اين مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم و او على مرتضى عليه السلام و اين بانو، طاهره ، فاطمه زهراء عليها السلام است .
وقتى از علت پوشيدن لباس سياه بر تن پرسيدم ، جواب دادند:
مگر امروز روز عاشوراء؛ روز شهادت حسين عليه السلام ، نيست .

وادی عشق

نزديك فاطمه زهراء عليها السلام رفته و شدت تشنگى ام را به حضرت اظهار كردم و در اينحال نگاهى تند به من كرد و فرمود:
آيا تو همان كسى هستى كه ثواب و فضيلت گريه بر مصيبت فرزندم ، خون دلم ، روشنايى نور ديدگانم ، شهيد كشته شده به ظلم و ستم، حسينم ، را انكار مى كنى ؟! نفرين و لعنت خدا بر كشندگان و ستمگران و منع كنندگان آب بر او باد.
سرانجام از خواب بيدار شده و با ترس و واهمه ، از درگاه پروردگار متعال آمرزش مى طلبيدم و از گفته هايم توبه كرده و نزد كسانى كه با آنها در مجلس ‍ به بحث پرداخته بودم ، رفته و ضمن بيان خوابم ، نزدشان توبه كردم .

منبع: کتاب جلوه عشق - قصه هاى زندگى امام حسين (ع)

قصه‌های زندگی امام حسین (ع) - وادی عشق (قسمت اول)

قصه‌های زندگی امام حسین (ع) - وادی عشق (قسمت دوم)


این مطلب چقدر مفید بود ؟
(1 امتیاز , میانگین: 5.0 از 5)  

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits

آخرین مطالب دلگرم