دلگرم
امروز: سه شنبه, ۲۱ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۰۱ جمادى الأول ۱۴۴۸ قمری و ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ میلادی
گلچین اشعار محمدعلی بهمنی: نوای عشق و تنهایی در قالب غزل
زمان مطالعه: 5 دقیقه
مجموعه ای از غزلیات شاعر معاصر، محمدعلی بهمنی، که در آن مفاهیم عشق، تنهایی، گذر زمان و پرسش های فلسفی با زبانی روان و موسیقایی به تصویر کشیده شده اند.

برگزیده زیباترین اشعار محمد علی بهمنی

وقتی که چشم حادثه بیدار می شود
هفت آسمان به دوش تو آوار می شود
خواب زنانه ای است به تعبیر گل مکوش
گل در زمین تشنه ی ما خار می شود
برخیز تا به چشم ببینی که چه دردناک
آیینه پیش روی تو دیوارم ی شود
دیگر به انتظار کدامین رسالتی
وقتی عصای معجزه ها مار می شود؟
باز این که بود، گفت انا الحق که هر درخت
در پاس خ انا الحق وی دار م ی شود؟
وحشت نشسته باز به هر برگ، هر کتاب
تاریخ را بین که چه تکرار می شود

separator line

شعر عاشقانه خاص

تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست
محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست
از تو تا ما سخن عشق همان است که رفت
که در این وصف زبان دگری گویا نیست
بعد تو قول و غزل هاست جهان را اما
غزل توست که در قولی از آن ما نیست
تو چه رازی که بهر شیوه تو را می جویم
تازه می یابم و بازت اثری پیدا نیست
شب که آرام تر از پلک تو را می بندم
در دلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست
این که پیوست به هر رود که دریا باشد
از تو گر موج نگیرد به خدا دریا نیست
من نه آنم که به توصیف خطا بنشینم
این تو هستی که سزاوار تو باز اینها نیست
محمد علی بهمنی

separator line

شعر کوتاه رمانتیک

با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو
باشد که خستگی بشود شرمسار تو
در دفتر همیشه ی من ثبت می شود
این لحظه ها عزیزترین یادگار تو ...
محمد علی بهمنی

separator line

شعر عارفانه برای استوری

من با غزلی قانعم و با غزلی شاد
تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد...
می خواهم از این پس همه از عشق بگویم
یک عمر عبث داد زدم بر سر بیداد
مگذار که دندانزده ی غم شود ای دوست
این سیب که ناچیده به دامان تو افتاد 
محمد علی بهمنی

شعر غمناک

separator line

شعر مفهومی برای وضعیت

با همه ی بی سر و سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
آمده ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه ی توفانی ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آماده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام...
محمد علی بهمنی

separator line

شعر غمگین مناسب پروفایل

اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم
کسی که حرف دلش را نگفت من بودم
دلم برای خودم تنگ می شود آری
همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم
نشد جواب بگیرم سلام هایم را
هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم
چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را ؟
اشاره ای کنم انگار کوهکن بودم
محمد علی بهمنی

separator line

شعر غمگین خاص برای استوری

من زنده بودم اما انگار مرده بودم
از بس که روزها را با شب شمرده بودم
یک عمر دور و تنها تنها بجرم این که
او سرسپرده می خواست ‚ من دل سپرده بودم
یک عمر می شد آری در ذره ای بگنجم
از بس که خویشتن را در خود فشرده بودم
در آن هوای دلگیر وقتی غروب می شد
گویی بجای خورشید من زخم خورده بودم
وقتی غروب می شد وقتی غروب می شد
کاش آن غروب ها را از یاد برده بودم 
محمد علی بهمنی

separator line

شعر عارفانه سنگین

قطره قطره اگر چه آب شدیم
ابر بودیم و آفتاب شدیم
ساخت ما را همو که می پنداشت
به یکی جرعه اش خراب شدیم
هی مترسک کلاه را بردار
ما کلاغان دگر عقاب شدیم
ما از آن سودن و نیاسودن
سنگ زیرین آسیاب شدیم
گوش کن ما خروش و خشم تو را
همچنان کوه بازتاب شدیم
اینک این تو که چهره می پوشی
اینک این ما که بی نقاب شدیم
ما که ای زندگی به خاموشی
هر سوال تو را جواب شدیم
دیگر از جان ما چه می خواهی ؟
ما که با مرگ بی حساب شدیم 
محمد علی بهمنی

separator line

شعر غمناک مفهومی

امسال پاییز یکسره سهم شما بهار
ما را در این زمانه چه کاریست با بهار
از پشت شیشه های کدر مات مانده ام
کاین باغ رنگ کار خزان است یا بهار
حتی تراز حافظه گل گرفته اند
ای مثل من غریب در این روزها بهارا
دیشب هوایی تو شدم باز این غزل
صادق ترین گواه دل تنگ ما بهار
گلهای بی شمیم به وجدم نمی کشند
رقصی در این میانه بماناد تابهار
محمد علی بهمنی

separator line

شعر خاص برای وضعیت

...چگونه می شود ای همزبان ! زبان را کشت
سکوت کرد و به لب بغض بی امان را کشت
چگونه می شود آیا گلایه نیز نکرد
که میهمان به سر سفره میزبان را کشت
میان گندم و جو فرق آنچنانی نیست
کسی به مزرع ما اعتبار نان را کشت
هر آنچه میوه در این باغ ، رایگان شما
ولی عزیز من ! این فصل ، باغبان را کشت
ببخش ، با همة درد و داغ ، می دانم
نمی توان به یکی ابر، آسمان را کشت
محمد علی بهمنی

همچنین بخوانید:
گلچین بهترین شعرهای ژاله اصفهانی: نوای امید و طبیعت

گلچین بهترین شعرهای ژاله اصفهانی: نوای امید و طبیعت

مجموعه ای از برجسته ترین اشعار ژاله اصفهانی، شاعر معاصر، که در آن مضامینی چون امید، مقاومت، عشق به طبیعت و جستجوی زیبایی با زبانی روان و تصاویری…

شعر بسیار زیبا و مفهومی محمد علی بهمنی 

در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را
برای این همه نا باور خیال پرست
به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کمند ماهی زلال پرست
رسیده ها چه غریب نچیده می افتند
به پای هرزه علف های باغ کال پرست
رسیده ام به کمالی که جزا نالحق نیست
کمال دارد برای من کمال پرست
هنوز زنده ام و زنده بودنم خاری است
به تنگ چشمی نا مردم زوال پرست 
محمد علی بهمنی 

separator line

 

۱ دیدگاه

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید

جوادخوندل شاع | ۱۰ ماه پیش
استادبهمنی بسیارعالی درغزل بود روحش شاد..کلاغای قیل قال پرست غزلی بسیارقوی بودباصدای حبیب.روحشان شاد
0
0


hits