میسوفونیا و راههای درمان
میسوفونیا که گاهی آن را ۴S مینامند (Syndrome Selective Sound Sensitivity یا سندروم حساسیت صدایی انتخابی)، شرایط ناتوانکنندهای است که در آن صداهای خاص / محرکهای بصری تکرارشونده خشم بسیار زیاد و یا نفرت را برمیانگیزد.
با مجله دلگرم همراه باشید تا بیشتر در مورد این بیماری آگاه شوید
این صداها معمولا شامل صداهای دهانی مانند جویدن یا خوردن و آشامیدن با سروصداست، اما صداها از فردی به فرد دیگر متفاوت است، و این فهرست ظاهرا با گذشت زمان طولانیتر و متنوعتر میشود.
میسوفونیا چیست ؟
این اصطلاح در سال 2000 در تمایز با اختلال هراس از صدا (فنوفوبیک) و برای کسانی به کار رفت که اعصابشان با صدا تحریک میشد. البته هنوز روش مشخصی برای درمان کامل میسوفونیا وجود ندارد و علت ابتلا به آن نیز در صددرصد قابل تشخیص نیست.
اما محققان معتقدند که نفرت از صدا، به خود صداها مربوط نمیشود. بلکه میتواند ناشی از خاطرات ناخوشایندی باشد که در کودکی برای فرد اتفاق افتاده است.
مثلا ممکن است کودکی از صدای آدامس جویدن مادرش رنج ببرد و به همینخاطر، در بزرگسالی از صدای آدامس جویدن بیزار شده و نسبت به آن واکنش نشان دهد.
به هر حال، میسوفونیا میتواند زندگی شخصی و اجتماعی را برای فرد دشوار کند و منتج به از دست دادن موقعیتهای اجتماعی مطلوب شود. از اینرو، برخی پزشکان معتقدند که رفتار درمانی و شناخت درمانی میتواند تا حد زیادی از حساسیت زیاد نسبت به صداهای نامطلوب بکاهد.
نشانهها و محرکهای میسوفونیا
مبتلایان به اختلال میسوفونیا، با شنیدن صداهای مذکور دچار خشم و نفرت بسیار شدیدی میشوند و این احساس ممکن است تا جایی پیش برود که فرد اقدام به خودکشی کند. این افراد در انتخاب شغل نیز دچار مشکل هستند چرا که به راحتی نمیتوانند در هر نوع محیطی دوام بیاورند.
میسوفونیا به معنی نفرت از صدا را میتوان حساسیت شدید به صداهای پسزمینه یا محرکهای بصری تعریف کرد که معمولا توسط دیگران نادیده گرفته میشود.
مهمتر از ناتوانی فرد در جلوگیری از محرک آزاردهنده واکنش عاطفی منفی حادی است که نتیجۀ در تماس بودن با محرک تجربه میشود.
این واکنش سیل عاطفی بازتابی خشم و وحشتی است که با طوفانی از واکنشهای جنگ یا گریز بزرگتر میشود
علائم اختلال میسوفونیا
معمولا پیش از بلوغ جنسی یعنی در سنین ۸ تا ۱۲ سالگی پدیدار میشوند و اولین تحریکات معمولا توسط نزدیکان درجه یک فرد مبتلا صورت میگیرد.
برخی تحقیقات آثار ژنتیکی را در این اختلال نشان دادهاند و گویا گاهی میتوان ریشههای این اختلال را در یک نسل قبلتر شناسایی کرد.
فرد مبتلا به اختلال صدا بیزاری، نه تنها رنج شنیدن صداهای ازار دهنده را متحمل میشود، بلکه متاسفانه بیماریها و اختلالهای روانی دیگری نیز پیرو این اختلال به سراغ او میآیند.
این افراد متاسفانه به علت عدم آگاهی خودشان و نیز اطرافیان احساس تنهایی میکنند، گاهی ممکن است فکر کنند عقلشان را از دست داده اند، احساس گناه دارند، منزوی و دچار افسردگی میشوند.
برای مقابله با این احساسات این بیماران در معرض خطر اعتیاد قرار میگیرند. آنها برای ارام کردن خود ممکن است به الکل و مواد مخدر روی آورند.
متخصصین تا کنون درمان قطعی برای این اختلال کشف نکرده اند. روشهای زیادی برای درمان آن آزمایش شده که تا به حال هیچیک راهگشا نبوده اند.
احساس خشم از صداها
تعداد کمی از افراد ادعا می کنند که صدای جویدن، ملچ ملوچ کردن، و صدای تلق تلق خودکار را دوست دارند. اما در عین حال که تنفر از این صداها عادی است، تجربه ی تشویش، اضطراب ناگهانی، و/یا خشم در واکنش به این صداها، وضعیتی است که به آن میسوفونیا (تنفر از صدا) می گویند.

نشانهی ابتلا به اختلال میسوفونیا
مهمترین نشانهی ابتلا به اختلال میسوفونیا، واکنش شدید فرد به شنیدن صداهای آزار دهنده در پس زمینه است. این افراد با شنیدن برخی صداهای خاص، که پیشتر گفته شده، بسیار خشمگین یا اندوهگین میشوند و بعضا به عامل تولید کنندهی صدا واکنشهای تندی نشان میدهند.
افرادی که به میسوفنیا مبتلا هستند، به علت رنج زیادی که میبرند سعی میکنند کمتر در گروهها و جمع حاضر شوند چرا که گاها واکنشهای خود نسبت به صداهای زننده را نمیتوانند کنترل کنند. اطرافیان نزدیک این افراد نقش بسیار موثری در روبرویی با اختلال میسوفونیا دارند.
اگر از صدای جویدن غذا توسط دیگران، صدای تلویزیون، صدای موبایل اعضای خانواده و مواردی از این دست بهطور افراطی رنج ببریم، دچار اختلال میسوفونیا هستیم.
20 نفر داو طلب آزمایش میسوفونیا شدند:
این افراد اعلام کرده بودند که هنگام گوش دادن به صداهای خنثی و تکرار شونده از قبیل صدای کتری، صدای گریه بچه و صداهای محرکی همچون صدای نفس کشیدن و یا ملچ ملوچ کردن دچار ناراحتی و خشم می شوند.
وقتی واکنش های عصبی این گروه با با ۲۲ نفر دیگر که دچار میسوفونیا نبودند مقایسه شد، در مورد صداهای خنثی تفاوتی در رفتار افراد دو گروه مشاهده نشد؛ اما در مورد صداهای محرک ضربان قلب و رسایی پوست گروه نخست به شدت افزایش پیدا کرده بود.
همچنین اسکن مغزی افراد نشان از تغییراتی در مغز افراد داشت. در مورد گروه اول که میسوفونیا مبتلا بودند، صداهای محرک با افزایش فعالیت های بخش های مختلفی از مغز شامل لوب فرونتال و قشر قدامی منزوی(anterior inural corte) یا AIC همراه بود.
نتیجه آزمایش میسوفونیا
با توجه به موضوعات ذکر شده، نتایج این آزمایش نشان می دهد که افراد مبتلا به میسوفونیا مغز هایی دارند که در کنترل پخش پیام های مرتبط به صداهای خاص مشکل دارد.
گرچه همه ما از بروز برخی صداها اذیت می شویم اما در مورد افراد مبتلا به میسوفونیا، این صدا تبدیل به اصواتی آزاردهنده و تجربه ای خشم آور می شوند.
شوخبیندر کومار، سرپرست تیم پژوهش، تاثیر دستاوردهای این پژوهش را این گونه بیان می کند:
برای بسیاری از افراد مبتلا به میسوفونیا نتایج این پژوهش خبر خوبی است؛ زیرا برای نخستین بار ما تفاوت مشخصی را در ساختار و کارکرد افراد مبتلا به این پدیده نشان دادیم.
AIC چیست ؟
AIC در عمیق ترین لایه های چین خوردگی های مغز قرار دارد و لوب فرونتال و لوب آهیانه(parietal lobe) را از لوب تمپورال(temporal lobe) مغز جدا می کند.
AIC مسئول تعدادی از وظایف مربو به آرام سازی انسان مانند مدیریت تجربیات عاطفی و احساسی است. این بخش از مغز همچنین نقش بسیار مهمی در یک پارچه ازی سگنال های دنیای بیرون و الاعات درون بدن ایفا می کند.
گرچه صداهای محرک در بخش AIC افرادی که دجار میسوفونیا نبودند هم واکنش ایجاد کرد، اما تغییری در بخش هایی نظیر لوب فرونتال و لوب آهیانه به وجود نیامد که این موضوع نشان می دهد کنترل زیادی بین این دو بخش مغز وجود دارد.
لوب فرونتال افراد مبتلا به میسوفونیا فعالیت ها افزایش یافته بود، بلکه این افزایش فعالیت در فشر جلویی مغز سطح شکمی(ventormedial prefrontal cortex) یا vmPFC هیپوکامپ و آمیگدال نیز دیده شد.
راه حل و درمان میسوفونیا
متاسفانه در این پژوهش راه حلی برای درمان این اختلال مطرح نشده، اما افرادی که فردی با این ویژگی ها در نزدیکی خود دارند بهتر است کمی رعایت حال آن ها را بکنند.
نشانه های میسوفونیا
مبتلایان به صدابیزاری معمولاً با شنیدن صداهایی مانند جویدن آدامس، تخمه شکستن ،صاف کردن گلو، هورت کشیدن، سرفه یا فین فین کردن مداوم، تایپ کردن، یا صدای تق تق مداوم دچار عصبانیت شده و میل شدیدی به ترک محیط پیدا میکنند.
محرکهای دیداری مثلاً تکانهای مداوم پا یا دست دیگران در اثر بی قراری، دیدن فرد در حال جویدن آدامس یا جویدن ناخن هم میتوانند عامل تحریک عصبی این افراد شوند. هر فرد به دستهٔ خاصی از محرکها حساسیت نشان میدهد و میزان حساسیت فرد به هر کدام از محرکها متفاوت است.
بعضی افراد مبتلا به میسوفونیا تلاش میکنند تماسشان را با محل یا افراد و موقعیتهایی که آنها را در معرض محرکها قرار میدهند محدود کنند. متأسفانه این امر همیشه ممکن نیست. در بیشتر موارد نزدیکترین افراد به فرد مبتلا، ایجادکنندهٔ بدترین محرکها (که در صدر آنها صداهای ایجاد شده از دهان قرار دارد) هستند.
مکالمهٔ مداوم و باز افراد مبتلا با افراد خانواده میتواند باعث کاهش تنش شود.هر فرد به دسته خاصی از این محرکها حساسیت نشان می دهد و نسبت میزان حساسیت فرد به هر کدام از محرکها متفاوت است .
اختلال این سندرم میتواند ژنتیکی باشد و علت آن ، اختلال در عملکرد قشر سینگولیت و انسیولار مغزی است. این بیماری معمولاً قبل از بلوغ جنسی ، بین سنین ۹ تا ۱۳ سال اتفاق می افتد و بروز آن در دختران بیشتر از پسران است.
در این رابطه بیشتر بدانید:
از پیشگیری تا درمان بیماری خطرناک دیسکس
آیا در سایه سرطان بیماریهای وحشتناک دیگر فراموش میشوند؟
بیماریهای منتقل شونده از راه تماس جنسی

تهیه و گردآوری مجله دلگرم
مرضیه ملایری













طرز تهیه آسان ترین بیسکویت تردی که تا حالا درست کرده ای/ بدون قالب و دردسر
راهنمای استایل رسمی و روزمره با شلوار طوسی برای خانم ها و آقایان
آیا سرکه شپش را از بین می برد ؟ بررسی علمی و نکات ایمنی
طرز تهیه سمبوسه سیب زمینی با روش جدید پیچیدن؛ سریع، آسان و ترد
مهلت اعتراض به قرارهای کیفری؛ از ۳ روز تا ۲ ماه
علت های اصلی خشک شدن درخت سیب ، تشخیص گام به گام و راه های درمان
چرا همیشه دلم می خواهد بیرون بروم؟ دلایل روان شناختی
داستان پندآموز «چتری که در روز آفتابی فروخته شد»؛ قصه ای زیبا با پایانی غیرمنتظره
خواص کدو تنبل برای مغز؛ گنجینه نارنجی برای تقویت حافظه و تمرکز
کاش پدرو مادرها یکم بیشتر رو تربیت بچه هاشون وقت میذاشتن و بهشون یاد میدادن هورت نکشن
ملچ ملوچ نکنن برای خروپف بچه هاشون به فکر درمان بودن
و آموزش هزاران سرو صدا نکردن بی خود و بی جهت
که امسال ما اسممون مریض نباشه و انقد با این چیزا تو مغزمون نجنگیم ک کوچیکترین صداها باعث آزارمون بشه
من به شخصه از صدای داد زدن بچه ها موقع بازی و صدای دویدن بچه های همسایه بالایی و صدای اخبار استرس شدید میگیرم و عصبانی میشم
با صدای پشه حتی از خواب بیدار میشم
و واقعا حسودیم میشه به کسانی ک اصلا براشون این چیزا مهم نیست
تا امشب فکر میکردم فقط و فقط من هستم که این مشکلو داره،اما الان متوجه شدم افراد دیگه ای هم مثل من وجود داره
مشکل من از نوجوونی شروع شد ، اول شدید نبود
فقط به صدای ملچ مولوچ و خرو پوف.
اما به مرور زمان شدید شد،طوری که حتی از صحبت کردن معمولی پدرم هم حالم دگرگون میشد.ضربان قلبم زیاد میشد،اضطراب شدید،انزجار،گاه
ی لرز میکردم و مورمور میشدم.واکنش شدید از خودم بروز میدادم،زود محل رو ترک میکردم یا از نظر لفظی پرخاشگری میکردم و البته مسلما بعدش غذاب وجدان شدید داشتم. بعدتر اوضاعم بد تر شد و با صدای مادرمم هم همین مشکلاتو داشتم.تو اتاقم حبس میشدم،افسرده شدم،دچار وسواس فکری شدم،درسم افت کرد.در نهایت کارم به فرار از خونه ،خودکشی رسید،،هر کدوم چندین بار و البته ناموفق.
درمان نشدم،،آخرشم این مریضی تا الان که ۲۶ سالم شده ضربات جبران ناپذیر زیادی بهم زده
ادامه تحصیل ناموفق،ازدواج ناموفق
این بیماری من رو نابود کرد و شکست
💔
و به نظرم این رو نمیشه بهش گفت میسوفونیا.
شاید مبتلا باشین به پارانوئید.
پارانوئید هم از بیماریهای روانی خیلی ناجوره.
به نظرم اگه دسترسی به روانشناس درست حسابی دارین مراجعه کنین که اونا مشکل رو متوجه بشن و اگه نیاز بود به روانپزشک هم ارجاع داده شین.
وختی خودمون تهنا داریم یچی میخوریم حتی نحوه ی غذا خوردنشم روانیم میکنه
هرچند طفلی خیلی تلاش میکنه که من اذیت نشم ولی من چون بیماررررررم هرطوری باشه عصبی میشم
بابام با اون نحوه ی افتضاح غذا خوردنش و کارای چندش آور دیگه ای که انجام میده اینقدر روش حساس نیستم که رو مامان طفلیم حساسم
از خودم متنفررررررررررر
رررم که اینهمه باعث شدم اعتماد بنفس مامانم پایین بیاد
دیشب شنیدم داشت یواشکی به آبجیم میگفت من نمیام رو سفره شیوا بدش میاد
کاش هیچوخت بوجود نمی اومدم که مامانم بخاطرم اذیت شهههههه
خستهههههههههههه شدم دیگههههههههه
گوشم عفونت کرده بسکه بیس چاری هنسفری گذاشتم
میسوفونیااااااااااا ایشالله با ایدز محشور شییییییییییییی
تازه خانواده ام که فهمیدن با هندزفری کمتر میشنوم دیگه بدبخت شدم
همش میگن ما نمیتونیم رعایت کنیم، تو هندزفری بزن
بعضی وقتا میگم خدا منو بخاطر خنده ی خودش آفریده
۱_از یه نوع گوشگیر ژله ای به اسم celier استفاده میکنم که صدا رو تا حدود ۹۰ % آروم تر میکنه
۲از طریق یه شنوایی سنجی(سمعک) یه قالب برای گوشم درست کرده اند که صداها مزاحم رو حذف میکنه.و فقط صداهای گفتاری رو میشنوم که حدود ۲۰ میلیون برام اب خورد
باعث بدبخت شدن چنتا ادم دیگه نشیم حدقل((:
من که از فیلم دیدن افتادم
و جالب اینکه بیشتر ینی خیلی بیشتر رو خونواده م حساسم |: ملچ ملوچ کردن خرت خرت کردن فین کردن خروپف همع ی اینا کافین ک منو ب گریه بندازن |:
بخاطر همین ب کسی توهین نمیکنم چون میدونم مشکل از اونا نیست و این مشکل منه
بخاطر همین طرز فکرم یذره اروم شدم نسبت ب قبلنم
فقط رو اطرافیان نزدیکم حساسم
ب شمام پیشنهاد میکنم ب کسی با تنفر نیگا نکنین
مغز ادم از شیطون بدتره، ادمو ب نیستی میکشونه
ب مغزتون گوش ندین
اینو با همه ی دوستانی هستم ک این پستو خوندن(((:
از خانواده جدا شدم تنهایی خونه گرفتم. همسایه بالای صدای پاش میومد بعد از کلی دعوا خونه رو عوض کردم. خونه ی جدید هم همینطوره....این چه زندگیه آخه؟
یا اصلا بادهن بسته غذا خوردن جزو اداب سفره است مگه انجام دادنش اینقدر سخته؟