دلگرم
امروز: یکشنبه, ۱۷ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۲۷ جمادى الأول ۱۴۴۸ قمری و ۰۸ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی
برگزیده ناب ترین اشعار در وصف عشق و جنون
زمان مطالعه: 3 دقیقه
عشق گاهی می تواند به یک جنون عاشقانه تبدیل شود. جنونی که می تواند نتیجه اش جملات و شعرهایی بسیار زیبا و جذاب باشد. مقصود ما نیز از این مقاله همین است. با ما در دلگرم همراه باشید.

شعر درباره عشق و جنون

در رگش، جاری مدام امواجِ جان است و، نفس؛
موجِ دریاییِ آن، شورشگری، پرشور و ناست!
با جنونِ جاذبه، گیراترین احساس را،
می نماید بذل و نبضش، بزمِ رویای وفاست!

شعر کوتاه در باب عشق و جنون

من به جرعه ای از تو هم قانع ام
حتی اگر
سهمِ اندک من از بودنت،
جنون باشد!
جنونی رو به وخامت…

شعر دباره جنون در عشق

    امسال هنجار هارا خواهم شکست .
    از حافط شروع می کنم
    بجایش فروغ را باز می کنم
    تا از شکست های اینده با خبر شوم
    از دل شکسته ای که قرار است چندین و چند بار دیگر بشکند
    و…
    از نیامدن آنکه دوسش دارم نوید دهد
    از نبودش
    از تاریکی و سیاهی
    اما در این بین
  گلی غنچه می زند
 سیاهی یک دقیقه کوتاه تر می شود
    و اسمان روز های بهار را نوید می دهد
  بهاری که بیداد می کند روز فرخنده ای که او به دنیا امد تا مرا عاشق کند
  تا مرا به جنون…

شعر جنون برای بیو

باید یاد بگیرم مادامی که از عشق کسی
مطمئن نشده ام ، با او خاطره ای نسازم
چرا که تاوان خاطرات جنون است و بس …

شعر در وصف عاشقی و جنون

     تن به دریا می دهم
  اگر تو در عمق این دریا باشی
جنون را به آغوش میکشم
 اگر مجنون، محبوب تو باشد

شعر عشق و جنون

شراب صد ساله میشوم
تا که مست کننده دل بیقرار تو باشم
 همای جانان من
 تا وقتی که زنده باشم
تمام زندگیم را با یک اشاره
به قهوه چشمان تو می بخشم…

شعر عشق و جنون برای پروفایل

جانم به جانت بسته است و دلم به دلت
لب برلبانم بگذار…
مستم کن،
گیجم کن،
سستم کن،
بگذار کار عاشقانه هایمان به جنون بکشد…!!!
تو…..
همان جانِ منی…..
که گاهی به لبهایم میرسی……

شعر غمگین عشق و جنون

     دلم می خواهد کسی زنگ بزند، خبر بدهد که مرده ای
    که رفتنت اینبار دست خودت نبود
    که نبودنت یعنی هیچ جا نیستی
    که مردنت دلیل موجهی برای جنون من باشد
    که رخت سیاهم را بپوشم
    صورتم را بخراشم
    گریبان بدرم
    سر به بیابان بگذارم
    آنچنان بگریم
    آنچنان تو را با ضجه هایم صدا بزنم
    آنچنان از اعماق قلب،
    تو را دوباره از خدای خودم بخواهم
    که یا بمیرم
    یا دوباره تو را پس بگیرم…

همچنین بخوانید:
مجموعه اشعار اجتماعی و عاشقانه حسین جنتی

مجموعه اشعار اجتماعی و عاشقانه حسین جنتی

حسین جنتی در قالب اشعاری عمیق و تصویری، دردهای جامعه، تنهایی انسان معاصر، عشق و رنج زیستن را با زبانی استعاری و تأثیرگذار به تصویر می کشد.

شعر در مورد جنون در عشق 

    و هرگز؛
    از عشق نخواهی فهمید
    تا آن هنگام که؛
    صدای جانم گفتنی
    به لرزه درآورد بند بندِ وجودِ ویران شده اَت را!
    و تا وقتی که جوابِ شب بخیرت بشود؛
    عاقبتت بخیر گلم
    همان عاقبتی که؛
    تو را سرگردانی مبتلا به جنون خواهد کرد؛
    دربدر در پِیِ یافتنِ هر ذره ای
    شاید،
    شاید،
    و فقط شاید؛
    شبیه به آن عشقِ هشت ریشتری!
  شیما رحمانی…

 

۱ دیدگاه

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید

مهرانی | ۹ ماه پیش
شعر زیر دارای آرایه ی مراعات النظیر است.
ابر و بادو مه و خورشید وفلک درکارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
ابر باد مه خورشید
دارای آرایه ی مراعات النظیر است.
0
0


hits