دلگرم
امروز: چهارشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۹ برابر با ۰۴ ربيع الأول ۱۴۴۲ قمری و ۲۱ اکتبر ۲۰۲۰ میلادی
جزئیات هجرت پیامبر اسلام (ص) از مکه به مدینه
0
زمان مطالعه: 12 دقیقه
اولین روز ماه ربیع الاول، سالروز هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه است. از این رو در ادامه شما را با ماجرای این هجرت آشنا خواهیم نمود. با ما همراه باشید.

ماجرای هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه

یکم ربیع الاول مصادف با سالروز هجرت پیامبر گرامی اسلام از مکه به مدینه است که به دلیل اهمیت در اسلام به عنوان مبدأ تاریخ مسلمانان در دو تقویم هجری شمسی و هجری قمری منظور شده است.

هجرت حضرت محمد (ص) که گاهی به خلاصه هجرت نیز خوانده می‌شود، واقعهٔ هجرت حضرت محمد (ص)، پیامبر اسلام و همراهانش از شهر مکه به یثرب است که در سال ۶۲۲ صورت گرفت و منجر به ایجاد اولین حکومت اسلامی در یثرب که بعدها مدینة النبی یا مدینه نامیده شد، گردید.

علت هجرت پیامبر از مکه به مدینه

تحقیق درمورد هجرت پیامبر (ص)

دلایل هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه

مکّه دیگر سرزمین مناسبی برای ادامه دعوت مردم به دین مبین اسلام نبود و رسول خدا (ص)، نهایت بهره‌برداری ممکن را از این شهر کرده بود و هیچ امیدی برای پیوستن گروه‌های دیگری لااقل در آینده نزدیک به آیین اسلام نداشت.

رسول اکرم (ص) به عنوان نماینده و مبلغ آیین توحیدی نمی‌توانست به پیشرفت‌های اندک دوران مکه بسنده کند، زیرا اسلام دین همه بشریت است و همه انسان‌ها را در سراسر گیتی مخاطب خود می‌داند.

مسلمانان سال‌های دراز در مقابل ظلم و ستم، و عذاب و شکنجه مداوم و بی‌ امان مشرکان مقاومت و پایداری کرده بودند. چنان که گروهی از یاران بی‌پناه حضرت به ناچار ترک شهر و دیار کردند و از ظلم و ستم قریش به سرزمین غربت در آن سوی آب‌های دریای سرخ فرار نمودند.

در نهایت قریش به این نتیجه رسید که با طرح نقشه قتل پیامبر (ص) برای همیشه از دست او خلاص شود. مکه جایگاه خاصی در دل مردم بود و بدون سیطره بر آن و برچیدن بت‌پرستی و جایگزینی آیین اسلامی، دعوت توحیدی پیامبر (ص) شکست خورده به حساب می‌آمد،

بنابراین ضرورت داشت جایی به عنوان پایگاه این دعوت انتخاب شود که علاوه بر نزدیکی، بتوان از آنجا اوضاع مکّه را زیر نظر داشت و نوعی فشار سیاسی و اقتصادی و حتی نظامی به وقت لزوم بر آن وارد ساخت. مدینه همان جایی بود که مقدمات و لوازم اعمال چنین فشاری در آن موجود بود.

ماجرای هجرت پیامبر

مهم ترین دلیل هجرت پیامبر (ص)

مدینه می‌توانست به دلیل قرار داشتن در مسیر کاروان‌های بازرگانی و تجاری قریش، مکه را از نظر اقتصادی در فشار قرار دهد، خصوصا که منبع تأمین معاش مردم که در درجه نخست، تجارت و مبادلات بازرگانی بود.

هجرت به مدینه تنها راه حل ممکن فراروی پیامبر (ص) بود. هجرت به طائف فایده‌ای نداشت. یمن، ایران، روم، شام و سایر مناطق، زیر سلطه دو ابرقدرت بزرگ آن روزگار بودند که با هجرت به این سرزمین‌ ها جز مشکلات و خطرات هولناک بهره‌ای عاید پیامبر (ص) و دعوت توحیدی نمی‌شد.

حبشه نیز به لحاظ موقعیت جغرافیایی علاوه بر این که از مکه فاصله زیادی داشت، نظر به واقعیت‌های اجتماعی، سیاسی، انسانی و نژادی و نیز به عنوان یک کشور آفریقایی نمی‌توانست رهبری یک برنامه اصلاحی جهانی را در هیچ یک از زمینه‌های اقتصادی، سیاسی، نظامی و حتی فکری و اجتماعی بر عهده‌ گیرد.

مدینه از نظر زراعی غنی ‌تر از مکه بود، بنابراین اگر روزی با نوعی فشار بازرگانی روبه‌رو می ‌شد، می ‌توانست در مقابل این فشار مقاومت کند و بدون تسلیم شدن در مقابل خواسته دیگران، به نوعی هرچند مشقّت بار به زندگی روزمره خود ادامه دهد.

اهالی مدینه در اصل مردمان مهاجر یمن بودند که در قدیم الایام نوعی تمدن ابتدایی داشتند. بدین ترتیب نه همانند مردمان بیابان‌گرد عرب، قلب‌های خشن داشتند و نه همچون مردم قریش در فضای روانی خاصی به دنبال امتیازات ویژه و مصالح منطقه‌ای بودند.

از سوی دیگر به خاطر رقابت‌های آشکار تیره‌های عدنانی و قحطانی، حتی اگر مردم مدینه انگیزه ‌های دینی و عقیدتی نداشتند، از تسلیم پیامبر (ص) به دشمن عدنانی، خودداری می ‌کردند.

مردم مدینه طعم تلخ انحراف را چشیده بودند و جنگ‌های پی‌درپی آنان را از پای درآورده بود؛ آن‌ها همواره در رعب و وحشت به سر می ‌بردند، چنان که شب و روز اسلحه بر زمین نمی‌ گذاشتند.

بشارت‌های یهود مدینه درباره ظهور قریب الوقوع پیامبری در منطقه عربستان، همه را برای پذیرش دین جدید آماده کرده بود. از همه گذشته، مردم مدینه، خودشان از پیامبر (ص) دعوت کردند تا به این شهر هجرت کند؛

با او در عقبه منی بیعت کردند و به حضرت وعده یاری و نصرت دادند و متعهد شدند که چونان زن و فرزند خویش از آن حضرت دفاع کنند و حتی در این راه سلاح بردارند و در مقابل همگان بایستند.

هجرت پیامبر چیست

چرا پیامبر (ص) به مدینه هجرت کرد ؟

لیله المبیت چیست ؟

در شب لیله المبیت آیه دویست و هفت سوره بقره بر آن حضرت نازل شد :«و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضاة الله و الله رؤف بالعباد؛ بعضى از مردم جان خود را به بهاى خشنودى خدا مى فروشند، و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است».

در شان نزول این آیه روایات زیادى در منابع معروف اسلامى آمده است از جمله: مفسر معروف اهل سنت «ثعلبى» در تفسیر خودش در شأن نزول این آیه چنین نقل مى کند: «پیامبر اکرم (ص) هنگامى که تصمیم به هجرت به سوى مدینه گرفت على بن ابیطالب (ع) را در مکه، براى اداى دیون و امانت هاى مردم که نزد او بود، گذارد،

و آن شب که به سوى غار حرکت مى کرد، در حالى که مشرکین اطراف خانه او را گرفته بودند دستور داد که على (ع) در بستر او بخوابد، و به او فرمود: پارچه سبز رنگى که من دارم (و به هنگام خواب روى خود مى کشم) به روى خود بینداز و در بستر من بخواب، انشاءالله هیچ مکروهى به تو نمى رسد.

على (ع) این کار را انجام داد، در این موقع خداوند به جبرئیل و میکائیل وحى فرستاد که من در میان شما پیمان برادرى ایجاد کردم و عمر یکى را طولانى تر از دیگرى قرار دادم، کدام یک از شما دو نفر، زندگى دیگرى را بر خود مقدم مى شمرید (و عمر طولانى را براى دیگرى مى خواهید) هر یک از آن دو، حیات خویش را برگزیدند،

در این هنگام خداوند به آنها وحى فرستاد چرا شما همانند على بن ابیطالب (ع) نبودید من میان او و محمد (ص) برادرى بر قرار ساختم و او در بستر پیامبر (ص) خوابید و جان او را بر جان خویش مقدم شمرد، به زمین فرود آیید، و او را از دشمنانش حفظ کنید، آنها هر دو فرود آمدند جبرئیل بالاى سرش و میکائیل پایین پایش بود

و جبرئیل صدا مى زد: آفرین آفرین! چه کسى همانند تو است اى على؟! خداوند متعال با تو نزد فرشتگان مباهات کرد»

نبی اکرم (ص) در شب پنجشنبه اول ماه ربیع (سال ۱۴ بعثت) از مکه خارج شد. کفار فکر مى کردند که رسول الله صلى الله علیه و آله خوابیده است، ولى آن حضرت در حالى سوره یس را تا فاغشیناهم فهم لایبصرون مى خواند، مشتى خاک بر آنها افکند و از میان آنها گذشت و به هدایت جبرئیل به طرف کوه ثور رفت و در راه ابوبکر را دید.

او را نیز با خود برد داخل غار ثور گردیدند. چون صبح روشن شد، کفار به منزل حضرت حمله کرده و به طرف بسترش پیش رفتند، على علیه السلام از بستر بیرون جهید و ایستاد، و فرمود: چه شده چرا اینجا ریخته اید؟ گفتند: عموزاده ات محمد کو؟ فرمود: مگر مرا نگهبان او کرده بودید؟ آیا نگفتید از شهر ما بیرون شو؛ او هم رفت دیگر چه مى خواهید؟

شروع کردند به زدن او؛ ولى ابولهب نگذاشت او را زیاد اذیت کنند. کفار به ابولهب گفتند: این کار حیله تو بود که نگذاشتى شب کارمان را انجام دهیم.

داستان هجرت پیامبر

پیامبر (ص) چگونه به مدینه مهاجرت کرد ؟

پیامبر (ص) در غار ثور

مهاجمان ناکام و خشمگین بیکار ننشسته و به هر سو در جستجوی محمد درآمدند. در پاره اى از روایات آمده که در میان قریش مردى بود ملقب به «ابو کرز» که از قبیله خزاعه بود و در شناختن رد پاى افراد مهارتى بسزا داشت از این رو چند نفر به دنبال او رفته و از وى خواستند رد پاى محمد را بیابد.

ابو کرز اثر قدم هاى رسول خدا (ص) را از در خانه آن حضرت نشان داد و به دنبال آن همچنان پیش رفتند تا جایى که ابوبکر به آن حضرت ملحق شده بود، گفت: در اینجا ابى قحافه یا پسرش نیز به او ملحق شده! اینان به دنبال جاى پاها همچنان تا در غار پیش آمدند.

از آن سو رسول خدا (ص) و ابوبکر در غار آرمیده و از شکافى که وارد شده بودند بیابان و صحرا را مى نگریستند و خداى تعالى براى گم شدن رد پاى رسول خدا (ص) عنکبوتى را مامور کرده بود تا بر در غار تار بتند، و کبک هایى را فرستاد تا آنجا تخم بگذارند و به هر ترتیبى بود وقتى مشرکین به در غار رسیدند،

ابو کرز نگاه کرد دید رد پاها قطع شده از این رو همان جا ایستاد و گفت: محمد و رفیقش از اینجا نگذشته و داخل این غار هم نشده اند زیرا اگر به درون آن رفته بودند این تارها پاره مى شد و این تخم کبک ها مى شکست، دیگر نمى دانم در اینجا یا به زمین فرو رفته اند و یا به آسمان صعود کرده اند!

آن حضرت سه روز در غار ثور ماند و سپس از غار بیرون آمد مردى از چوپانان قریش را دید که ابن اریقط نام داشت. به او فرمود: آیا بر جانم، از تو ایمن باشم ؟ گفت: در آن صورت تو را حفظ کرده و کسى را از وضع تو مطلع نمى کنم یا محمد صلى الله علیه و آله اراده کجا را دارى؟

فرمود: مى خواهم به یثرب بروم گفت: به خدا تو را از راهى مى برم که هیچ کس نداند. فرمود: برو به مکه و به على علیه السلام بشارت ده که خدا مرا اجازت هجرت فرموده است براى من آذوقه و مرکبى آماده کند.

ابن اریقط به محضر على علیه السلام آمد و جریان را گفت: على علیه السلام براى حضرت خوراک راه و یک مرکب فرستاد و ابن بهیره نیز خوراک و دو تا مرکب را آورد.

آنگاه حضرت به طرف یثرب حرکت فرمود. ابن اریقط او را بر راه نخله از میان کوه ها برد. پیوسته بیراهه مى رفتند، تا در قدید به راه اصلى وارد شدند و تا در نزد ام معبد به استراحت پرداختند و اعجازى از آن حضرت در رابطه با شیر گوسفند (ام معبد) ظاهر شد. سپس راه را به طرف یثرب ادامه دادند.

نحوه ورود پیامبر به مدینه

چگونگی بیعت مردم مدینه با پیامبر (ص)

ورود پیامبر (ص) به مدینه

اهل مدینه از آمدن رسول الله (ص) مطلع بودند. چون روز مى شد مردان و زنان به استقبال آن حضرت مى رفتند و چون هو اگرم مى شد برمى گشتند.

«قباء»نام مکانی است در نزدیکى مدینه که فاصله اش تا شهر مدینه حدود دو فرسخ یا کمى بیشتر بوده و اکنون نیز مسجد بسیار زیبایى که اساس آن را رسول خدا (ص) پى ریزى کرده است در آنجا وجود دارد و اطراف آن را باغ هایى سرسبز فرا گرفته.

روزى که حضرت رسول (ص) وارد «قباء» شد نزدیکی هاى ظهر بود و مردم «قبا» که مایوس شده بودند به خانه ها رفتند اما یکى از یهودیان که هنوز در جاى بلندى نشسته و سمت مکه را مى نگریست ناگهان چشمش به چند نفر افتاد که از راه رسیدند و در زیر درختى آرمیدند،

حدس زد که افراد تازه وارد پیغمبر اسلام و همراهان او باشند از این رو فریاد زد: اى فرزندان «قیله »آن کسى که روزها به انتظارش بودید وارد شد! در اینکه پیامبر گرامی (ص) چند روز در قباء توقف کرده اند؛ اختلافى در روایات هست.

بسیارى گفته اند سه روز در قباء بود تا على (ع) و فواطم (فاطمه دختر رسول خدا (ص) و فاطمه بنت اسد مادر آن بزرگوار و فاطمه دختر زبیر) که همراهش بودند به آن حضرت ملحق شده و سپس به سوى شهر مدینه حرکت کرد و در پاره اى از روایات دوازده روز و پانزده روز نوشته اند

و آنچه از نظر مورخین مسلم است این مطلب است که توقف آن حضرت بیشتر به خاطر آمدن على (ع) بود. روز جمعه آن حضرت از قبا خارج شد و وقت ظهر به قبیله بنى سالم رسید و سپس به طرف مدینه به راه افتادند.

رسول گرامی اسلام (ص) در میان استقبال پر شور مردم یثرب وارد این شهر گردید. ناقه حضرت در زمینی که متعلق به دو فرزند یتیم «عمرو» که نامشان سهل و سهیل بود خوابید و تبدیل به مکانی گردید که امروزه زیارتگاه عاشقان آن حضرت می باشد.

مردم یثرب در ماه ذوالحجة در عقبه با پیامبر گرامی اسلام بیعت کردند، سه ماه قبل از آن، رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در شب اول ربیع الاول از مکه خارج و روز دوازدهم ربیع الاول وارد مدینه شدند که بعدها مبداء تاریخ هجرى قمرى گردید.

تاسیس تاریخ برای مسلمانان در زمان خلافت خلیفه دوم مسلمین و با مشورت علی (ع) در سال شانزدهم هجری صورت گرفته است؛ که مبدا تاریخ را هجرت پیامبر و ماه نخست آن را محرم، سالی که هجرت روی داده بود قرار دادند.



این مطلب چقدر مفید بود ؟
 
  • منبع
  • isna.ir
  • porseman.com
اسنپ تریپ
دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits