دهه 80
شماها تا چه میزان دهه هشتادیها را میشناسید؟
به چه میزان از دغدغهها و اولویتهای آنها آگاهید و آنها را میپسندید؟
خیلیها معتقدند دهه هشتادیها بر خلاف سایر نسلهای اخیر چندان سیاستزده نیستند و بیشتر به دنبال تغییر در سبک زندگی خود هستند.
شما تا چه میزان این موضوع را قبول دارید و نظرتان درباره آن چیست؟

شما چقدر «دهه هشتادیها» را میشناسید؟
داشتیم آماده میشدیم برای نوشتن یک سریِ متن برای سررسیدی جهتِ سنِ راهنمایی، تیم تحریریه متشکل از دهه هفتادی ها و دهه شصتی ها توی سر و کله ی هم میزد که مخاطبِ دهه هفتادی خیلی سرطق است و دهه هفتادی ها دفاع میکردند که اینجوری نیست فقط نگاهشان با هم فرق میکند، هر کس چیزی میگفت، یکی معتقد بود دهه هفتادی ها هنوز مثلِ کوچولوها دوستِ درونی و مخفی دارند و یکی دیگر میگفت دهه هفتادی ها فلسفی تر از این حرفها فکر میکنند. خلاصه غوغایی برپا بود تا یک نفر بلند شد گفت که: اصلا مخاطبِ پایه ی راهنمایی که میخوایم براش بنویسیم دیگه دهه هفتادی محسوب نمیشه و تقریبا دهه هشتادی.
راست میگفت. دهه هشتادی ها به راهنمایی رسیده اند، و شاید بعضی هاشان دارند راهنمایی را تمام میکنند و آماده ی ورود به دبیرستان میشوند. ما ولی هنوز سرِ جنگِ دهه شصتی های سوخته و دهه هفتادی های بی عار و درد مانده ایم و جبهه مان را حفظ کرده ایم که آن که سوخت ما بودیم و آن که از این سوختن بهره ها برد شما بودید، غافل از دهه هشتادی ها که حالا دارند کم کم قد علم میکنند.به موازاتِ فکر کردن به این جمله که "دارند قد عَلَم میکنند" فکر میکنم که واقعا؟؟؟؟ دهه هشتادی ها دارند بزرگ میشوند یا کوچک؟ آنها سوختند یا مرفه بی درد بودند؟ کودکی شان چطور گذشت؟ نوجوانی شان چگونه میگذرد؟ با این نسلِ خاموشِ ساکتِ مرموز چطور میشود ارتباط برقرار کرد؟
نسلی که تا چشم باز کرده کامپیوتر بوده و وبلاگ نویسی و اینترنت پر سرعت، نسلی که تا چشم باز کرده موبایل بوده و پیامک و بولوتوث، نسلی که تا خواسته بپر بپر کند اسیرِ آپارتمان نشینی بوده، نسلی که به جایِ بازی با هم سن و سالانش کلش آف کلنز بازی کرده، نسلی که ارتباطات با دوستانِ هم سنش بعد از مدرسه تلفنی که نه، وایبری بوده، نسلی که تا بوده فیلترینگ هم بوده، نسلی که تویِ کوچه بازی کردن را حتی تصور هم نکرده، نسلی که حنا و هایدی و آنی شرلی و جودی آبوت هم نداشته و نسلی که تقریبا اسیرِ تکنولوژی فقط و فقط قد کشیده، چگونه میتواند باشد؟ نسلی که همه ی کتاب هایش را ترجمه های غربی تشکیل داده، نسلِ موسیقیِ رپ، نسلِ سریال های آب دوغ خیاری، نسلِ فیلم های نه چندان فاخر، نسلِ تحریم و شاید گاهی تسلیم، دهه هشتادی ها چه میشوند؟
عجیب و پیچیده به نظر میرسند در همه امور. از سبک و سیاق لباس پوشیدنشان گرفته تا ادبیات روزمرهشان. به آنها انتقاد میشود که درس نمیخوانند، لذتجو و خوشگذرانند، وقت خود را صرف امور بیهوده میکنند و از همه مهمتر اینکه مانند نوجوانان نسل قبل اغلب آرمان و اهداف بزرگی ندارند.علاوه بر این هر از گاهی هم دست به اقدامات گروهی عجیب و غریبی میزنند که نهتنها موجب شوک و نگرانی مسوولان سیاسی و تحلیلگران اجتماعی میشوند.
بلکه بسیاری از افراد جامعه را هم نگران و درگیر این پرسش میکنند که این نوجوانان که زنان و مردان آیندهساز دهههای آتی کشور خواهند بود، چه سرنوشتی را برای خود و جامعه خود تدارک خواهند دید؟گاهی در مراسم ختم مرتضی پاشایی ظاهر میشوند، چندین ساعت نظم شهر را به هم میزنند و مشکلاتی را برای شهروندان ایجاد میکنند و گاهی هم به صفحات چهرههای مشاهیر ایرانی و خارجی از جمله لیونل مسی حمله میکنند و تبعات اقداماتشان را به اعضای جامعه تحمیل میکنند.
نوجوانان دهه هشتادی را چگونه میتوان شناخت؟
وقتی از ماجرا باخبر میشویم که جمعیتی را مقابل یک پاساژ بزرگ در تهران میبینیم. جوانانی که از شکل و شمایلشان پیداست آمدهاند تا آغازین روز تابستانشان را جشن بگیرند. همانهایی که در سالیان پیش قرار آببازی در پارک آب و آتش گذاشته بودند. نیاز نیست در دستگاههای اجرایی و انتظامی حضور داشته باشی که از حرکت آنها شوکه شوی. حتی حاضرین در فضاهای مجازی و استفادهکنندگان از شبکههای اجتماعی نیز از شکلگیری این اجتماع بیخبر بودند. جماعتی که هویت و تشکیلات خود را در شبکهها ساختهاند اما نه به شکل عیان.
یکشبه میتوانند گروه موسیقی محبوبشان را ترند کنند. گاهی هم با هجوم دستهجمعیشان به صفحات مجازی شناخته میشوند. حتی نمیشناسیشان. در گروهها و روابطی که به عناوین مختلف شکل گرفته دیده نمیشوند و قابل رصد کردن نیستند. اما هستند و آنقدر پرتعداد که قرارشان با تمام ریزشها به فراتر از هزار میرسد. دیگریِ پرتعداد فضای مجازی که آرام از حاشیه به متن میآیند.واقعیت اینجاست که «در فضای زندگی مجازی (Virtual Life)، سبک زندگی خاصی که هیچگاه رنگ و بوی واقعیت و تجسم مادی را به خود نخواهد گرفت، شکل میگیرد. در این فضا که مرز هم نمیشناسد، همه به نوعی یک متعامل (interactor) به حساب میآیند و هیچکس، به خاطر آنکه از طبقهای خاص است، مورد بازخواست قرار نمیگیرد، بلکه بیشتر به خاطر آنچه هست، مورد ارتباط قرار میگیرد» (فیلیپ روزدال، 1392).
از اینروست که فضای مجازی و اینترنت، برای نوجوان اغلب ناراضی از وضع زندگی و اقتصادی، زندگی دوم را میسازد و البته استفادهای 70درصدی از اینترنت که بیشتر صرف ارتباطات اجتماعی و شبکههای اجتماعی شده تسهیلکننده آن است. طبیعی است که این درصد در شهرهای بزرگ بیشتر هم خواهد بود. نسلی که در فضای مجازی از فیلترشکن استفاده میکنند (بیش از 90 درصد) و این دنیا را بیشتر برای سرگرمی و تفریح (53 درصد) و ارتباط متنوع و جدید (30 درصد) میپذیرند، حتی اگر ارتباط حقیقی و حضوری فراگیر دارند، آن را در امتداد همان زندگی خویش یافتهاند.
میتوان چنین ارزیابی کرد که «ریسکپذیری، انتقالی بودن احساسات و عواطف، دادن فرصت بازاندیشی، تقویت فردیت و استقلال عمل و انتخابی بودن، سیال ساختن هویت، ایجاد تعارض، دوسویگی و بحران در هویت، جبران کردن برخی کاستیهای فضای عمومی و حقیقی، خصوصیکردن دنیای زندگی، فراغتی ساختن رسانه و فردی ساختن هویت، پیچیدگی در هویت، زیباسازی زندگی روزمره، کسب سریع تجارب مربوط به بزرگسالی، جزءجزء کردن هویت، افسونزدایی از برخی جاذبههای زندگی غربی، ایجاد تمایز، ارزشمند کردن تمایز و اهمیت دادن به سبک زندگی از جمله تاثیرات مفروض این فضا بر ارزشها، هویت و گرایشهای این جوانان به حساب میآیند (ذکایی 1390).
فضایی که بسته به شبکه مورد استفادهشان نیز تفاوتهای عمدهای در آن وجود دارد. نهتنها حضور نفس ارتباطات مجازی تفاوتهای بسیاری ایجاد کرده، بلکه حضور در چه شبکهای و چگونگی حضور در فضای مجازی هم روابط و هویتهای متنوعی را آفریده است. برای شناخت نسل نوخاسته دهه هشتادی توجه به نوع گسترش شبکههای اجتماعی اهمیت دارد. پستگذاری و تعامل در شبکههای اجتماعی جزو فراگیرترین کاربردهای اینترنت در حال حاضر است.
حرف حساب متولدین دهه هشتاد چیست؟
شبکههای اجتماعی در ابتدا مبتنی بر نوشتار بودند و به مرور شبکههای اجتماعی جدید شکل گرفتند. بخش زیادی از آنها خیلی زود فیلتر شدند. اما ویژگی اصلی این شبکهها و شبکههای مشابه مثل یوتیوب، فیسبوک و ... این بود که هر فرد هویت کامل خود را در آن بازنمایی میکرد و علایق را نشان میداد و روابط و دوستیها شکل میگرفت. فرصت برای ارائه اطلاعات و ثبت لحظهها در این شبکهها زیادتر بود. شبکههای این چنین در حال حاضر مورد توجه جوانان سنین بالاتر قرار گرفته و نسل نوجوان حتی از این شبکهها کوچ کردهاند.
تلفنهای همراه هوشمند و انواع برنامههای کاربردی روی آن که شبکههای متنوع و جدیدی را با خود به همراه داشته، انتخاب اول بخش زیادی از ایرانیان اعم از جوان و غیرجوان شده است. ارتباطات مکتوب و مولتیمدیایی و روابط سریع و همه جایی.در بین همه این افزونهها نسل جدید برای بازنمایی هویتی خود اینستاگرام را که فیلتر نیست بیش از سایرین انتخاب کرده است. رسانهای که زندگیها، آرزوها و... جوانان را بازنمایی میکند. نمود هر فرد در هرلحظه است و حداکثر زمان برای صحنهسازی 15 ثانیه (که به تازگی در ورژنهای جدیدتر به 50 ثانیه رسیده) است. در این شرایط میتوان هویت مطلوب و آرمانی را ساخت و با دیگران به اشتراک گذاشت و این تفاوت اساسی این رسانه با رسانههای پیشین است.
پسند دیگران و طرفداری دیگران اولین اصل در این بازنمایی است. لایکگذارانی که در این فضا از خود یک انبوهه میسازند و هر از چندی این انبوهه را در فضایی حقیقیتر به نمایش میگذارند. فضایی که رد نسل نوجوان ایرانی و خواستههایش را میتوان در آن سراغ گرفت. در واقع تفاوت در بازنماییهای شبکههای اجتماعی، بازنمود هویتی نسلها را نیز متفاوت ساخته است. مساله نسل جدید سبک زندگی و بازنمود آن در شبکههای اجتماعی است. سبک زندگیای که هم هویتبخش است و هم متمایزکننده. و این نسل بر اساس علایقش به دنبال بازنمودی از انبوهه خویش است. و این طلب جماعت با اجتماعاتی از جنس پاساژ کوروش خود را نشان میدهد.
معلمان مدارس و اهالی آموزش و پرورش، دیگریِ پرتعداد فضای مجازی را خوب میشناسند. خانوادههای دارای فرزند نوجوان نیز با خلق و خویشان آشنا هستند. آمارها و نگرشسنجیهای جوانان نیز آنها را تا حدودی به تصویر کشیده است. هنوز به اجتماع وارد نشدهاند که بتوان مانند نسل جوان از سرمایه اجتماعی آنها یا حتی افسردگی اجتماعی آنها گفت. هنوز به سن قبول مسوولیت اجتماعی نرسیدهاند. ازاینرو مهمترین محلهای بروز و ظهورشان فضای مجازی است و همچنان که نشان میدهند، به وضوح احترام به زندگی و سبک زندگی مختص خودشان برایشان ارزشمند است. «مصرف» نقطه مرکزی و کانون رفتار و مبادلات آنها شده و خوب مصرف کردن جزو آمال اصلی ایشان است. مهمترین مطلوبیت در بزرگسالی رسیدن به رفاهی است که این خواسته را برایشان به ارمغان آورد.
سبک زندگی ماهیتی مدرن دارد و فضای مجازی و سهولت دسترسی به آن انواع سبکها اعم از شنیدنی، خوردنی، پوشیدنی، بازی و تفریح کردنی و... را به ایشان شناسانده است. از طرفی سبکهای زندگی به طور بارزی بیانگر محیطهای ویژه فعالیت اجتماعی هستند و عملاً به آنها وابستهاند. بدین ترتیب گزینش شیوههای زندگی اغلب تصمیمگیریهایی برای غوطهور شدن در آن محیطها و یکرنگ شدن در آنها هستند. عاملی برای ایجاد همان انبوهههایی که پیشتر دربارهشان گفته شد.
حرف حساب متولدین دهه هشتاد چیست؟
کسب هویت از اجتماعی که به محیطهای خاص وابسته است و این محیطها در نسلی که در حال بالیدن است مدارس و فضاهای مجازی است. فقط نوع و روش هویتیابی این افراد به محیطها بستگی ندارد بلکه نحوه قرار گذاشتن و جایی که ایشان گرد هم میآیند نیز وابسته به همان است. اتفاقی که افتاده این است که محل قرار پارک یا کافیشاپ نیست. محل قرار رستوران نیست. محل قرار یکی از بزرگترین پاساژهای نوساز شهر تهران است که از قرار هم به فکر خورد و خوراک بوده و هم ژست فرهنگی را از نوع سینماییاش تکمیل میکند. اما بیش از هر چیز یک پاساژ بزرگ و مدرن و نماینده مصرف در جامعه است. مصرفی که میتواند به سمت فرهنگی هم سوق پیدا کند. فرهنگ جماعتی که هویت و سبک زندگیشان را بر مصرف و لذت بنا کردهاند.
در واقع این شیوه هویتیابی جریان زندگی جدید و جذابتری را برای نسل نو آفریده که از خلال آن آزادی اجتماعی مورد توجهاش را در فضای مجازی و در تودرتوی اینترنت نیز یافته است. زندگیای که به جوان آموخته هیچ اقتداری را نپذیرد و دخالت در زندگی و سبک زندگیاش را برای هیچ فردی حتی خانواده حق نداند. نسلی که از دولت و بزرگترها تنها تسهیلات میخواهند و بس.تسهیلاتی که امنیت و آیندهشان را به جهت فراغت و لذت بیشتر در زندگی بسازد. نسلی که هرچند اجتماع نسلی را میپذیرند اما دغدغههایشان فعالیتهای اجتماعی و حضور در نهادهای مدنی را برنمیتابد. (آمارهای رسمی و واقعی وزارت جوانان گویای این مهم است.) درواقع ایشان را میتوان دیگریِ ساکن در فضایی شناخت که اجتماع و انبوهه میآفریند اما جامعهسازی نمیکند.
خواهشمنديم اگر سوال يا نکتهاي براي مطلب خصوصیات اخلاقی دهه هشتادی ها
در ذهن شما باقي مانده است، آنرا در قسمت نظرات با ما و ساير کاربران به اشتراک بگذاريد.
---------------------------------------------------------------------------------
مجله اینترنتی دلگرم
مرجان امینی












ساده ترین روش تهیه کره توت فرنگی خوشمزه و حرفه ای
طرز تهیه پوره سیب زمینی با سیر تنوری، یک دورچین حرفه ای و خوشمزه
ایده های جذاب برای بازی های کلاسیک در شب های دخترانه
ترفند کشاورز حرفه ای برای نگهداری طولانی مدت موزها
خوشمزه ترین خورشت بامیه مجلسی همراه نکات ساده ای که همه رو عاشق این غذا میکنه !
ترفند کوتاه کردن آستین بدون دخت / مدل زیبا و جذاب آستین
ترشک آلبالو فوق العاده خوشمزه و راحت / اگه یکبار امتحان کنی دیگه از بیرون نمیخری !
معرفی کامل ورزش جیت کاندو و فلسفه هنر رزمی بروس لی
چگونه ایرفرایر خود را مثل یک حرفه ای تمیز کنیم/ ترفند تمیزکاری که هیچ کس به شما نمی گوید
ههشتادیهستم.😎
الان ۱۴ سالم
یه برادر کوچکتر از خودم دارم ۱۲ سالشه
مامان و بابام همش از اون طرفداری میکنم
خلاصه واسه من که خیلی سخته دهه هشتادی
بعدشم میخوام برم ماهواره ببینم مامان بابام نمیذارند هی میگند ماهواره بده اله بله ماهواره که همش بد نیست میخوام برم کارتونم رو ببینم تو ماهواره نمیذارند با این که ماهواره هم داریم من اگه بزرگ بشم هر کاری دلم خواست میکنم درس رو هم میندازم دور و اصلا بچمو نمی ذارم بره مدرسه لطفا شما اگه ازدواج کردید بچه دار شدید خواهشا نذارید بره مدرسه همشم هی محدودیت میذارند خسته شدم واقعا از افکار بی خود و چرت پرت و قدیمی به خدا اگه تلویزیون خونه دستم بود هر جور کاری میخواستم میکردم و این قدر بهم سرکوفت نمی زنند آخه کی گفته موبایل چشم آدم رو خراب میکنه این حرفای منو فقط یک دهه هشتادی مثل من درک میکنه
اگه میخوای بدونی کافیه یه دهه هشتادی که شبیه دهه هفتادیا و دهه شصتیا رفتار کنه رو ببینی چی بهش میگی؟
اگه یه دهه هشتادی اصل باشی باید بهش بگی خائن!
پدر مادر من خودشون بیشتر از من با گوشی کار میکنن تا من دس میبرم واسه گوشی شروع میکنن به غر غر از خواهر برادرا طرفداری میکنن مخصوصا کوچیک ترها خیلی با بچه خودشون لج میکنن و فک میکنن که هرچی اونا بگن این نشونه از بی فرهنگی پدر مادرای ایرانی داره درصد کمی هستن که خوب با بچشون رفتار کنن
دهه هشتادیا نسلین که همو خیلی خوب میفهمن خیلی سریع میتونن باهم دوست و جفت و جور شن و خیلی بیشتر از اون چیزی که نوجوونای نسل های قبل میفهمیدن میفهمن بهترین سرگرمیشون گوشیه و چت کردن با دوستاشونه هیچکس ازشون حمایت نمیکنه و اکثرا توهین و زورگویی واقعا متاسفم برای اون دسته از کسایی که اینکارو میکنن
تو که همش مسخره میکنی و طعنه میزنی ... هعیی کاش بیشتر درک میشدیم
وقتی یه دهه هشتادی پول می خواد یا مدرسه مذهبی نمی خواد بره حق این رو ندارید که بهش انگ هرزگی بزنید
چون شما ها اون چیزی که هستید مارو هم همون جور تصور می کنید
میگید من از دختر بی ادب بدم میاد
بدت میاد که بیاد من شخصیتم به خودم مربوطه شما ها هم اگر انقدر پا پیچ ما نشین و انگ ها و دروغ های مختلف به ما نچسبونید
ماهم بهتون بی احترامی نمی کنیم
بعضی ها میگن هرچی نسل می ره رو به جلو مردم احمق تر می شن
نه پس شما ها خوبید که قبول داشتید ادم باید دختر رو زنده بگور کنه
هاااا
ما ها از اون چیزی که فکر می کنید عاقل تریم
خلاصه شما دهه ۵۰ و دهه ۶۰ ها حق برچسب دروغ زدن به مارو ندارید
نترسید ما آینده بهری می سازیم مثل شما ها نیستیم که گند بزنیم به مملکتمون
از طرف یک دهه هشتادی
من خودم یه دهه هشتادیم شما فکر میکنید پس ما احمقیم یا خنگیم میدونید حقیقت چیه ما از صدتا از شما باهوش تریم شما درس خوندید چی شدید؟
به حرف های قدیمی پدر و مادر گوش کردید چی شدید؟
ما طبق خواسته های شما پیش نمیریم و متما دهه هشتادیا آینده بهتری دارن
چون باهوش ترن و از شماها بیشتر سرشون میشه
درسته ما تو کوچه ها بازی نکردیم یا تو خونه های آپارتمانی زندگی کردیم اما همین دنیا باعث شد تا زود بزرگ بشیم
اما شما ها مارو درک نمیکنید چون مغزتون خرابه
همه فکر می کنن که ما هیچی نمی فهمیم
بخاطر همین هیچکس مارو درک نمی کنه
احمق ترین هشتادی=دانشمند هفتادی
من خودم 79 اومدم هم تجربه های دهه هفتادیا رو داشتم هم هشتادیا رو .
فقط بدیشون اینه که یه زره بی ادبن 😐 اینو درست کنن اوکیه
به نظر من دهه هشتادیا به جایی خواهند رسید که دهه های قبلی از حسودی بمیرن.
برمون به ما احتیاج دارن برای سربلند کردن این انقلاب الان دیگه همه چشم امیدشون به ماهاست لطفا به جای اینکه ماها رو دلسرد بکنین و برچسب بهمون بزنین که شما بیخیالین و... یکم امید بدین،یکم راهنمایی کنین شاید شما از دور اینارو میبینین ولی ما اهداف بزرگتری هم داریم انشاءالله آزادی قدس به دست ماها انجام میشه ، انتقام خون سردارمون رو میگیرم از جنایتکارای آمریکایی و اسرائیلی یاعلیخصوصیات اخلاقی دهه هشتادی ها
من یکی از چیز هایی که بین خودم و بین دوستان که مثل خودم دهه هشتادی هستم دیدم
هدفمند بودنمون
هممون ی برنامه ای واسه زدگیمون داریم
چیزی داریم بقیه دهه ها ( یکسری هاشون ) اصلا نمیدونن چیه
الان شما ببینین کودک همسری چقد زیاد شده و مطسیولینم حمایتش می کنن؟ ما نمی خوایم این چیزا رو ما عموما درونگراییم و با تنهایی بیشتر کیف می کنیم ادبیاتمونم بد نیست ما آزادی می خوایم منظورمو بد برداشت نکنین منظورم اینه که عقاید خودمونو میخوایم این که بیان تو کارمون سرک بکشن یا همه چیزمونو ملت بدونن چیزه خوبی نیست از نظر ما تو فیلما و کتابا و نت غرق میشیم چون مثه مان مارو درک می کنن اغلبشون ما حقمونو میگیریم این پر رو بازیه؟ افسرده نیستیم اذیتمون نکنین اذیت نمیشین میدونین بحث حقوق متقابله دیگه پرخاشگر نیستیم اگه کسی رو دیدین داره داد میزنه یا می خواد خودکشی کنه یا مواد میکشه یا هرچی به جای اینکه از بیرون قضاوتش کنین بینین دردش چیه ما همه مون که نمیریم سراغ این کارا هرکی میره لابد یه دردی داره ما نیاز به درک شدن توسط بزرگ ترا رو نداریم ما مثه اونا نمیحرفیم و مثه اونا فک نمیکنیم
و هیچ وقتم ای. روز رو یادمون نمیره درضم کسی حق نداره نسل مارو مسخره کنه.
ما دهه هشتادی یک اینده ای میسازیم که دهه های ۵۰ ۶۰ ۷۰ نتونستن بسازن
شاید ما الان زیاد به این مسائلی که تو روز مره هس اهمیت ندیم و ساده از روش رد بشیم اما به تک تکشون فکر میکنیم تا در اینده بهترین کار هارو انجام بدیم
هشتادیا افسرده و بد بخت و درس نخون و .... نیستن . چند سال بگذره اون وقت لبین هشتادیا چه کارا که برا کشورشون نمی کنن
وقتی یه عادت یا یه کار نا متعارف رو توی یه نوجوون دهشادی دیدین به همه تعمیم ندین . این خیلی غیر منطقیه . هر کسی نسبت به خودش سنجیده بشه . این مسخره بازی دهه ها رو هم بردارین :/ هی دهه هشتاوی نودی هفتادی اه :|