دلگرم
امروز: یکشنبه, ۰۴ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱۲ صفر ۱۴۴۸ قمری و ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
داستان پندآموز گیر کردن استخوان در گلو گرگ!
داستان های کوتاه به دلیل اینکه حجم کمتری نسبت به رمان و داستان های بلند دارند و وقت زیادی از خواننده را نمی گیرند بیشتر مورد توجه هستند.داستان ها به ما تجربه ها و درس های بزرگی را در زمانی کوتاه می آموزند.

گرگی استخوانی در گلویش گیر کرده بود، بدنبال کسی می گشت که آن را در آورد تا به لک لک رسید و از او درخواست کرد تا او را نجات دهد و در مقابل گرگ مزدی به لک لک بدهد. 

داستان پندآموز گیر کردن استخوان در گلو گرگ

لک لک منقارش را داخل دهان گرگ کرد و استخوان را درآورد و طلب پاداش کرد. گرگ به او گفت : همین که سرت را سالم از دهانم بیرون آوردی برایت کافی است. 

داستان پندآموز گیر کردن استخوان در گلو گرگ

👈وقتی به فرد نالایقی خدمت می کنی تنها انتظارت این باشد که گزندی از او نبینی...

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



مطالب مرتبط
hits