دلگرم
امروز: جمعه, ۰۲ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱۰ صفر ۱۴۴۸ قمری و ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
داستان پندآموز آرامش در زندگی
داستان های کوتاه به دلیل اینکه حجم کمتری نسبت به رمان و داستان های بلند دارند و وقت زیادی از خواننده را نمی گیرند بیشتر مورد توجه هستند.داستان ها به ما تجربه ها و درس های بزرگی را در زمانی کوتاه می آموزند.

مرد جوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود. استادی از آنجا می گذشت. او را دید و متوجه حالت پریشانش شد و کنارش نشست. مرد جوان وقتی استاد را د ید بی اختیار گفت: “ عجیب آشفته ام و همه چیز زندگی ام به هم ریخته است. به شدت نیازمند آرامش هستم و نمی دانم ای ن آرامش را کجا پیدا کنم؟“ استـاد برگی از شاخه افتاده روی زمین را داخل نهر آب انداخت و گفت : به این برگ نگاه کن وقتی داخل آب می افتد خود را به جریان آن می سپارد و با آن می رود. سپس استاد سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت. سنگ به خاطر سنگینی اش داخل نهر فرو رفت و در عمق آن کنار بقیه سنگ ها قرار گرفت. استاد گفت: ”این سنگ را هم که دیدی. به خاطر سنگینی اش توانست بر نی روی جریان آب غلبه کند و در عمق نهر قرار گیرد . حال تو بــه من بگو آیا آرامش سنگ را می خواهی یا آرامش برگ را ...؟!“   

داستان پندآموز آرامش در زندگی

مرد جوان مات و متحیر به استاد نگاه کرد و گفت: ”اما برگ که آرام نیست. او با هر افت و خیز آب نهر بالا و پائین می رود و الان معلوم نیست کجاست! الاقل سنگ می داند کجا ایستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب  جریان دارد اما محکم ایستاده و تکان نمی خورد. من آرامش سنگ را ترجیح می دهم!“ استاد لبخند ی زد و گفت: ”پس چرا از جریان های مخالف و ناملایمات جاری زندگی ات می نالی؟ اگر آرامش سنگ را برگزیده ای پس تــاب ناملایمات را هم داشته باش و  محکم هر جایی که هستی آرام و قرار خود را از دست مده.“استاد این را گفت و بلند شد تا برود. مرد جوان که آرام شده بود نفس عمیقی کشید و از جا برخاست و مسافتی با استاد همراه شد. 

داستان پندآموز آرامش در زندگی

چند دقیقه که گذشت موقع خداحافظی مرد جوان از استاد پرسید: ”شما اگر جای من بودید آرامش سنگ را انتخاب می کردید یا آرامش برگ را؟“استاد لبخند ی زد و گفت : ”من در تمام زندگی ام خودم را با اطمینان به خالق رودخانه هستی و به جریان زندگی سپرده ام و چون می دانم. در آغوش رودخانه ای هستم که همه ذرات آن نشان از حضور یار دارد از افت و خیزهایش هرگز دل آشوب نمی شوم . “ مــن آرامش بـرگ را می پسندم.

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



مطالب مرتبط
hits