دلگرم
امروز: یکشنبه, ۰۵ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۱۶ ربيع الآخر ۱۴۴۸ قمری و ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶ میلادی
اسامی 54 بت معروف در دوران جاهلیت
زمان مطالعه: 13 دقیقه
شاید براتون جالب باشه که در دورانی که ما نبودیم بت های کعبه چه اسم هایی داشتند ، شاید معروف ترینشون رو همه میدونیم؟ لات؟ یا عزی ؟ بقیه اش را هم امروز آشنا میشیم ، با دلگرم همراه باشید.

اسامی بت هاى معروف در زمان پیامبر

۱- شواع ؛ نام بتى است که مربوط به ((هذیل بن مدرکه )) بوده که در محل ((رهاطه )) قرار داشته است .
این بت پس از اسلام به دستور پیامبر و توسط ((عمرو بن عاص )) درهم شکسته شد.

۲- ود؛ این بتى بود که ((عمرو بن لحى )) آن را از کنار رودخانه جد به مکه آورد و به یکى از قبائل عرب داد.
این بت در وادى القرى قرار داشت . ((عبدود)) به همین مناسبت است . پس از اسلام این بت به دستور پیامبر توسط ((خالد بن ولید)) درهم شکسته شد.

۳- یغوث ؛ بر وزن ((یهود)) نام بتى بود که قبیله مذحج و متحدانش آن را مى پرستیدند. گویند یغوث یکى از پنج بت قوم نوح بوده است .
یغوث به معناى فریاد رس است . مردم شمال و جنوب یمن این بت را مى پرستیده اند.

۴- یعوق ؛ این بت در قریه خیوان در شمال ((صنعا)) قرار داشت . قبیله ((همدان )) این بت را مى پرستیدند.

۵- نسر؛ بر وزن عصر، به شکل کرکس ساخته شده بود و از پنج بتى بود که قوم نوح مى پرستیدند. متولى این بت ، ((معدى کرب )) بود. نسر در میان حمیرى ها مقام والائى داشت . نسر از جمله پنج بتى بود که قوم نوح مى پرستیدند.
جان ناس ، محقق در تاریخ ادیان و عقاید، در این رابطه مى گوید: اعراب شهرنشین و صحراگرد به خدایان مذکر و مونث معتقد بودند. هر یک از این خدایان مخصوص یک قبیله یا چند قبیله بود، مانند بت هبل که خاص ‍ مردم مکه و اطراف آن بود.

در شهر مکه سه خداى مونث وجود داشت :

الف- لات ، خداى مادینه .
ب- منات ، خداى سرنوشت .
ج- عزى ، خداى یوم .
این سه خدا را ((بنات الله )) مى نامیدند که در مکه پرستش مى شد.

۶- لات ؛ که در قرآن به آن اشاره شده ، مورد پرستش قریش بود و در طائف قرار داشت . لات سنگ چهارگوشى بود که در محل آن اکنون مناره مسجد طائف قرار دارد. کلمه ((لات )) از ((لت )) گرفته شده و به معناى ((خلط و مزج )) است و ((لات )) با تشدید تاء، اسم فاعل است که بعدا ((تاء)) تخفیف یافته است .

محققان معتقدند که ((لات )) منقول از زبان نبطى است ، و آن نام یکى از خدایان ماده بابلى بوده است که در بابل رب الارباب دختران بوده و خواهرانش ((مامناتو)) و ((غشتار)) بوده اند. ((لات )) نیز مانند دیگر خدایان بابلى تحول یافته است : در سوریه همسر یکى از خدایان نر که ((حداد)) نام داشت ، شناخته شد. ((حداد)) خداى باران بود. بت لات در میان نبطیان ربة البیت نام داشت و بعد الهه آفتاب شد.

بت ((لات )) وقتى به ((حجاز)) انتقال یافت ، مورد پرستش ‍ ((ثقیف )) و ((قریش )) قرار گرفت و مورد احترام بسیار بود. پس از اسلام ، این بت در میان قبیله ((ثقیف )) همچنان از اعتبار بسیار برخوردار بود. وقتى قبیله ثقیف اسلام آورد، به دستور پیامبر اسلام این بت توسط خالد بن ولید درهم شکسته شد.

۷- عزى ؛ از بزرگ ترین بتهاى عرب جاهلى مخصوصا قبیله قریش بوده است . بت عزى در وادى القرى قرار داشت . قریش ((لات و عزى و منات )) را دختران خدا مى دانستند. قرآن به این پندار جاهلانه اشاره کرده است . در الواح بابلى ((عزو سارى )) آمده است .
در زبان عبرى ((عزى )) از ((عزرا)) یعنى ((شدت قوت )) گرفته شده است و عزى به معناى : اقوى و اشد است . عزى قدیمى تر از منات و لات است .

۸- ایت بت: از قبیله هذیل و خزاعه بوده است . گویا قدیمى ترین بت عرب مى باشد و لذا مورد احترام بسیار بوده است . ((منات )) از ((منى )) به معناى ((ریختن ))؟ است چون خون قربانیهاى بسیارى به پاى آن ریخته مى شده است . بت منات پس از اسلام توسط امام على بن ابیطالب در هم شکسته شد. محققان گویند که این بت نیز وارداتى است و از بت هاى بابل بوده است .
اعراب به این بت هدایائى مى کرده اند، از جمله دو شمشیر بود که پادشاهى به منات هدیه کرده بود.

۹- هبل ؛ با ارزش ترین بت عرب جاهلى بوده است .
هبل بت مردم مکه بوده و در کعبه نگهدارى مى شده است .
هبل نیز بت وارداتى بود که از شام و فلسطین به حجاز راه یافته بود. این بت از عقیق سرخ و به شکل انسان تراشیده شده بود که دست راستش شکسته بود و قریش دستى از طلا براى آن ساخته بودند. این بت به ((هبل خزیمه )) نیز معروف بود؛ زیرا متولى اولیه آن ((قوم خزیمه )) بوده اند.
جلو روى هبل هفت تیره بود که براى تفاءل بکار مى رفت . بر روى یک تیره نوشته شده بود ((صریح )) و بر روى دیگرى ((ملعق )) آمده بود. اعراب جاهلى وقتى در مورد نوزادى شک داشتند، هدیه اى به هبل تقدیم مى داشتند. آنگاه با تیره ها فال مى گرفتند و بر اساس آن فال کودک را تعیین هویت و ملکیت مى کردند.
همین بت در جنگ احد مورد شعار ((ابوسفیان )) بود که مى گفت : ((اعل هبل اعل هبل ))، و پیامبر اسلام در جواب فرمود: ((الله اعلى و اجل )). هبل در پى فتح مکه بدست على بن ابى طالب درهم شکسته شد.

۱۰- اساف ؛ بر وزن ((کتاب )) بتى بود به شکل انسان بر فراز کوه ((صفا)) که در هنگام سعى بین ((صفا)) و ((مروه )) به عنوان تبرک و تیمن دست کشیده مى شد.

۱۱- نائله ؛ بت مؤ نثى بود که مانند اساف مورد احترام بود.
در اساطیر آمده است که اساف و نائله مرد و زنى بوده اند از قبیله جرحم که با هم معاشقه داشته اند. چون به مکه آمدند و حرمت آن نداشتند، مسخ شدند و به صورت دو قطعه سنگ در آمدند.
سعى بین صفا و مروه یک سنت دیرینه در مناسک حج بوده است . در ادوار جاهلیت این مراسم مکروه دانسته شد و اسلام با اصلاح و محتوى دادن به آن ، کراهت آن را برداشت .

۱۲- بعل ؛ نام این بت نیز در قرآن آمده است . این بت نیز از بت هاى وارداتى است که ابتدا در میان قوم الیاس در بعلبک بوده است .
محققان مى گویند: یکى از بت هاى عرب شمال همین بعل بوده است که هنوز مکان آن بین شام و مدینه به نام شرف البعل مشهور است .

 بت هاى معروف عرب

((بعل )) خداى آبها و چشمه سارها بوده است .
برخى گویند که بعل معبود قوم ((یونس )) بوده است . ((بعل )) از طلا ساخته شده بود و گویند که معبود قوم ((الیاس )) بوده است
جامعه شناسان این بت را نیز از جمله بتان بابلى دانسته اند: ((انو)) خداى آسمان ، ((بعل )) خداى زمین و انسان و ((هیا)) خداى آب و گیاه . این سه خدا، ((تثلیث )) اول را تشکیل مى داده اند. هر کدام براى خود الهه اى داشته اند و در خلقت ازآنان کمک مى گرفته اند. ((بعل )) با ((بعلیتو)) ازدواج کرد. ((بعل )) ادوار تحول داشته است : ابتدا خداى فعل بوده و بعد خداى آفتاب و باران و انسان . خدایان دیگر بعدها تابع او شدند. سرانجام تمام صفات خدایان در بعل گرد آمد.
((بعل )) در لغت عرب به معناى ((شوهر)) است .

۱۳- فلس ؛ معبود قبیله طى ، بر وزن ((ترس )).
این بت احترام بسیارى داشت و هدایا و قربانیهاى بسیارى دریافت مى کرد. گویند روزى به فلس آسیبى رسید. حاتم طائى چهره افسانه اى عرب در انتظار معجزه بود، اما چون خبرى نشد، از پرستش فلس دست برداشت . پس از اسلام ، این بت توسط امام على بن ابیطالب در هم شکسته شد. این بت به شکل انسان ساخته شده بود و رنگى سیاه داشت و در میان کوه اجاء مکان داشت . جایگاه این بت دار الامن و پناهگاه مجرمان بود. باید دانست که پیرامون بت جاهلى افسانه هاى بسیارى وجود دارد.

۱۴- انصاب ؛ بت هاى بى نوایان عرب را انصاب گویند. این بت ها در اختیار فقیران قرار داشت . آنان در خانه هاى خود به پرستش این بتان مى پرداختند. فقرا که توان ساختن بت هاى گران قیمت و.. نداشتند، به همین بت هاى ارزان و بى اعتبار قانع بودند. این بت ها شکل خاصى نداشتند و به پاره سنگهائى شبیه بودند. لذا به آنها انصاب گفته مى شود. در قرآن از انصاب یاد شده است .
محققان انصاب را بت هاى خانگى اعراب مى دانند.
گویا دو نوع بت در کار بوده ، بت بتخانه و معبد و بت در خانه . انصاب بت هاى خانگى بوده اند.
برخى گویند اعراب به هنگام مسافرت از فرط علاقه به کعبه پاره سنگهائى از اطراف کعبه را با خود حمل مى کردند تا ارادت خود را به کعبه و بتان نشان دهند.
در مقابل ((انصاب ))، اصنام و اوثان که بت هاى شکل دار بودند، قرار دارند. ((اصنام )) را از زر و سیم و چوب مى ساختند و ((اوثان )) را از سنگ مى تراشیدند.
مفسران اسلامى ((انصاب )) را وجه مستعار ((حجر الاسواد)) دانسته اند که اعراب به جاى حجرالاسود، ((انصاب )) را با خود حمل مى کردند و بر گرد آن طواف مى نمودند و قربانى مى کردند.

۱۵- الدوار؛ دور زدن و طواف کردن بر گرد بتى خاص بوده است . این بت مورد پرستش بوده است و اعراب هفت بار برگرد آن مى چرخیده اند. این بت به شکل کعبه تراشیده شده بود. مفسران چرخیدن دور کعبه را طواف گفته اند تا با دور زدن بر گرد ((الدوار)) تداعى نکند. ((الدوار)) بر وزن جبار و کفار و سوار نیز آمده است .

۱۶- زور؛ بر وزن ((گور)). نام هر چیزى که بجاى خداوند عبادت شود. گفته مى شود: این کلمه نام بتى معین بوده است که به جواهر آراسته بوده و در منطقه ((دوار)) قرار داشته است . گویا که این بت از طلا ساخته شده بود و دو چشم از یاقوت داشت و بر بالاى سر آن گوهرى نصب کرده بودند. این بت تا روزگار ((عثمان به عفان )) پایدار بود. ((عبدالرحمن بن سمرة بن حبیب ))، پس از فتح ((سجستان )) به سرزمین ((دوار)) رفت و بت پرستان را محاصره نمود. او دو دست بت زور را قطع کرد و یاقوتها را برداشت و پیش ((مرزبان )) انداخت و گفت : این جواهر از آن تو باشد، مى خواستم ثابت کنم که این بت براى تو نفع و ضررى ندرد.

۱۷- ذوالخلقه ؛ این بت به شکل تخته سنگ سفید رنگى بود که نقش تاجى در روى آن حک شده بود.
این بت در سرزمین ((تباله ))، میان مکه و یمن قرار داشت . پاسداران این بت قوم ((امامه )) از قبیله ((باهله )) بودند. چند قبیله دیگر این بت را مى پرستیدند و هدایائى تقدیم مى کردند. پس از اسلام ، این بت در هم شکسته شد و پرستندگان در دفاع از آن دویست کشته دادند.

۱۸- آذر؛ یعنى آتش . ایرانیان باستان و کلدانیان و آشوریان ستاره ((مریخ )) را آذر مى گفتند و بر این باور بودند که آن سیاره از آتش پدید آمده است . آنان سنگى را تراشیده و رمز مریخ قرار دادند و بزرگان خود را به احترام ، ((آذر)) مى نامیدند.
این کلمه در الواح بابلى نیز آمده است .
مفسران اسلامى مى گویند: ((آذر)) نام معبودى بوده است که مردم عرب آن را مى پرستیده اند.

۱۹- سعد؛ این بت که به نام ((سعد)) شهرت داشت ، از سنگى دراز ساخته شده بود و در ساحل ((جده )) قرار داشت و مورد پرستش ‍ فرزندان ((کنانه )) بود. گویند عربى با شترش نزد این بت آمد، شترش از بت بترسید و فرار کرد. عرب سنگى بر بت نواخت و گفت : خداوند تو را نامبارک گرداند که شتر مرا ترساندى . او از پرستش بت سعد منصرف شد.

۲۰- ذوالکفین ؛ معبود قبیله ((اوس )) بود که پس از اسلام در هم شکسته شد.

۲۱- ذوالشرى ؛ معبود قبیله ((ازد)) بوده است .

۲۲- بهیم ؛ معبود قبیله ((مزینه )) بوده است .

۲۳- عمیانس ؛ معبود قبیله ((خولان )) بوده است .
دو قوام از این قبیله به نامهاى ((ادوم )) و ((اسوم )) سهمى از چهارپایان و حاصل زراعت خود را میان پروردگار و آن بت تقسیم مى کردند. اگر چیزى از سهم خدا داخل سهم بت مى شد، آن را به خدا بر نمى گردانند؛ ولى اگر از سهم بت داخل سهم خدا مى شد، به بت بر مى گرداندند. قرآن به این موضوع اشاره کرده است .

همچنین بخوانید:
همه چیز در مورد عصر جاهلیت و آداب و رسوم آن !

همه چیز در مورد عصر جاهلیت و آداب و رسوم آن !

بارها نام عصر جاهلیت را شنیده ایم ؛ ولی شاید خیلی از ما ندانیم عصر جاهلیت به چه دورانی گفته می شود؟ و یا از آداب و رسوم عصر جاهلیت بی اطلاع باشیم. با…

۲۴- ذوالرحل ؛ معبود مردم حجاز بوده که احترام ویژه اى داشته است .
۲۵- سعیر؛ بر وزن ((زبیر))، معبود قبیله ((عزه )) بوده است .
۲۶- شارق ؛ بر وزن ((فارغ ))، معبود مردم عرب جاهلى بوده است . آنان فرزندان خود را به این نام مى خواندند.
۲۷- شمس ؛ بت معروف عرب جاهلى است که اسامى بسیارى را به خود اختصاص داده اصت : عبدالشمس .
۲۸- رئام ؛ بر وزن ((لجام ))، معبود قبیله ((حمیر)) بوده است .
۲۹- ربه ؛ نام دیگر لات است . ثقیف بتکده اى به همین نام داشتند که آن را برابر کعبه مى دانستند.
۳۰- رضاء؛ بر وزن ((کلاه ))، خانه مقدس قبیله ((بنو ربیعه )) بوده است .
۳۱- سجه ؛ بر وزن ((بچه )) از بت هاى عصر جاهلیت بوده است .
۳۲- زون ؛ نام بت و هر چیزى که پرستیده شود.
۳۳- صدا؛ نام بت قوم عاد بوده است .
۳۴- حمودا؛ بتى از بت هاى قوم عاد بوده است .
۳۵- ضیزن ؛ بت عصر جاهلیت . گویند نام دو بت بوده است که در بیرون دروازه حیره نصب شده بود تا واردان بر آن دو تعظیم کنند.
۳۶- طاغوت ؛ نام لات و عزى و دیگر بتها و هر چیزى که بجاى خداوند پرستیده شود. شیطان و کاهن و روساء خلال را نیز طاغوت گویند. طواغیت نام بتکده ها است .
۳۷- عائم ؛ بر وزن ظالم ، بت قبیله عزه بوده است .
۳۸- عبعب ؛ بت قبیله قضاعه و بستگان این قبیله بوده است .
۴۰- عتر؛ نام بت و بتکده و مذبحى بوده است .
۴۱- عوض ؛ بت قبیله بکربن وائل بوده است .

۴۲- عوف ؛ یکى از بت هاى جاهلیت بوده است .

۴۳- قلیس ؛ نام خانه مقدسى که ابرهه حاکم حبشه در صنعاء یمن از سنگ مرمر و چوبهاى نفیس بنا کرد و با زر و زیور آراست تا اعراب را از کعبه منصرف کند. او در پى شکست این نیرنگ ، تصمیم به ویران کردن کعبه گرفت که داستان آن مشهور است و در قرآن آمده است .

۴۴- کثرى ؛ بت قبیله جدیس و طسم بوده است .
۴۵- کسعه ؛ بت دوران جاهلیت بوده است .
۴۶- سنداد؛ خانه مقدس در بین راه کوفه و بصره بوده است .
۴۷- کعبه نجران ؛ خانه مقدس قبیله حارث بن کعب در نجران بوده است .
۴۸- محرق ؛ بتى از بکر بن وائل بوده است .
۴۹- مدان ؛ بت قبیله بنوالحرث بوده است .
۵۰- مرحب ؛ نام بتى در حضر موت در یمن بوده است .
۵۱- مناف ؛ ذکر آن گذشت .
۵۲- هبا؛ بت قوم عاد بوده است .
۵۳- یالیل ؛ بت عصر جاهلیت بوده است .

۵۴- یعبوب ، بت قبیله جدیله وطى بوده است .
این تعداد از بتان ، نمونه اى از هزاران بت عصر جاهلیت مى باشد که فقط در میان اعراب پرستیده مى شدند. بدیهى است که در بسیارى از دیگر جاها پرستش بت همزمان بوده است . ناگفته نماند که بت هاى کم طرفدارى در قبائل عرب بودند که ما از ذکر نام آنان خوددارى کرده ایم و به همین ۵۴ بت بسنده نموده ایم .

منبع : آدیان نت

۲ دیدگاه

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید

ساسان دوست الهی | ۱ سال پیش
درود بر شما و نوشته سودمندی که درج کردین درین وبگاه .
سپاسگزارم ، تنها یکی دو مورد رو پیشنهاد میدم ، نخست اینکه برای درست خوانی نامها لازم نبود که واژه ای برهمان وزن بنویسید ، هم نشانه گذاری البفایی مید و هم به زبان فونتیک آلفابت میشدبنویسید اینگونه بهتر خوانی میشد . ما درایران باستان بت پرستی نداشتیم. پیش ازاسلام ، دین زرتشتی و پیش ازآن هم آیین مهر بوده که در زبانشان واژه آذر نبوده . گاهی تندیس های مقدسی از برخی موارد دینی ساخته میشده ، ولی هرگز بت یا پرستندهٔ بیجانی در دین ایرانیان باستان نبوده .
0
0
پاسخ ها:
اما | ۱ سال پیش
سلام دوست گرامی
بحث مفصله اما حتماً بخونید چونکه پاسخ به پرسش و حرف غلط شماست. به تاریخچه هیچ کشوری نمیشه گفت که این کشور آیا مؤمن بوده یا نه چون در برهه های زمانی حکومت های مختلف و افراد مختلفی بوده اند
مثال 1 : در یک خانه ممکن است یک نفر مؤمن باشد دیگری کافر پس نمی‌شود به کل اعضای آن خانواده گفت مؤمن یا کافر
مثال 2 : همین ایران الان هر گوشه اش رو نگاه کنید هم افراد مسلمان هست هم کافر و مشرک. پس نمی‌تونید کل یک قومیت رو جمع بزنید (البته چند مورد خاص هست)
مثال 3 : اکثر مردم دوران گذشته تجزیه و بخش بخش شدند پس نمیشه تاریخچه آن ها را در گرو یک کشور بدانیم
مثال آخر و اصلی : گذشتگان چه خوب بوده باشند چه بد رفته اند شماهم مسئول اعمال آن ها نیستی. اما می‌توان از تاریخ درس عبرت گرفت یا اینکه افراد خوب و بهترین ها را که می‌توانند الگو های خوبی باشن معرفی داشت مثل پیامبران و صالحان
موفق باشید
1
0


hits