دلگرم
امروز: دوشنبه, ۰۱ مرداد ۱۴۰۳ برابر با ۱۵ محرّم ۱۴۴۶ قمری و ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۴ میلادی
5 دکلمه اربعین با بیانی سوزناک و غم انگیز
0
زمان مطالعه: 4 دقیقه
دکلمه اربعین / دکلمه برای اربعین / دکلمه درباره اربعین / دکلمه در مورد اربعین / دکلمه اربعین حسینی / دکلمه تسلیت اربعین / شعر اربعین / شعر و دکلمه اربعین / متن ادبی اربعین

دکلمه اربعین

در این مقاله از مجله اینترنتی دلگرم مجموعه ای از دکلمه اربعین را برای شما عزیزان آورده ایم. با ما همراه باشید.

دکلمه اربعین حسینی

نزدیکِ اربعین، دلِ جا مانده ها گرفت
یـک بینــوا بــرای خـودش ربـنا گـرفت
‌هرکـس رسید؛ سـوال کـرد: زائـری؟
از این سوال، دلِ پُرخونِ ما گرفت
‌آقا مگر “بَدان” بـه حـریمت نمی رسند؟
پس “حُر” کـه بود کـه جام بلا گرفت؟
‌بـاشد؛ محـل نـده… نبـرم اربعین حرم
اما بدان؛ کـه قلبم از این ماجرا گرفت
‌آن قدر گریه میکنم کـه بگویند عاقبت
نوکر ز اشـکِ خـود سفرِ کربلا گرفت
‌اما ز راهِ دور؛ درود حضـرت حسین
بارانِ اشک، از این روضه ها گرفت

دکلمه اربعین

دکلمه برای اربعین

یک اربعین به نیزه سر یار دیده ام
یک اربعین چو شمع به پایت چکیده ام
یک اربعین به ضربه شلاق ساربان
بر روی خارهای مغیلان دویده ام
یک اربعین تمام تنم درد می کند
با ضرب تازیانه ز جایم پریده ام
یک اربعین رقیه تو مُرد از غمت
اکنون بدون او به کنارت رسیده ام
یک اربعین به شام و به کوفه حماسه ها
با خطبه های حیدری ام آفریده ام
یک اربعین به چوبه محمل سرم شکست
همچون پدر ببین تو، جبین دریده ام
یک اربعین کنار عدو، وای وای وای!
بس جور طعنه های فراوان کشیده ام
یک اربعین به ضربه سیلی ببین حسین!
روی کبود و قامت از غم خمیده ام

دکلمه اربعین

دکلمه درباره اربعین

گرچه اشک گرمی ارمغان آورده ام مادر
نسیم سردم و بوی خزان آورده ام مادر
نیاید کس بـه استقبال من زیرا کـه می سوزد
ز هرُم شعله ای کز سوز جان آورده ام مادر
بـه این بی دست و پایی بی پر و بالی نمیدانم
چه باعث شد کـه رو در آشیان آورده ام مادر
اگر من زنده برگشتم ز صحرای شهادت ها
ز صدها مرگ تدریجی نشان آورده ام مادر
رهانیدم ز طوفان ظلم ها کاروانی را
کـه اینک بی برادر کاروان آورده ام مادر
حسینت را نیاوردم من و از داغ جانسوزش
دل خونین و چشم خون فشان آورده ام مادر
بـه جا از یوسفت ماندست یک پیراهن خونین
کـه با خون دل ان را ارمغان آورده ام مادر
کمک کن زینبت را تا کنار قبر پیغمبر
کـه مانند تو جسمی ناتوان آورده ام مادر

دکلمه اربعین

دکلمه در مورد اربعین

تا سایه سرت به سر محملم فتاد

برخاست آتش غم و بر حاصلم فتاد

یک اربعین بود که ندیدم جمال تو

وین است شعله ای که بر آب و گلم فتاد

ای کشتی نجات ز طوفان دوری ات

موج بلا و حادثه بر ساحلم فتاد

بودم هزار مشکل و از رنج هر اسیر

یک مشکل دگر به روی مشکلم فتاد

برخاست آتش از دل و اشکم به رُخ دوید

دل هر زمان به یاد ابوفاضلم فتاد

دارم من از خرابه بسی خاطرات تلخ

مُردم همین که بار در آن منزلم فتاد

شد گریه رقیه سبب تا ببینمت

هر چند باز داغ دگر بر دلم فتاد

شد باز بند دست من و باز کی شود

بند مصیبتی که به پای دلم فتاد

دکلمه اربعین

شعر اربعین

بسوز ای دل که امروز اربعین است
عزای پور ختم المرسلین است
قیام کربلایش تا قیامت سراسر
درس بهر مسلمین است
دلا کوی حسین عرش زمین است
مطاف و کعبه دل ها همین است
اگر خیل شهیدان حلقه باشند
حسین بن علی، آن را نگین است
دل ما در پی آن کاروان است
که از کرب و بلا، با غم روان است
چه زنجیری به دست و بازوان است
که گریان دیده روح الامین است
به یاد کربلا دل ها غمین است
دلا خون گریه کن چون اربعین است

دکلمه اربعین



این مطلب چقدر مفید بود ؟
 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !


hits