دلگرم
امروز: جمعه, ۱۵ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۲۵ جمادى الأول ۱۴۴۸ قمری و ۰۶ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی
شعر و طبیعت: تابستان در دل جنگل سرسبز شمال
زمان مطالعه: 4 دقیقه
شاعران با کلام خود تابستان و طبیعت بکر شمال ایران را به تصویر کشیده اند.

داغ ترین اشعار در وصف زیبایی و گرمای سوزان تابستان

گفت دلا هر چه توانی بسوز
لب ز شکایت به دهانت بدوز
ساختن از جوهره جان توست
شعشعه اش آتش خور تموز

شاعر افروز ابراهیمی افرا

separator line

شعر عاشقانه درباره تابستان

تابستان جان من
و سالیان درازی است
چنگ انداخته ام به نگه داشتنش
اما این خوش خرام
هر بار
به ترفندی
و دلربایی تازه ای
مستانه می خرامد و رد حسرتش
دلم را دوباره می فشرد
کوچ تابستان
دو حسرت به دامنم می ریزد
رفتنش حسرت بزرگ
و من که از بس برای نگه داشتن و مکیدنش
به اندوه نشسته ام
یکباره حسرت دوم را می چشم
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
و سالهاست
مسافر حسرت نشین این تلالوام

شاعر محسن حاجی زین العابدینی

separator line

شعر احساسی در مورد تابستان و طبیعت شمال

باز تابستان شد
دل من تنگ شده تنگ شمال
کوله را بردارم
مختصر نان و پنیری با خود
بروم سمت شمال
دل به دریا بزنم
سر به جنگل بگذارم تنها

در دل جنگل سر سبز شمال

چشمه بی واسطه با ابر سخن می گوید

با دو بال سبزش
می پرد تا سر کوه
شابلوطی که پر از شادابی است

نغمه ی داوودی
هر کران روییده
بر نوک بلبل خیس باران

در دل جنگل سر سبز شمال

سنگ دل می شکند
بس که دارد هوس خاک شدن

دوست دارد باشد
مادر دانه ای از فندق و بید

و تمایل دارد
دایه ی پوپک و بابونه شود

در دل جنگل سر سبز شمال انجیلی است

شعر

برگ برگش شده با آیه ی زیبایی پر

می دود چون آهو
کودک خنده ی جان
لا به لای علف و سنجش و نور

هر طرف می چرخی
تازگی می رقصد

می چکد از همه ی ثانیه ها خوشبختی

نوجوان است نسیمش اما
ماهیانش پیرند

در دل جنگل سر سبز شمال

آبشاری است که در چشم شما می ریزد

گوش را می بخشد
از دل آویزترین گویش خود

هر که دستش برسد بر تن او
می چشد از خنکا

در دل جنگل سر سبز شمال

با سر پنجه قدم بردارد
آب در کوچه ی رود
تا که گنجشک نگاه
از دل پیچ و خمش بر چیند
دانه ی لذت را

در دل جنگل سر سبز شمال

آدمی پی نبرد
پر در آورده گلی می پرد اینسو، آنسو
یا که نه
باز شده
بال پروانه ی روییده در آن بستر نرم. 1

هرکه دقت بکند
هرچه دقت بکند
متوجه نشود
که جوانه زده و سبز شده
شاخ پیچیده ی یک تازه گوزن قرمز
یا که روییده به روی سر گاوی کوهی
نونهالی که پر از نو شدن است

در دل جنگل سر سبز شمال

سنگفرشی است
پر از برگ فراموش شده

حرکت پای تو در جنگل سبز
چون سر انگشت نو آموز کسی است
که فقط یاد گرفته است نوازد خش خش

چشم در چشم شماست
گاه گاهی آنجا
توله خرسی آرام
یک مرال نزدیک
یا سیاگوشی دور

در دل جنگل سر سبز شمال

می توان دریا شد
بس که نزدیک شده است
ساق ساحل به سر انگشت درخت

موج ها گهگاهی
در بغل می گیرند
بوته های گل را

ریشه ی عاشق آب
می دود آهسته
زیر شن ها ی لب نیلی رنگ

همچنین بخوانید:
شعر تابستان | زیباترین و ناب ترین اشعار درباره تابستان

شعر تابستان | زیباترین و ناب ترین اشعار درباره تابستان

گلچینی از برترین شعرها ی طنز و با حال از شاعران نامی، در مورد تابستان برایتان گردآوری کرده ایم. با ما در مجله دلگرم همراه باشید .

در دل جنگل سر سبز شمال

آن کسی دیوانه است
که نگوید شعری
نکشد نقاشی
نی نوازی نکند
و نخواند آواز
نگذارد بر خاک
پینه پیشانی
داستانی ننویسد آنجا
ننشیندبه دل گوشی او سنجابی
نشود دفتر او لب به لب از تاب و تب نستعلیق
نتراشد حجمی
از دل آنهمه انگیزه ی شور و هیجان
و نبوسد و نبوسد و نبوسد لب یک زنبق را

وای از اینهمه زیبایی این رنگا رنگ

شاعر حسن امتحانی

separator line

شعر رمانتیک در باب گرمای تابستان

تابستان
برای فرار از تیغ خورشید
باید رها شد
میان رود چشمانت
و در ییلاق آغوشت
نفسی تازه کرد.....

آتش لب هایت
با هر نفس تسخیرم می کند
تو داغترین واژه ی عشقی و من
مرداد تب دار تهرانم ........

به بهانه میلادم
در واپسین دمان مرداد
آرزوهایم را
در گوش صدفهای دریا
به نجوا خواهم نشست......

شاعر اکرم نوری

separator line

 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits