شعر من معلّم هستم ( از فریدون مشیری )
من معلّم هستم
زندگی ، پشت نگاهم جاریست
سرزمین کلمات ، تحت فرمان منست
قاصدک های لبانم هر روز سبزه ی نام خدا را به جهان می بخشد
من معلّم هستم
گرچه بر گونه ی من سرخی سیلی صد درد ، درخشش دارد
آخرین دغدغه هایم اینست :
نکند حرف مرا هیچ کس امروز نفهمید اصلاً ؟
نکند حرفی ماند ؟
نکند مجهولی روی رخساره ی تن سوخته ی تخته سیاه جا مانده ست ؟
من معلّم هستم
هر شب از آینه ها می پرسم :
به کدامین شیوه ، وسعت یاد خدا را بکشانم به کلاس ؟
بچه ها را ببرم تا لب دریاچه ی عشق ؟
غرق دریای تفکر بکنم ؟
با تبسم یا اخم ؟
با یکی بود و نبود، زیر یک طاق کبود ؟
یا کلاغی که به خانه نرسید ؟
قصّه گویی بکنم ؟
تک به تک یا با جمع ؟
بدوم یا آرام ؟
من معلّم هستم
نیمکت ها نفس گرم قدم های مرا می فهمند
بال های قلم و تخته سیاه ، رمز پرواز مرا می دانند
سیب ها دست مرا می خوانند
من معلّم هستم
درد فهمیدن و فهماندن و مفهوم شدن همگی مال منست
من معلّم هستم
![]()












طرز تهیه شیرینی فوری و سه سوت بدون فر؛ مناسب مهمانی های سرزده
طرز تهیه ژله سیب فرانسوی شفاف و خوش رنگ بدون ژلاتین
دیگه پلاستیک را دور نندازید / ساخت کیف دستی با کیسه های پلاستیکی
طرز تهیه سمبوسه اصیل افغانی؛ طعمی متفاوت و خوشمزه
راهنمای خرید تخته وایت برد؛ صفر تا صد انتخاب، نصب و نگهداری !
معرفی عطرهای زنانه خنک؛ ۵ عطر خنک زنانه برای روزهای گرم تابستان
همه چیز درباره پوست؛ ساختار، وظایف و روش های مراقبت
طرز تهیه گوجه فرنگی سوخاری کریپسی، خوشمزه و سریع برای مهمانی
بهترین روغن برای خشکی لب | ۸ روغن طبیعی که باید بشناسید !
خدا رحمت كنه اين شاعر بزرگ فريدون مشيري رو