دلگرم
امروز: چهارشنبه, ۰۶ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۱۶ جمادى الأول ۱۴۴۸ قمری و ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶ میلادی
شعر صد فصل بهار آید و بیرون ننهم گام غزلی از وحشی بافقی
زمان مطالعه: 2 دقیقه
در این مقاله شعر صد فصل بهار آیدو بیرون ننهم گام را از وحشی بافقی آورده ایم

وحشی بافقی

 

کمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد.

او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرتهای دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد.

وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. مزار وی در محلهٔ سر برج یزد در برابر مزار شاهزاده فاضل، برادر امام هشتم قرار دارد.

آثار باقیماندهٔ وی عبارتند از دیوان اشعار، مثنوی خلد برین، مثنوی ناظر و منظور و مثنوی فرهاد و شیرین که این آخری به علت فوت وی ناتمام ماند و قرنها پس از او وصال شیرازی آن را به اتمام رساند.

 

 

شعر صد فصل بهار آید و بیرون ننهم گام

از بهر چه در مجلس جانانه نباشم

گرد سر آن شمع چو پروانه نباشم

بیموجب از او رنجم و بیوجه کنم صلح

اینها نکنم عاشق دیوانه نباشم

سد فصل بهار آید و بیرون ننهم گام

ترسم که بیایی تو و در خانه نباشم

بیگانه شوم از تو که بیگانه پرستی

آزار کشم گر ز تو بیگانه نباشم

وحشی صفت از نرگس مخمور تو مستم

زانست که بی نعرهٔ مستانه نباشم

شعر از وحشی بافقی

 

separator line

 

بیشتر بخوانید :

شعر: دوستان شرح پریشانی من گوش کنید از وحشی بافقی

شعر روزی که نماند دگری بر سر کویت از وحشی بافقی

شعر زیبای عقاب و زاغ از دکتر پرویز خانلری

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits