ظهر تابستان/شعری از سهراب سپهری، شعر زیبای ظهر تابستان از سهراب سپهری، اشعار زیبای سهراب سپهری
شعر زیبای ظهر تابستان از سهراب سپهری
دشت هایی چه فراخ
کوه هایی چه بلند
در گلستانه چه بوی علفی می آمد؟
من دراین آبادی پی چیزی می گشتم
پی خوابی شاید
پی نوری ، ریگی ، لبخندی
پشت تبریزی ها
غفلت پاکی بود که صدایم می زد
پای نی زاری ماندم باد می آمد گوش دادم
چه کسی با من حرف می زد ؟
سوسماری لغزید
راه افتادم
یونجه زاری سر راه
بعد جالیز خیار ، بوته های گل رنگ
و فراموشی خاک
لب آبی
گیوه ها را کندم و نشستم پاها در آب
من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هوشیار است
نکند اندوهی ، سر رسد از پس کوه
چه کسی پشت درختان است ؟
هیچ می چرد گاوی
ظهر تابستان است
سایه ها می دانند که چه تابستانی است
سایه هایی بی لک
گوشه ای روشن و پاک
کودکان احساس! جای بازی اینجاست
زندگی خالی نیست
مهربانی هست ،
سیب هست ،
ایمان هست...
بیشتر بخوانید::
شعر زیبای آب را گل نکنیم، از سهراب سپهری + دکلمه خسرو شکیبایی












طرز تهیه شیرینی های نرم و رژیمی فقط با ۱ عدد سیب
طرز تهیه نان صبحانه با شیر، کره و کنجد در فر
طرز تهیه ۵ مدل دسر مشکوفی با شیر و نشاسته؛ خوشمزه، اقتصادی و بدون فر
آموزش چندین کاردستی دکوری جذاب با وسایل ساده و بازیافتی
«طرز تهیه کیک قهوه خیس با چند ماده ساده؛ نرم و خوش عطر مثل کیک های کافی شاپی»
طرز تهیه نان شیری در خانه: نرم و لطیف مثل قنادی ها
۱۰ ایده خلاقانه با جعبه های پلاستیکی میوه؛ از چرخ دستی تا نظم دهنده های کاربردی
خرید دوچرخه ثابت ؛ راهی کاربردی برای ورزش روزانه در خانه
آشنایی با شخص حقیقی و شخص حقوقی | تعریف، انواع و مهم ترین تفاوت ها
دیدگاه ها