دلگرم
امروز: جمعه, ۱۳ شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۲۲ ربيع الأول ۱۴۴۸ قمری و ۰۴ سپتامبر ۲۰۲۶ میلادی
کنار آمدن با نفرت در اتاق درمان: بازخوانی مقاله وینیکات درباره انتقال متقابل
زمان مطالعه: 9 دقیقه
تجربه بیزاری و نفرت از مراجع، پدیده ای رایج در روان درمانی است؛ مقاله «نفرت در انتقال متقابل» وینیکات با نگاهی به رابطه مادر-نوزاد، ریشه های این نفرت را کاویده و بر لزوم آگاه سازی آن در درمانگر تأکید می کند.

بازخوانی مقاله «نفرت در انتقال متقابل»

احتمالا به عنوان روان درمانگر بارها پیش آمده که از برخی مراجعان خود بیزار شویم. اگر حافظه خود را مرور کنیم یقینا برخی از مراجعان خود را به خاطر خواهیم آورد که پس از اتمام جلسه درمان با آن ها حس سنگینی از خستگی، رخوت و بی حوصلگی را در خود پیدا کرده ایم. احتمالا هر کدام از ما حداقل یک مراجع داشته ایم که با نزدیک شدن به زمان جلسه با او پریشان شده باشیم. پریشانیِ برآمده از این پرسش در ذهن که دوباره چگونه قرار است 45 دقیقه جلسه با این مراجع را تاب بیاوریم؟

احیانا هر کدام از ما از پایان یافتنِ درمان برخی از مراجعان مان تجربه ای مبنی بر رهایی، آسودگی و خلاص شدن در خود احساس کرده ایم. خلاصه کلام آنکه تجربه بیزاری، خشم یا به عبارت دقیق تر نفرت از مراجع پدیده ایست شایع در فضای درمانی که غالب درمانگران با آن آشنا هستند.

در این نوشتار بر آن هستیم تا به بازخوانی مقاله «نفرت در انتقال متقابل[1]» بنشینیم. دانلد وینیکات[2] در سال1949 با نوشتن این مقاله کوشیده است تا تجربه نفرت از مراجع را ریشه یابی کند، به ابعاد متفاوت آن بپردازد و تصویری واضح و جامع از نفرت جاری در رابطه درمانگر و مراجع ارائه کند.

تفکیک بیماران سایکوتیک و مرزی از بیماران نوروتیک

وینیکات در مقاله «نفرت در انتقال متقابل» ضمن صحه گذاشتن بر این امر که اساسا نفرت درمانگر در مواجهه با بیماران نوروتیک هم تجربه می شود جنس نفرت تجربه شده با بیماران نوروتیک را متمایز و متفاوت با بیماران مرزی و سایکوتیک تعریف می کند. او می گوید مدیریت بیماران دچارِ جنون به غایت پیچیده تر، پرفشارتر و خسته کننده تر است. به عبارتی او با این تقسیم بندی اذعان می کند که نفرت در درمان بیماران نوروتیک وجه انتزاعی دارد، در فرایند درمان قابل پنهان شدن است و چندان مسئله ساز نمی شود.

این بیماران تا میزان قابل توجهی قابلیت فهم دوسوگرایی و تفکیکِ عشق و نفرت از یکدیگر را دارند. درحالی که در درمان بیماران مرزی و سایکوتیک به واسطه فقدان این قابلیت، نفرت به امری عینی بدل می شود، ظهوری ملموس در اتاق درمان پیدا می کند و مسئله ساز می شود.

ناگفته پیداست که اساسا وینیکات مادر و نوزاد را در ماه های اول تولد متمایز از یکدیگر نمی داند و حتی هر دو را یک واحد روانی در نظر می گیرد. او همین تعریف را درباره درمانگر و مراجع هم صادق می داند و در تایید این مدعا بر رابطه مبتنی بر انتقال و انتقال متقابل اشاره می کند. به عبارت دیگر درمانگر و مراجع به طور پیوسته یکدیگر را در قامت ابژه اولیه باز می یابند و یک دنیای بین روانی در فضای اتاق درمان شکل می گیرد. فهم این نکته از این جهت حائز اهمیت است که بدانیم آنچه که وینیکات تحت عنوان نفرت در اتاق درمان تعریف می کند ریشه در همان نفرتی دارد که ابژه در رابطه اولیه اش با مادر زیسته است.

نفرت درمانگر از مراجع درمانی

وینیکات با نوعی آشنایی زدایی از مادر و مادرانگی، واضحا از نفرت مادر در ارتباط با نوزادش صحبت می کند. او تلویحا ایده ملانی کلاین مبنی بر پیشینی بودن رانه مرگ، اضطراب نابودی و پرخاشگری از جانب نوزاد را رد می کند و در این مقاله صریحا می گوید که از قضا نفرت از جانب مادر آغاز می شود. البته او همچنان عشق را قدیمی تر معرفی می کند اما چنین اذعان می کند که مادر نیز در لحظاتی از فرایند مادرانگی اش در مواجهه با نوزاد، نفرتی را در نسبت با او تجربه می کند. وینیکات برای این تجربه نفرت 18 دلیل می آورد که مهم ترین آن ها عبارت اند از:

نوزاد با تصویر ذهنی مادر از نوزاد خیالی اش مطابق نیست.
نوزاد در بدو تولد و هنگام خروج از مادر به بدن او آسیب می زند.
نوزاد با مادر رفتاری وحشیانه دارد و به او آسیب می زند.
نوزاد پس از رفع نیازش مادر را همانند پوست یک پرتقال بیرون می اندازد.
نوزاد آرامشِ زندگیِ سابق مادر را مختل می کند.
نوزاد مادر را ناکام می گذارد و گاها نسبت به او نامهربان است.
و…

وینیکات با ذکر این دلایل چنین نتیجه می گیرد که مادر باید ضمن فاصله گذاری از تصویر آرمانی و کلیشه ای از مادرانگی، این نفرت از نوزاد را خودآگاه کند و آن را به رسمیت بشناسد. در غیر این صورت نسبت به نوزاد دچارِ احساس گناه خواهد شد و به رفتارهای مازوخیستیک رو خواهد آورد. وینیکات واضحا بین مفاهیمی از قبیل نگهداری و دربرگرفتن با رفتارهای مازوخیستیک تمایز قائل می شود و فهم مرز باریک موجود بین دو ساحت را برای مادر لازم می داند.

وینیکات در ادامه این مبحث ذکر می کند که اتفاقا تعدادی از لالایی های مادرانه مضامینی خشن دارند که این خشونت می تواند بازنمودی از نفرت مادر نسبت به نوزادش باشد. مادر در فضایی عاشقانه برای نوزادش لالایی می خواند و نوزاد در آرامش به خواب می رود اما کلمه به کلمه این لالایی واجد نفرت ناخودآگاه مادر است. وینیکات تاکید می کند که از قضا به مدد این لالایی ها وجوهی از این نفرت تخلیه می شود و به یک معنا ظرفیت مادر برای تاب آوردن این نفرت بالا می رود. او در این مقاله نمونه ای از این لالایی ها را ذکر می‎کند:

«بخواب کودکم بالای درخت. زمانی که باد می وزد و گهواره ات تکان می خورد. زمانی که شاخه درخت می شکند و گهواره ات سقوط می کند…»

نفرت درمانگر از مراجع

وینیکات با ترسیمی قرینه وار بین زوج مادر-نوزاد و درمانگر-مراجع، همان فضای پیچیده و چندلایه مبتنی بر نفرت را درباره رابطه درمانگر و مراجع هم صادق می داند. او چنین شرح می دهد که شخصا در مواجهه با بیماران سایکوتیک چنین نفرتی را تجربه کرده است. بیماران سایکوتیک از آنجایی که دارای روانی نامنسجم، چندپاره و تهی از دوسوگرایی هستند، قادر به درک مفاهیم انتزاعی و تفکیک عشق از نفرت نیستند و هر آنچه که زیست می کنند را در فضای اتاق درمان تخلیه می کنند.

نفرت از اتاق درمان

این وضعیت درمانگر را به غایت خسته و فرسوده می کند. این خستگی و فرسودگی می تواند در بستر انتقال متقابل چیزی از ناخودآگاه درمانگر را افشا کند و در مواقعی وجوهی اضطراب زا و گناه آلود به خود بگیرد و غایت درمان را به محاق ببرد.

از همین روی وینیکات نتیجه می گیرد که درمانگر نیز همانند مادر باید این نفرت را خودآگاه کند، آن را به رسمیت بشناسد و حتی آن را در فرایند درمان نیز به کار بگیرد.

بازخوانی یک رویا

وینیکات در مقاله «نفرت در انتقال متقابل» رویایی را شرح می دهد که بخشی از آن نسبتی تنگاتنگ با بیمار سایکوتیک او دارد. او چنین شرح می دهد که در بخشی از این رویا در قامت یک بازیگر تئاتر روی صحنه تئاتر رفته است و باید در مقابل تماشاگران بازی بکند. در این حین اضطرابی غریب و تکان دهنده به او دست می دهد. اضطرابی مبنی بر از دست دادن سمتِ راستِ بدنش. وینیکات این بخش از رویایش را بازنمایی چیزی تعریف می کند که در اتاق درمان با بیمار سایکوتیک خود تجربه کرده است.

 این بیمار سایکوتیک معتقد بود که بدنی ندارد و صرفا ذهن دارد. وینیکات توضیح می دهد که هرگونه صحبت از بدن برای این بیمار شدیدا اضطراب آور و غیرقابل تحمل بود. این بیمار از وینیکات خواسته بود که صرفا با ذهن خود با ذهن این بیمار ارتباط برقرار کند. وینیکات توضیح می دهد که چنین درخواستی از جانب بیمار برای او بسیار سخت و فرساینده بود و تلاش می کرده تا این واقعیت را سرکوب کند.

رویای اضطراب آور وینیکات بازنمودی از چیزی بود که او در اتاق درمان با بیمار تجربه می کرده است. او در این باره می نویسد:

« شبی که این رویا را دیدم با همه دغدغه هایی که داشتم کمی از حرف مراجعم آزرده شده بودم…. طول کشید تا خودم را پیدا کنم و لغزش هایم را ترمیم کنم. نکته اصلی این بود که می باید اضطرابم را می فهمیدم و این قضیه خود را در رویای من نشان داد. با فقدان قسمت راست بدنم آن هم زمانی که سعی می کردم نقشی را بازی کنم که مردم آن را تماشا می کردند.

سمت راست بدنم قسمتی بود که با این بیمار در ارتباط بود و طبق خواسته او باید در انکار مطلق می بود….می توان تفسیرهای دیگری از این رویا داشت ولی در نتیجه این رویا و با به یاد آوردن آن توانستم دوباره تحلیل را پیش ببرم و آسیب های وارد شده را التیام بخشم. آسیب هایی که ریشه در ارتباط من با بیماری داشت که نمی خواست بدن داشته باشد»

تاب آوردنِ نفرت در انتقال متقابل

وینیکات در این مقاله توضیح می دهد که درمانگر باید این نفرت را تاب بیاورد. همچنان که او معتقد است مادر نیز باید این نفرت را تاب بیاورد. او شرح می دهد که درمانگر باید از طریق فهم این نفرت و آگاهی بر وجوه مختلف آن بتواند کشف کند که در روان مراجع چه می گذرد. به یک معنا او معتقد است درمانگر باید آن نفرتی که مادر تاب نیاورده و به رابطه ناسالم اولیه بین مراجع و مادر دامن زده است را تاب بیاورد و از آن جان سالم به در ببرد.

او اضافه می کند که حتی درمانگر در شرایط لازم باید این نفرت را برای مراجع به شیوه ای تفسیر کند. وینیکات اذعان می کند که حتی چنین مراجعانی در لحظاتی به دنبال نفرتِ روانکاو هم هستند و از قضا باید درمانگر این نفرت را پیش روی آن ها بگذارد. اگر مراجع این نفرت را لمس نکند چه بسا هیچگاه عشق را نیز فهم نکند. با این حال پرواضح است که نخستین گام برای این امر این است که خود درمانگر ابتدا این نفرت را در تحلیل شخصی اش ردیابی کند و وجوه مختلف اش را بشناسد.

توجه: مطالب پزشکی و سلامت مجله دلگرم ، از منابع معتبر داخلی و خارجی تهیه شده اند و صرفا جنبه اطلاع رسانی دارند ، لذا توصیه پزشکی یا درمانی تلقی نمی شوند ، چنانچه مشکل پزشکی دارید حتما برای تشخیص و درمان به پزشک یا متخصص مراجعه کنید.

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits