دلگرم
امروز: شنبه, ۱۶ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۲۶ جمادى الأول ۱۴۴۸ قمری و ۰۷ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی
مرگ لئو تولْسْتوي نويسنده بلندآوازه روسي (1910م)
زمان مطالعه: 4 دقیقه
مرگ لئو تولْسْتوی نویسنده روسی

لئو تولْسْتوي، نويسنده شهير روسي در نهم سپتامبر سال 1828 در روسيه به دنيا آمد. از نوجواني استعداد درخشان و هوشلئو تولْسْتوي سرشارش، معلمان را به تعجب وا مي‏داشت. لئون در جواني وارد ارتش شد ولي پس از مدتي به نويسندگي روي آورد و به آموختن زبان‏هاي فرانسه و يوناني همت گماشت.

تولستوي در ميانسالي، از زندگي احساس نارضايتي مي‏كرد و ترديد و زدگي در قلب او ريشه مي‏دوانيد. او مدام در جستجوي زندگي بود، در معناي مسيحيت سير مي‏كرد و سرانجام به اين نتيجه رسيد كه انجيل، خطاها و تحريفات بسيار دارد اما منكر معني اصلي مسيحيت، نشد.

از اين رو بيست سال آخر عمر تولستوي براي حكومت روس دردسر به حساب مي‏آمد، او را تحت نظر قرار داده و بيشتر آثارش را ممنوع كردند. هم‏چنين يك كليسا وي را در 72 سالگي تكفير كرد.

وي در قحطي سال 1891م با دريافت كمك‏هاي انساني به ياري مردم شتافت و در اواخر عمر، چنان بلندآوازه شد كه تقريباً همه دنيا او را مي‏شناختند و به آثار و شخصيتش ارج فراوان مي‏نهادند تا جايى كه مهاتما گاندي رهبر هند طي نامه‏ اي به تولستوي، خود را خاكسار تولستوي خواند.

تولستوي در سال‏هاي پاياني عمر خود، تزار دوم لقب گرفته بود، زيرا حكومت بيم داشت كه حتي كوچك‏ترين تعرُّضي به او بكند. او در روسيه به استثناي تزار، يگانه كسي بود كه مي‏توانست هر چه دلش مي‏خواهد بگويد و در امان باشد. او اين آزادي را با قدرت قلمش و با نمونه‏ وار زيستنش به دست آورده بود.

تولستوي عالي‏ترين نمايشگر روح ملت روس به شمار مي‏رود. او همانند يك دانشمند الهيات و معتقد به اصول اخلاقي در جستجوي مرام دوستي پاك و بي ‏آلايش بود كه در مسيحيت اوليه وجود داشت. تولستوي در ميان رفاه و ثروت و شهرت، شكاكيتي در دل داشت و تحولي را در دلش ايجاد كرد كه آيين تولستوي نتيجه آن بود.

اين آيين مبتني بر عشق مسيحي و متضمن اصل عدم مقاومت در برابر شرّ است. تولستوي كه آميخته ‏اي از خصوصيت‏هاي متناقض بود و نمي‏توانست زندگي را با انديشه‏ هاي خويش وفق دهد در مورد مذهب به تغيير عقيده رسيد و به ارتدوكس گرويد. وي در كتاب اعتراف، سرخوردگي پيايى خود را از زندگي آميخته به لذت، مذهب قراردادي و علم و فلسفه بيان مي‏كند.

با اين حال تولستوي اعلام كرد كه ديگر براي پرستندگان، زمان آن فرا رسيده است كه دست از آداب ظاهري و قشري بردارند و به حقيقت و راستي بپردازند. وي خواهان خدمت متقابل، مساوات اجتماعي و كوشش مشترك براي از بين بردن ول‏خرجي‏ها و زياده ‏روي توانگران و مسكنت و رنج بي‏نوايان بود كه اين، مذهب واقعي اوست.

شهرت و بقاي تولستوي به سبب داستان‏هايش بود. عظمت كتاب جنگ و صلح او، علاوه بر وسعت موضوع و كمال هنرمندي، در بيان نكته‏ هاي فلسفي و اخلاقي موجود در آن نهفته است. تولستوي در اين اثر به شيوه ‏اي بسيار كامل، حوادث اساسي زندگي از تولد، بلوغ و ازدواج تا كهولت، مرگ و نيز جنگ و صلح را مورد توجه قرار داده است و به همين دليل از طرف منتقدان به عنوان حماسه‏ اي بزرگ مورد ستايش قرار گرفته است.

اگر چه داستان‏ها و كتاب‏هاي تولستوي با ستايش و پيروزي همراه گشت، با اين حال وي معتقد بود هنر دروغي بيش نيست و من ديگر نمي‏توانم اين دروغ زيبا را دوست داشته باشم.

تولستوي به سبب ترسيم دنياي معاصر و معرفتش درباره عالم محسوس و ملموس و توجّهش به مسائل انساني و هنر داستان ‏نويسي، مرد بزرگ و رمان‏ نويس برجسته و ممتاز روسيه در قرن نوزدهم به شمار مي‏آيد.

علاوه بر جنگ و صلح، از تولستوي آثار متعددي به يادگار مانده كه هنر چيست، حاجي مراد و تاريخ ديروز... از آن جمله است.

لئو تولستوي سرانجام در بيستم نوامبر 1910 م در حالي كه خانه را ترك كرده بود، همانند بي ‏نواترين افراد، در بي‏خانماني و سرگرداني در 85 سالگي درگذشت.

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits