دلگرم
امروز: چهارشنبه, ۲۴ تیر ۱۴۰۵ برابر با ۰۱ صفر ۱۴۴۸ قمری و ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
خياط هم در كوزه افتاد

خياط هم در كوزه افتاد

خياط هم در كوزه افتاد
زمان مطالعه: 2 دقیقه
ضرب المثل های فارسی ضرب المثل های کهن فارسی گنجینه ضرب المثل های فارسی ضرب المثل های قدیمی آشنایی با همه ضرب المثل های فارسی گنجینه ضرب المثل های فارسی

خیاط هم در کوزه افتاد

در روزگار قديم در شهر ري خياطي بود كه دكانش سر راه گورستان بود . وقتي كسي ميمرد و او را به گورستان مي بردند از جلوي دكان خياط مي گذشتند .
يك روز خياط فكر كرد كه هر ماه تعداد مردگان را بشمارد و چون سواد نداشت كوزه اي به ديوار آويزان كرد و يك مشت سنگ ريزه پهلوي آن گذاشت .
 هر وقت از جلوي دكانش جنازه اي را به گورستان مي بردند يك سنگ داخل كوزه مي انداخت و آخر ماه كوزه را خالي مي كرد و سنگها را مي شمرد .
كم كم بقيه دوستانش اين موضوع را فهميدند و برايشان يك سرگرمي شده بود و هر وقت خياط را مي ديدند از او مي پرسيدند چه خبر ؟ خياط مي گفت امروزسه نفر تو كوزه افتادند .
روزها گذشت و خياط هم مرد . يك روز مردي كه از فوت خياط اطلاعي نداشت به دكان او رفت و مغازه را بسته يافت  . ازهمسايگان پرسيد : خياط كجاست ؟
همسايه به او گفت : ‌خياط هم در كوزه افتاد .
و اين حرف ضرب المثل شده و وقتي كسي به يك بلائي دچار مي شود كه پيش از آن درباره حرف مي زده ، مي گويند :” خياط در كوزه افتاد ” .

خیاط هم در کوزه افتاد

 
ما هركجا كه زندگي ميكنيم در زبان و گويش و منطقه خودمون ضرب المثل هايي داريم
 
اگر لطف كنيد و ضرب المثل هاي خودتون رو براي ما به اين صورت بنويسيد يا داستانشو بيان كنيد
 
ما هم اونا رو نتشر ميكنيم به نام خودتون و باعث ميشه كه زبان و گويش و منطقه خودتون رو به بقيه بيشتر معرفي كنيد و....
 
 
يك دنيا سپاس گذاريم از همه شما عزيزان
و منتظر نوشته هاي شما هستيم
 
 
 
مهدي پويان
گردآوري:مجله اينترنتي دلگرم

    دیدگاه ها

    اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



    hits