داستان کودکانه پسته اخمو

همه پسته ها خندان و خوشحال بودن . برای همین خیلی راحت باز می شدن. اما یکی از پسته ها اخمو بود
هیچ کس دوست نداشت پسته اخمو رو برداره . وقتی همه پسته ها تموم شدن، پسته اخمو تنها توی ظرف باقی مونده بود. بچه شکمو بلاخره دلش آب شد و پسته اخمو رو برداشت.

هر چی بهش نگاه کرد پسته اخمو نخندید. همین طور سفت سفت دهنشو بسته بود. بچه شکمو چند تا لطیفه برای پسته اخمو تعریف کرد اما بازم نخندید . قلقلکش داد.

بازم خندش نگرفت. بچه شکمو یه نگاهی این ور کرد یه نگاهی اونور کرد بعد یواشکی پسته اخمو رو گذاشت توی دهانش . یک گاز محکم ازش گرفت. ولی هیچی نشد .
این دفعه پسته اخمو رو گذاشت روی دندونای آسیاش . محکم محکم فشارش داد. یه دفعه پسته اخمو تقی صدا کرد.

بچه شکمو پسته اخمو رو از دهانش دراورد البته درسته نبود خورد خورد شده بود. تازه لای اون خرده ها به غیر از پوست پسته و مغز پسته، یه خورده دندون شکسته هم بود.
حالا دیگه به جای پسته اخمو، بچه شکمو ،اخمو شده بود. آخه کی با دندون شکسته می تونه بخنده! شاید پسته های اخمو هم نمی خندن که کسی تو دهنشونو نتونه ببینه.!!
منبع:تبیان نت












طرز تهیه کیک و پای کدو حلوایی خیس و پنبه ای در ۴۵ دقیقه
طرز تهیه معجون کرمی گرم و مقوی زمستانی با قهوه و کاکائو
باغچهٔ تربچهٔ ۳۰روزه در خانه؛ از کاشت بذر تا برداشت تربچه های ترد و قرمز در بالکن
سنگ فرش دست ساز با سیمان و قالب؛ مسیر باغچه را با طرح دلخواه خودتان زیباتر کنید
آموزش پلا کباب گیلانی بدون منقل با گوشت چر خ کرده ؛ آسان و مجلسی
طرز تهیه نان روغنی ترکیه ای سریع و خوشمزه بدون فر در تابه
نحوه تعمیر ترکیدگی لوله آب و تعویض زانویی بدون بستن فلکه اصلی
آموزش ساخت فانوس اضطراری با نمک و روغن مایع
ترفند بازسازی قطعات شکسته میز چوبی با خاک اره و چنگال
دیدگاه ها