دکلمه های حسین پناهی
ما بدهکاریم…
به کسانی که صمیمانه زما پرسیدند: «معذرت می خواهم، چندم مرداد است…؟»
و نگفتیم، چونکه مرداد،
گور عشق گل خونرگِ دلِ ما بوده است…
![]()
دکلمه غمگین حسین پناهی
یه روز زمین و ترک می کنم
زمین و
یه روز
شاید…
آخ اگه ولووم می تونست بپره
آخ اگه می تونست!
چی می شد؟
پنجره ی اتاق و می کندم و
می بستم به باربندش و
زمین و ترک می کردم!
می رفتم، می رفتم،
می رفتم تا… هیچ جا
توی «هیچ جا» پنجره را می کاشتم
به تماشا
نمی گفتی نور
نمی گفتم خاک
به عشق نگاهت اون جا
یه دنیا می ساختم غوغا
که همه ی زمین، جهان سومش می شد!
من و تو دو ریلیم
که قطار پر از کوپه ی عمر رو
از هیچ به هیچ می رسونیم
و زمین
سرگردونی ما رو
پیوسته تکرار می کنه
یک دانه سیگار دارم و
هزار معمای لاینحل!
هر چی زمان داشتم و دادم و
به جاش یه ساعت سوییسی گرفتم
بندش طلا
رنگش وسترن
دیگه زمان بی زمان
هشتِ شب، خواب
هشت صبح، اداره
هر چه راه داشتم، دادم و
به جاش یه جفت کفش ملی گرفتم
چکمه س بد مصب!
تو برقشون مو رو از ماست می کشم
دیگه راه بی راه
هشتِ شب، اتاق خواب
هشتِ صبح، اتاق کار
نیمه سیگاری دارم و
هزار معمای لاینحل!
دق خیالم
گوساله ی گلدانی ست
که پوزه ش به پستان آفتاب نمی رسد
لامپ در منطق روشن مکررش
طرح تنیدن تار بر جارو را
در ذهن عنکبوت
مغشوش می کند
و مربای آلبالو در یخچال
کافر می شود به آئین انجماد
فِر، معجزه ای ست
در چشم جغدِ خمره ی خالی شراب
که آنی ماهی و مرغ را
جزغاله می کند
و رادیو
دالان مخوفی ست
که در ظلماتش
مادرانِ قهرمان
بر کفش های بی صاحبِ بچه هایشان
می گریند
ته سیگاری دارم و
هزار معمای لاینحل!
![]()
دکلمه کوتاه حسین پناهی
ما بدهکاریم…
به کسانی که صمیمانه زما پرسیدند: «معذرت می خواهم، چندم مرداد است…؟»
و نگفتیم، چونکه مرداد،
گور عشق گل خونرگِ دلِ ما بوده است…

دکلمه عاشقانه حسین پناهی
اِی وای ! اگر – چون آن فرشتگان –
لذتِ رنج را از ما دریغ می داشتی
و توبای بهشت
نقشِ تیرِ شکسته وُ دلِ خون چکان را
از ما بر سینه به یادگار نمی داشت !
اِی وای ! اگر راهِ بهشت از دلِ جهنم نمی گذشت
و این کوره راهِ آتشین
از بهشت ، ما را به هر جهنمی که می خواستیم نمی رساند !
ای وای ! اگر در هر کلام کلمه یی گلویمان را نمی خراشید
و بازی گاهِ کودکِ خاطرمان میدانِ مینِ خاطره ها نبود !
اِی وای ! اگر تیغ نبود
و تاج خار گیسوهامان را با خون آذین نمی بست !
اِی وای ! اگر چون مُرده ها
مُرده بودیم
و هم چون آنانی که نیامدندُ نمی آیندُ نخواهند آمد …
از نعمتِ هزار مرگ محروم می شدیم !
اِی وای ! اگر نبودیم !

دکلمه خاص حسین پناهی
شب سگ را
چه کسی تجربه کرده است هنوز؟
شب سرما
شب سوز
شب پرسه
شب شهر
شب مادر
شب شیر
شب پنج توله ی یازده روزه
شب روده
شب قار
شب قور
شب تا کی؟
شب مرگ
شب کور
شب پا
خستگی و نیست و نبود
شب چشم
شب سرخ
شب خش خش
شب ترس
شب گوشت
شب مرگ خواهر
شب سیری
شب جشن
تا شبی دیگر و جشنی دیگر
این چنین می گذرد
شب به سگی؟
یا به سگان؟!

دکلمه رمانتیک حسین پناهی
عابد، کنار برکه نشست!
دست هایش در آب بود که دید
آن سوی برکه
زنی
گلو وگلوبندش را
به نمایش گذاشته است
چشمانش را بست و
در سکوت خواند:
دور شو، شیطان!
از من دور شو!
چشمانش را که گشود،
زن، صنوبری بود
و گلوبندش، ماه.

زیباترین و احساسی ترین دکلمه در مورد امید به خدا
دکلمه در مورد امید به آینده و روزهای بهتر












انواع اسکرول در وب سایت: راهنمای کامل برای انتخاب سبک پیمایش مناسب
ورزش تی آر ایکس بهتر است یا بدنسازی؟ بررسی جامع
کباب لقمه خانگی؛ راز کبابی آبدار و خوش عطر که مهمان ها دوباره برایش برمی گردند!
قصه تصویری لیمویی می خواهد خوشمزه باشد برای کودکان
تفاوت بادی میست با بادی اسپلش در چیست؟ کدام یک برای شما مناسب تر است؟
۷ ایده خلاقانه برای نظم دادن به ابزار باغبانی با وسایل دورریختنی
فقط آرد و چغندر در ۵ دقیقه! طرز تهیه نان لواش لبو در تابه بدون فر
تفاوت آرد نان فانتزی با آرد گندم چیست؟
جعبه آرایشی با لیوان های قدیمی؛ ایده ای خلاقانه برای نظم دادن به میز آرایش با کمترین هزینه!
دیدگاه ها