دلگرم
امروز: شنبه, ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۰۲ ربيع الأول ۱۴۴۸ قمری و ۱۵ اوت ۲۰۲۶ میلادی
داستان پندآموز کمانگیر پیر!
داستان های کوتاه به دلیل اینکه حجم کمتری نسبت به رمان و داستان های بلند دارند و وقت زیادی از خواننده را نمی گیرند بیشتر مورد توجه هستند.داستان ها به ما تجربه ها و درس های بزرگی را در زمانی کوتاه می آموزند.

کمانگیر پیر و عاقلی در مرغزاری در حال آموزش تیراندازی به دو جنگجوی جوان بود. در آن سوی مرغزار، نشانه کوچکی که از درختی آویزان شده بود به چشم می ‌خورد. جنگجوی اولی تیری را از ترکش بیرون می ‌کشد، آن را در کمانش می‌ گذارد و نشانه می‌ رود. کماندار پیر از او می ‌خواهد آنچه را می‌ بیند شرح دهد. 

داستان پندآموز / کمانگیر پیر

جنگجو می‌ گوید آسمان را می ‌بینم، ابرها را، درختان را، شاخه‌ های درختان و هدف را. کمانگیر پیر می ‌گوید کمانت را بگذار زمین، تو آماده نیستی. جنگجوی دومی پا پیش می‌ گذارد و آماده تیراندازی می شود. کمانگیر پیر می‌ گوید هر آنچه را که می‌ بینی شرح بده. جنگجو می ‌گوید فقط هدف را می ‌بینم. کمانگیر پیر فرمان می‌ دهد پس تیرت را بینداز. جنگجو تیر را می‌ اندازد و بر نشان می ‌نشیند. کمانگیر پیر می ‌گوید عالی بود. 

داستان پندآموز / کمانگیر پیر

موقعی که تنها هدف را می ‌بینید، نشانه‌ گیری‌ تان درست خواهد بود و تیرتان بر طبق میلتان به پرواز در خواهد آمد. بر اهداف خود متمرکز شوید. تمرکز افکار بر روی هدف به سادگی حاصل نمی ‌شود، اما مهارتی است که کسب آن امکان ‌پذیر است و ارزش آن در زندگی همچون تیراندازی بسیار زیاد است.

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits