دلگرم
امروز: چهارشنبه, ۱۷ آذر ۱۴۰۰ برابر با ۰۳ جمادى الأول ۱۴۴۳ قمری و ۰۸ دسامبر ۲۰۲۱ میلادی
آموزش کامل درس چهاردهم فارسی دهم | طوطی و بقال
2
زمان مطالعه: 10 دقیقه
در این پست از مجله دلگرم درس چهاردهم فارسی دهم ( طوطی و بقال ) را بطور کامل آموزش خواهیم داد . با ما تا آخر این صفحه همراه باشید .

آموزش کامل درس چهاردهم فارسی دهم | طوطی و بقال

بود بقالی و وی را طوطی‌ای

خوش نوایی، سبز، گویا طوطی‌ای

مرد بقالی یک طوطی داشت، طوطی‌ای که خوش آواز و خوش آب و رنگ و زیبا بود.

در دکان بودی نگهبان دکان

نکته گفتی با همه سوداگران

نگهبان دکان بود و با همۀ مشتری‌ها شوخی می‌کرد.
آرایه: کنایه (نکته گفتن: شوخی کردن)

در خطابِ آدمی، ناطق بُدی

در نوای طوطیان حاذق بدی

در سخن گفتن با انسان‌ها حاضر جواب و در هم آوازی با طوطیان ماهر بود.
آرایه: موازنه

جَست از صدر دکان سویی گریخت

شیشه‌های روغن گُل را بریخت

از بالای دکان به سمت دیگری پرواز کرد و شیشه‌های روغن گل را ریخت.
آرایه: جناس ناقص (گریخت، بریخت)

از سوی خانه بیامد خواجه‌اش

بر دکان بنشست فارغ، خواجه وش

صاحب مغازه از سمت خانه به طرف مغازه رفت و با خیالی آسوده و خواجه‌ وار در دکان نشست.
آرایه: تشبیه (صاحب مغازه به خواجه)

دید پُر روغن دکان و جامه چرب

بر سرش زد، گشت طوطی کَل ز ضرب

دید مغازه پر از روغن شده و لباس‌هایش چرب گشته. ضربه‌ای به سر او زد که با آن ضربه طوطی کچل شد.
آرایه: جناس ناقص (چرب و ضرب)

روزکی چندی سخن کوتاه کرد

مرد بقّال از ندامت آه کرد

طوطی چند روزی سخن نگفت و مرد بقال از روی پشیمانی آه حسرت می‌کشید.
آرایه: کنایه (سخن کوتاه کردن: حرف نزدن)

ریش بر می‌کند و می‌گفت: «ای دریغ

کافتاب نعمتم شد زیر میغ

خود را می‌زد و می‌گفت: «افسوس» که آن طوطی زیبایم از بین رفت. (از سخن گفتن افتاد). طوطی‌ای که باعث رزق و روزی دکان من بود.
آرایه: کنایه (ریش کندن: ناراحت شدن) - استعاره (آفتاب از طوطی) - کنایه (آفتاب زیر ابر رفتن: از بین رفتن)

دست من بشکسته بودی آن زمان

چون زدم من بر سر آن خوش زبان»

ای کاش آن زمان که من بر سر طوطی خوش آوازم زدم، دستم می‌شکست.
آرایه: کنایه (راضی بودن به دست شکستن: پشیمانی) - مراعات نظیر (دست، سر، زبان)

هدیه‌ها می‌داد هر درویش را

تا بیابد نطق مرغ خویش را

به درویشان و فقیران صدقه می‌داد تا شاید طوطی‌اش دوباره سخن بگوید.

بعد سه روز و سه شب حیران و زار

بر دکان بنشسته بُد نومیدوار

بعد از سه شبانه روز سرگردانی و سرگشتگی، نا امید در دکان نشسته بود.
آرایه: تضاد (روز و شب)

می‌نمود آن مرغ را هر گون شگفت

تا که باشد کاندر آید او به گفت

برای آن پرنده کارهای عجیبی می‌کرد (شکلک در می‌آورد) تا شاید طوطی‌اش سخن بگوید.
آرایه: کنایه (مصراع اول: شکلک در آوردن) - جناس ناقص (شگفت، گفت)

جولقی‌ای سر برهنه می‌گذشت

با سر بی مو، چو پُشت طاس و طشت

مرد فقیری سر برهنه (بدون کلاه) از آنجا عبور می‌کرد در حالی که سرش همچون کاسۀ مسی صاف و بی‌ مو بود.
آرایه: تشبیه (سر بی مو به طاس و طشت)

طوطی اندر گفت آمد در زمان

بانگ بر درویش زد که: هی، فلان!

از چه ای کَل، با کلان آمیختی؟

تو مگر از شیشه روغن ریختی؟!

طوطی فوراً به سخن آمد و با صدای بلند به آن مرد گدا گفت: چرا کچل هستی؟ آیا با کچلان رفت و آمد کرده‌ای یا نه، تو نیز مانند من شیشه‌های روغن گل را ریخته‌‌ای؟
آرایه: تکرار (کل)

از قیاسش خنده آمد خلق را

کاو چو خود پنداشت صاحب دلق را

از این مقایسه طوطی مردم خندیدند، زیرا او آن مرد گدا را مثل خود تصور کرده بود.

کار پاکان را قیاس از خود مگیر

گر چه مانَد در نبشتن شیر و شیر

کار و عمل مردان حق را با کار و عمل خودت مقایسه نکن. دو کلمۀ شیر (جانور) و شیر (خوردنی) اگرچه در نوشتن یکسان هستند، اما در معنی بسیار متفاوتند.
آرایه: جناس تام (شیر و شیر)

جمله عالم زین سبب گمراه شد

کم کسی ز ابدالِ حق، آگاه شد

مردم جهان به سبب چنین قیاس‌های نادرستی به گمراهی افتاده‌اند و کمتر کسی توانسته مردان حق را بشناسد و به مرتبۀ آنها پی‌ببرد.
آرایه: مجاز (عالم از مردم عالم)

هر دو گون زنبور خوردند از محل

لیک شد از آن نیش و زین دیگر عسل

هر دو نوع زبنور (زنبور عسل و بی‌عسل) از یک محل غذا خورند اما آن غذا برای یکی به زهر تبدیل شده و برای دیگری به عسل.

هر دو گون آهو گیا خوردند و آب

زین یکی سرگین شد و، زان، مُشک ناب

هر دو نوع آهو از یک جا آب و گیاه خوردند، اما یکی فضله پس داد و دیگری مشک خالص.
آرایه: جناس ناقص (آب، ناب) - تضاد (سرگین، مشک)

هر دو نی خورند از یک آبخور

این یکی خالی و، آن پر از شکر

دو نی از یک سرچشمه آب خوردند اما یکی از آنها تو خالی درآمد و دیگری پر از شکر شد.
آرایه: تضاد (پر و خالی)

صد هزاران این چنین اشباه بین

فرقشان هفتاد ساله راه بین

در این دنیا هزاران شباهت این چنینی وجود دارد، اما در باطن تفاوت آنها بسیار است.

چون بسی ابلیس آدم روی هست

پس به هر دستی نشاید داد دست

چون شیطان‌های انسان نمای زیادی وجود دارد، پس نباید به هر کس دست دوستی داد.
آرایه: کنایه (دست ندادن: دوست نشدن) - جناس ناقص (هست و دست) - واج آرایی (صامت «س»)

مثنوی معنوی (دفتر اوّل)، مولوی

separator line

کارگاه متن پژوهی
قلمرو زبانی (صفحهٔ 115 کتاب درسی)

1- معادل معنایی واژگان زیر را از متن درس بیابید.
- ابر (میغ)
- آسوده (فارغ)
- چیره دست (حاذق)
- مردان کامل (اَبدال)

2- دربارۀ کاربرد کلمۀ «را» در بیت زیر توضیح دهید. در مصراع اول: حرف اضافه «به» / در مصراع دوم: نشانهٔ مفعول

هدیه‌ها می‌داد هر درویش را

تا بیابد نطق مرغ خویش را

3- دربارۀ تحوّل معنایی کلمۀ «سوداگران» توضیح دهید.
سوداگر در گذشته به معنای «تاجر و بازرگان» به کار می‌رفته است، اما امروزه در معنی به کار می‌رود و به کسانی اطلاق می‌شود که در کار «مواد مخدر و قاچاق» هستند.

4- پسوند «وش» در کلمۀ «خواجه‌وش» به چه معناست؟ دو واژۀ دیگر که این پسوند را دارا باشند، بنویسید.
وش به معنای شباهت است و خواجه‌وش یعنی مانند خواجه
مهوش، پریوش

separator line

قلمرو ادبی (صفحهٔ 115 کتاب درسی)

1- کنایه‌ها را در بیت هشتم بیابید و مفهوم آنها را بنویسید. ریش بر کندن (ناراحت بودن)، آفتاب زیر میغ رفتن (نابود شدن، از بین رفتن)

مؤثرّترین شیوه‌ای که مولوی در «مثنوی معنوی» از آن بهره می‌گیرد، «تمثیل» است. تمثیل به معنای «تشبیه کردن» و «مَثَل آوردن» است و در اصطلاح ادبی، آن است که شاعر یا نویسنده برای تأیید و تأکید بر سخن خویش، حکایت، داستان یا نمونه و مثالی را بیان کند تا مفاهیم ذهنی خود را آسان‌تر به خواننده انتقال دهد.

2- اکنون ارتباط محتوای این درس را با تمثیل به کار گرفته شده، توضیح دهید.
مولوی برای بیان روشن این مطلب که نباید با مقایسۀ نابجا و داوری‌های سطحی و غیر منطقی به نتایج نادرست رسید، از تمثیل بهره برده است.

در بیت ششم درس، کلمات «چرب» و «ضرب» در یک حرف اختلاف دارند و آرایۀ جناس ناهمسان (ناقص) را دربردارند. کلماتی نظیر «روان» (روح) و روان (جاری) که جز معنی، هیچ گونه تفاوتی از دید آوایی و نوشتاری با هم ندارند، جناس همسان (تام) را پدید می‌آورند؛ مثال:

گلاب است گویی به جویش روان

همی شاد گردد به بویش روان

جویش و بویش: جناس ناهمسان
روان و روان: جناس همسان

3- از متن درس، نمونه‌هایی برای انواع جناس بیابید.
جناس ناهمسان (ناقص): دلق و خلق - آب و ناب
جناس همسان (تام): شیر و شیر

separator line

قلمرو فکری (صفحهٔ 116 کتاب درسی)

1- مولوی در بیت‌های زیر، بر چه مفهومی تأکید دارد؟
1- وجود تفاوت در پدیده‌هایی که در ظاهر شبیه هم هستند.
2- پرهیز از سنجش و قیاس بر مبنای ظاهر و سطحی‌نگری

هر دو نی خوردند از یک آبخور

این یکی خالی و آن پُر از شکر

دست کان لرزان بُوَد از ارتعاش

وانکه دستی تو بلرزانی ز جاش

هر دو جنبش آفریدۀ حق، شناس

لیک، نتوان کرد این، با آن قیاس

2- با توجّه به بیت زیر:

«جمله عالم زین سبب گمراه شد

کم کسی ز ابدال حق آگاه شد»

الف) مقصود از «ابدال» چه کسانی است؟ مردان حق
ب) از نظر شاعر، علّت گمراهی جمله عالم چیست؟ قیاس نادرست و قضاوت بر اساس ظواهر

3- مولوی در بیت زیر، آدمی را از چه چیزی برحذر می‌دارد؟

چون بسی ابلیس آدم روی هست

پس به هر دستی نشاید داد دست

از دوستی با افراد ناشایست و اعتماد کردن به آنها
گنج حکمت: ای رفیق

روزی حضرت عیسی روح الله می‌گذشت. ابلهی با وی دچار شد و از حضرت عیسی سخنی پرسید؛ بر سبیل تلطفّ جوابش باز داد و آن شخص مسلمّ نداشت و آغاز عربده و سفاهت نهاد.
چندان که او نفرین می‌کرد، عیسی تحسین می‌نمود.

عزیزی بدان‌جا رسید؛ گفت: «ای روح الله، چرا زبون این ناکس شده‌ای و هر چند او قهر می‌کند، تو لطف می‌فرمایی و با آنکه او جور و جفا پیش می‌برد، تو مهر و وفا بیش می‌نمایی؟»
عیسی گفت: «ای رفیق! کُلّ اناءٍ یَتَرشَّح بمِا فیه، از کوزه همان برون تراود که در اوست؛ از او آن صفت می‌زاید و از من این صورت می‌آید. من از وی در غضب نمی‌شوم و او از من صاحب ادب می‌شود. من از سخن او جاهل نمی‌گردم و او از خلق و خوی من عاقل می‌گردد.»

اخلاق محسنی، حسین واعظ کاشفی

separator line

واژه‌نامه

ابَدال: جمع بدَیل و بَدَل مردان کامل
اشَباه: جمع شِبْه و شَبَه، مانندها، همانندان
تَلَطَف: مهربانی، اظهار لطف و مهربانی کردن، نرمی کردن
جولقی: پشمینه پوش، درویش
حاذق: ماهر، چیره دست
خواجه‌وش: کدخدا منش
زبون: خوار، ناتوان
سرگین: فضلۀ برخی چهارپایان، مانند اسب و …
سفاهت: بی‌خردی، کم‌عقلی، نادانی
سوداگر: آنکه کارش داد و ستد است، بازرگان، تاجر
طاس: کاسۀ مسی
عَربَده: فریاد پرخاش‌جویانه برای برانگیختن دعوا و هیاهو، نعره و فریاد
قَهر: خشم، غضب
کَل: مخفف کچل
مُسلّم داشتن: باور کردن، پذیرفتن
ندامت: پشیمانی، تأسف

separator line

حتماً بخوانید:
آموزش کامل درس سیزدهم فارسی دهم | گرد آفرید

آموزش کامل درس سیزدهم فارسی دهم | گرد آفرید

در این پست از مجله دلگرم درس سیزدهم فارسی دهم ( گرد آفرید ) را بطور کامل آموزش خواهیم داد . با ما تا آخر این صفحه همراه باشید .



این مطلب چقدر مفید بود ؟
5.0 از 5 (2 رای)  
دیدگاه ها

درج کامنت برای این مطلب غیر فعال است