دلگرم
امروز: شنبه, ۳۰ تیر ۱۴۰۳ برابر با ۱۳ محرّم ۱۴۴۶ قمری و ۲۰ ژوئیه ۲۰۲۴ میلادی
شعر کودکانه روز پزشک : 4 شعر درباره دکتر برای بچه ها
0
زمان مطالعه: 3 دقیقه
شعر کودکانه روز پزشک / شعر کودکانه درباره دکتر / شعر روز پزشک برای کودکان / شعر دکتر برای بچه ها / شعر کودکانه دکتر / شعر کودکانه درباره پزشک

شعر کودکانه روز پزشک

در این مقاله از مجله اینترنتی دلگرم مجموعه ای از شعر کودکانه روز پزشک را برای شما عزیزان آورده ایم. با ما همراه باشید.

شعر کودکانه درباره دکتر

دکتر چه مهربونه درد منو میدونه
زخم منو میبنده با شوخی و با خنده
میگه مریض کوچولو کوچولو و موچولو
برو بخواب تو خونه دوای تو همینه
تا که بشی سلامت خوشحال و شاد و راحت

شعر کودکانه درباره دکتر

شعر کودکانه دکتر

دکتر چه مهربونه / درد منو میدونه

با شادی و با خنده / زخم منو می بنده

من دکتر را دوست دارم / هدیه براش میارم

دکتر دوا میاره / بچه ها رو دوست داره

بچه خوب می دونه / اگر به حرف دکتر

گوش بکنه همیشه / دیگه مریض نمیشه

کوچولوی مهربون / دکتر که ترس نداره

دوا و استراحت / سلامتی میاره

شعر کودکانه درباره دکتر

شعر درباره دکتر برای بچه ها

یه کم تنم می سوزه..‌مامان می گه تب داری….
دست می ذاره رو سرم..می پرسه درد هم داری؟
بینی من گرفته……. آخ گلو درد هم دارم
الان می خوام بخوابم…..من حوصله ندارم

مامان می گه نمی شه..همین الان بیدار شو
باید بریم به دکتر……….اول بخور این آشو….
من آش و سوپ نمی خوام…یه چیز خوشمزه تر
مامان میگه مگه تو…… نمی خوای بشی بهتر؟

توی دهنم می ذاره.. چند قاشق از غذا رو
بعدش برام میاره……بشقاب شلغم ها رو
به به چه قدرخوشمزه اس.. بازم می خوام یه کمی
چه آش و چه شلغمی……….. تو مامان خوب منی

می ریم پیش دکترم……چه خوب و مهربونه
حال منو می پرسه…خیلی چیزها می دونه
دکتر مهربونم…….درد می کنه دست و پام
یه کاری کن خوب بشم…حتی گرفته صدام

درجه برام می ذاره……….توی گلومو می بینه
نبض منو می گیره………یه نسخه می نویسه
بهم یه آمپول می ده ..با چند تا قرص و شربت
می گه فقط چند روزی..داشته باش استراحت

نه مهدکودک برو…….نه پارک و نه مهمونی
برای بهتر شدن…………. باید خونه بمونی
نمی ترسم از آمپول..خوب یه کمی درد داره
خیلی دوستش ندارم……….اما چاره نداره

باید تحمل کنم….. تا خیلی زود خوب بشم
دلم می خواد دوباره…صحیح و سالم باشم
مامان جونم فردا هم….باز نمی ری سر کار
باز هم به خاطر من..می مونی خونه این بار

اما می تونم از صبح…….تا شب تو رو ببینم
برام کتاب بخونی…….مامان نازنینم ……..

شعر کودکانه درباره دکتر

شعر روز پزشک برای بچه ها

مانی توی خیالش دکتری مهربونه
روپوش اون به رنگ ابرای آسمونه
می‌خونه توی مطب شعرهای بچه‌گونه
تا بچه‌ها نترسن هی نگیرن بهونه
جایزه می‌ده مانی به بچه‌ها تو مطب
مریضای کوچولو از یادشون می‌ره تب
چه دکتر خوبیه مانی توی خیالش
هرکس بره پیش اون
خوب می‌شه فوری حالش

شعر کودکانه درباره دکتر



این مطلب چقدر مفید بود ؟
 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !


hits