عاشقانه های من برای مادرم
❤️ روز مادر مبارک ❤️
مادر است چشم و چ راغ زندگی
مادر است سرچش مه آزادگی
مادر است تصویر عشق و عاشقان
مادر است نق ش بلند جاودان
مادر است مقص ود هست و بود ما
مادر است بالاترین موج ودِ ما
مادر است آم وزگار معرفت
مادر است یک عالم ی از موهبت
مادر است در مه ربانی بی مثل
مادر است مه ر و وفایش یک بغل
مادر است خورشید در کون و مکان
مادر است بی ج وره در دور زمان
مادر است زن، مادر است ح ور خدا
مادر است آیی نه ی نور خدا
مادر است یک ساح ل سبز نجات
مادر است سرچشمه ی آب حیات
مادر است آری خ داوند بهشت
مادر است آین ده ساز سرنوشت
مادر است تک واژه ی یاس غزل
مادر است تص ویر احساس غزل
نام م ادر باد "سائس" تا ابد!
وز خ دا بر او درود بی عدد
شاعر سید مصطفی سائس
![]()
شعر احساسی درباره مادر
ادر آفتاب ِغروب لحظه های من
مادر ، نزدیکی به دور دستها ی من
مادر فرازی از تولد من
مادر چشمه جریان در تمام دوران
مادر ندای آسمانی تمام اذهان
مادر تقابل سلوک زمین وزمان
مادر خاطره های نا تمام زندگی
مادر غریبِ قربت آزادگی
مادر شمع وجود دلدادگی
مادر مثل زنجیری به هم پیوسته
مادر دیدگان پر از معنا
مادر معمار دلهای ما
مادر کشت زار عقاقیا
مادر باران در بهاران
مادر امیدی در نا امیدی
مادر باور تنهایی من
مادر قسم بر دستان مهربانت
مادر عاشقم بر صد هزاران نگاهت
مادر زاویه های زندگی
مادر وجودم همه هست شر مندگی
مادر غزل خوان کودکی
مادر دولت ایوانکی
مادر عظیم است وبزرگ
مادر ،مادرت مادربزرگ
مادر طنین تکیه ها
مادر صمیم غبطه ها
مادر عزیز و عشق ما
مادر جمیل ِجمله ها
شاعر محمد حسن مولایی
![]()
شعر بلند در وصف مادر
من آن طفلم که اول مادرم زاد
ز مه رش سادگیها یاد من داد
مرا بازیچه کرد بخت سیاهم
مریزاد بخت و اقبال دست مریزاد
من از الماس و گوهر مینویسم
ز ماه و مهر و اختر مینویسم
همیشه بر در و دیوار قلبم
مکرر وصف مادر مینویسم
همه دارایی و سرمایه ی من
رفیق مهربان و پایه ی من
زبان قاصر ز توصیف تو مادر
کلام شعر من آرایه ی من
عزیز من تویی مقصود دگر نیست
درین عالم مرا معبود دگر نیست
اگر مادر تو باشی در بر من
کسی مانند من خشنود دگر نیست
غم عالم به جون و خون من شد
چو کوهی کوله بار شون من شد
به جز مادر ندیدم یار و غمخوار
ک ه ب از آم د بلا گ ردون م ن ش د
الهی من بمیرم جای مادر
به چشمانم گذارم پای مادر
فدای آن همه مهرو وفایش
بماند جاودان لای لای مادر
نباشد همدلی همتای مادر
بود آرام جان آوای مادر
ز لطف خالق یکتای عالم
بود جنت به زیر پای مادر
به قربان دل و سیمای مادر
بود آرامشم نجوای مادر
فراموشم شود رنج و غم و درد
به وقت خواندن و لای لای مادر
بیا ای تگیه گاه قلب خستم
نمیدونم کجا باشم که هستم
بیا مادر عزیزم، مهربونم
که من بیتو درون خود شکستم
گل و گلزار عالم مادر من
رفیق باب حالم مادر من
بگویم ای عزیز بعد خدایم
خدای بی مثالم مادر من
من از ملک پدر آواره گشتم
جدا از مادر و گهواره گشتم
رفیقانم کنید فکری به حالم
غریبی در وطن بیچاره گشتم
دلی دارم درین تندیس جانی
خدا خواهم بماند جاودانی
مزیّن گشته دل از نام مادر
فروزانتر ز خورشید جهانی
پرستویم چرا از در نیامد
به غمخواری چرا دلبر نیامد
همه رفتند کسی یادم نکرده
عجب دارم چرا مادر نیامد
بیا مادر همیشه تکیه گاهم
گل عشق و امیدی در نگاهم
حلالم کن خدای عشق و ایثار
که من پیشت همیشه روسیاهم
دلم دیوانه گشته در نبودت
غمی در خانه گشته در نبودت
دل و دنیا وخانه بی تو م ادر
همه غمخانه گشته در نبودت
خوشا روزی که مادر در برم بود
طبیبانه کنار بسترم بود
کبوتر بچه ای بودم به دستاش
دلیل شوق من و بال و پرم بود
به تکرار و مکرر می نویسم
تمام از مهر دلبر می نویسم
به بالای سر قبر و مزارم
مقام و نام مادر می نویسم
شنیدن دارد آن حزن صدایت
بن ازم خ الق عرش و خ دایت
فدای مهر تو جان وتن من
بیا م ادر بمیرم من به ج ایت
الهی تا زمین هست و زمانست
به قلب مه ر یاری جاودانست
همان یاری که دل بست بر سیاوش
بود مادر که اول قهرمانست
سلام ای بهترینهای خدایی
سلام ای شور و احساس رباعی
سلام ای مادرم ای مهربانم
تماشایی ترین خلق خدایی
دلم تنگ و نشسته در هوایت
کجایی تا زنم بوسه به پایت
کجایی مادر مه پیکر من
نمی آید صدای لای و لایت
به عالم وسعت و مهر تو باشد
به هرجا صحبت و شعر تو باشد
کران تا بیکران ها مادر من
سخن از حرمت و ذکر تو باشذ
دلم میخواد گل رویش ببویم
نمیدانم کجا رویش بجویم
کجایی ای گل من مادر من
که از بار گران و غم بگویم
به دل زیباترین نقشم تو باشی
کلام اولین بخشم تو باشی
بیا مادر که من دورت بگردم
نگار عرش و تا فرشم تو باشی
اگر بخشند به من دنیا سراسر
به دنیا هرچه باشد گنج و گوهر
ندارد ارزشی در پیش چشمم
به یک لحظه نگاه و مهر مادر
کجایی مادرم سرده دل من
بیا که لانه ی درده دل من
کجایی ای بهار زندگانی
گلی پژمرده و زرده دل من
برایم سروری دیگر نباشد
مثالش دلبری دیگر نباشد
اگر مهر و وفا باشد میانه
کسی چون حضرت مادر نباشد
کسی هرگز به قلبم جا نگیرد
نگاری منزل و مأوا نگیرد
اگر روزی نباشی مادر من
دگر عشقی به دنیا پا نگیرد
بقربان رخ گل فام مادر
ندارد هیچ کسی مقام مادر
بود سلطان خوبان دو عالم
سر تعظیم کنم بر نام مادر
بیا مادر بیا شاه دل من
بیا ای یار دلخواه دل من
نباشی کوره راهه زندگانی
چراغ روشن ماه دل من

بیا مادر دل از تو برنگیرم
نشاید دلبری دیگر بگیرم
الهی تا ابد تو زنده باشی
فدایت گردم وجایت بمیرم
به دریای دلم مرجانی مادر
همان مروارید غلتانی مادر
نباشد گوهری چون تو به دنیا
که جانان من و در جانی مادر
تو نیستی مادرم جات خالی مانده
دلم دلتنگ آن لالایی مانده
چرا رفتی گل من، همدم من
دلم پیشت همان حوالی مانده
دلیل حس پاکم مادر من
رفیق سینه چاکم مادر من
اگر افتد خراشی بر تن من
کسی میشد هلاکم مادر من
دلا زیبا نگار دارم کنارم
گل و باغ بهار دارم کنارم
گل و باغ بهارم مادر من
قرار روزگار دارم کنارم
خدایا شب شد و مادر نیومد
طبیبم آمد و دلبر نیومد
بیادم آمد آن لای لای مادر
سراغم مرگ و در بستر نیومد
بیا مادر بیا دردانه ی من
تو هستی گوهر یکدانه ی من
نمی خواهم دمی بی تو نشینم
همان دم طی شود افسانه ی من
فلک از من گرفت تک گوهرم را
غم و حسرت گرفت بال و پرم را
ندارم من توان بر درد دوری
جدا ازمن تو کردی مادرم را
بی ا م ادر غری ب روزگ ارم
خزان گشته نصیب نوبهارم
تو رفتی شدم تنهای تنها
غم عالم توکردی کوله بارم
زر و سیم اب و گوهر دختر من
مه و خورشید و اختر دختر من
به وقت غصه و تنهایی و غم
بود در جای مادر دختر من
اگر احوال آدم بس خرابه
همه عالم پر از رنج و عذابه
دوتا دلدار و یار دارم به دنیا
پدر همچون گل و مادر گلابه
به آن گلهای باغ زندگانی
به آن ماه زمین و آسمانی
بگویید تا بداند مادر من
به قلبم تا قیامت جاودانی
بیا مهتاب من ماه زمینی
که تو دلدار اول آخرینی
دلم میسوزد از درد تو مادر
که در سوز و گدازی آتشینی
دل من پاره پاره بند و بنده
شدم تنها و بی کس دردمنده
دلم میسوزد از هجران مادر
گرفته آتش و شعلش بلنده
چه سازم ای خدا دلبر نیومد
نسیمی از گل و عنبر نیومد
عجایب کیفری بهرم بریدی
سراغم مادرم دیگر نیومد
تو هم ساحل تو هم دریایی مادر
میان موجی از غمهایی مادر
تمام اعتقادم هر زمانی
تو هم دین و تو هم دنیایی مادر
تو هم دین و تو هم دنیایی مادر
اسیر خنجر غمهایی مادر
نمیخواهم دمی بی تو نشینم
ندارم بیتو من فردایی مادر
تو که خورشید ماهی و ستاره
تمامی مهر تو هرگز نداره
تمام هستیم مادر فدایت
برایت جان دهم با یک اشاره
شده مادر دگر دلخون فرزند
که آهو بره اش افتاده دربند
ازین ظلم و ستم های زمانه
ندارد چاره ای از بهر دلبند
چه شبهایی سر گهواره ی من
نشستی مادر مه پاره ی من
چه شبهایی که تا صبح خروس خون
نشستی مادر بیچاره ی من
کسی ای مادرم جایت نمیاد
به غمخواری کسی پایت نمیاد
کجا رفتی کجا ای دایه ی من
چرا آوای لای لایت نمیاد
امید دارم به دنیا و خدایم
کنم تقدیر ز یار باوفایم
گذارم سر به زانوی تو مادر
بخوانی صوت لالایی برایم
به دل آوای مادر مادر من
که شد خاک سیاهی بر سر من
زدیده جای اشکم خون فشانم
چرا مادر تورفتی از بر من
غم و درد تورا بینم هلاکم
برایت عاشقی من سینه چاکم
الهی مادرم جانم فدایت
به پایت هرزمان سجده به خاکم
بیا مادر بکن لای لایی رودت
بقربان همان صوت و سرودت
بخوان مادر که من آرام و گردم
نمیدانم چه سازم در نبودت
بنالم تا غم مادر بسوزد
نمیخواهم دل گوهر بسوزد
بسوزد خانه ی غمهای عالم
الهی کشتی و لنگر بسوزد
گلستان دلم ای نازنینم
نخستین همدمم داغت نبینم
به قربان صفایت مادر من
نمیخواهم دمی بی تو نشینم
بیا مادر دلم غمگینه امروز
گرفتار غمی سنگینه امروز
بیا مادر بخوان لای لایی رودم
که آوایت به دل میشینه امروز
ول بالا بلند حور پریزاد
مهستی یا ملک یا آدمیزاد
گرو بردی دل و جان سیاوش
به گیتی مادری چون تو نمیزاد
تو رفتی و دلم بر باد کردی
اسیر ناله و فریاد کردی
در و دیوار خانه همدم من
مرا مجنون مادرزاد کردی
مرا در کودکی شوقی دگر بود
کنارم مادر و پیشم پدر بود
ولی افسوس زجور چرخ گردون
دل از یاد عزیزان بی خبر بود
گلی بودم که از مادر بزادم
نرفتم در پی بخت و مرادم
نوشتی سرنوشتی بر سیاوش
دو صد لعنت به بخت نامرادم
گلی هرگز ندارد بوی مادر
ندارد هیچ کسی خوی برادر
پدر دنیای مهر و جاودانی
الهی غم نبیند روی خواهر
بیا مادر پرستارم تو بودی
همیشه یار و غمخوارم تو بودی
حلالم کن که در بود و نبودم
دل آزارت من و یارم تو بودی
مسلمانم اگر کافر به دنیا
سلیمانم اگر سرور به دنیا
چه شه باشم اگر مانند درویش
گدای مادرم آخر به دنیا
غمم غم مادرم غم زاد و ازغم
دلم غم دلبرم غم داد و ازغم
عجب طومار غم بخت سیاوش
خودم غم کیفرم غم بیداد و از غم
جهانی در غمش از هم گسسته
دلم از دوریش درهم شکسته
خدایا عالمی در سوگ مادر
دلش بشکسته و مبهم نشسته
رخ مادر خدایا قاب گرفتم
ز دُرّ و گوهر و سیماب گرفتم
گذاشتم روی طاقچه روبرویم
من از چشم و دلم خوناب گرفتم
سیاوش بار دیگر می نویسد
به عود و مشک و عنبر می نویسد
به نام نامی دلدار جانها
همیشه مدح مادر می نویسد
سیروس مظفری (سیاوش)
![]()
شعر برای مادر کوتاه
مادر مادر مادر در هرچه عشقه
مادر مادر مادر در هرچه مهره
مادر مادر مادر رو پیشونیم نوشته
مادر مادر مادر هستش یک فرشته
مادر مادر مادر تویی حرف آخر
مادر مادر مادر عطر لباسم
مادر مادر مادر الماس نداره جوابت
مادر مادر مادر بزار پاتو ببوسم
مادر مادر مادر در هفت بهشته
مادر مادر مادرگل سرخ تو باغچست
مادر مادر مادر غذا تو من دوست دارم
مادر مادر مادر جایت توی بهشته
![]()
غمگین ترین شعر در مورد مادر
واژه عشق « مادر»
باکدام واژه کنم معنای مادر، مادرمن،
باکدام، لهجه کنم افشای مادر، مادرمن،
از کدامین لحظه هایت قصه ی دل را بگویم؟
از کدامین دردآتشزای مادر، مادرمن،
واژه ها درهم شد و با خاطرات من عجین شد،
ناتوانم از شگفتیهای مادر، مادر من،
چهره نیکو شده همواره نقش خاطراتم،
زینت دفتر نشد سیمای مادر، مادرمن،
یاد آن شبها کنارم با صدای خوش بخواندی،
لالائی، لالا،له لا،لالای مادر، مادرمن،
یاد آن شبها نخفتی چشم من در خواب باشد،
تاافق باعشق روح افزای مادر،مادرمن،
هق هق آن گریه های کودکانه میشنیدی،
توبگفتی ازدرون آخ وای مادر،مادرمن،
گرکه خاری میخلیدوپای من آزرده می کرد،
در فلک پیچیده واویلای مادر، مادرمن،
برزبان من نشاندی توکلام مهربانی،
می شنیدم ازالف تایای مادر،مادرمن،
این گلی روئیده باغ سرفرازی وجوانیم،
بذرآن را تو فشاندی آی مادر، مادرمن،
ارزش مادر را بدانید نام مادر بس بزرگ است
عاجزم از وصف و از غمهای مادر، مادر من،
گوهرمادربسی با ارزش است ای دوستانم
سر گذارم من به خاک پای مادر، مادرمن،
قدر این گوهر بدانید تا که در دستانتان هست
چون که از دست تو افتاده نکن غوغای مادر، مادر من،
ای دریغا رفتی و جان مرا با خود ببردی،
جسم تنهایم شده منهای مادر، مادرمن،
آرزودارم به دنیا جسم تنها را ببخشم،
درعوض بینم شبی رؤیای مادر، مادرمن،
اف به تو، خاک سیه در سینه ی خودجابدادی،
خاک تیره شدچرا مأوای مادر، مادرمن،
با دودستم خاک غم ریزم بسر، ازدوری تو،
شدسیه این روز بی فردای مادر، مادرمن،
حسرت دوری تو فرتوت کرده قامتم را،
درکفن شدقامت رعنای مادر، مادرمن!!!
مادران، آن گوهرذیقیمت دریای عشقند،
هست دنیائی دگر، دنیای مادر مادرمن،
گر بهشت جاودان خواهی بفرموده پیمبر«ص»
آن بهشت باشدبه زیرپای مادر ،مادرمن،
عشق وحلم ورنج مادر،راخداداندولاغیر،
ازوفاکی میرسدبرپای مادر؟مادرمن،
این جهان راباتمام آرزوهای درونی،
گرکنم سودابه یک ایمای مادر،مادرن،
ناخلف باشم اگرمن ارزش مادرندانم،
چیست این دنیا شود همتای مادر مادرمن،؟
بالب تشنه به دریای محبتها رسیدم،
جرعه ای نوشیدم از، دریای مادر ، مادرمن،
خامه ام بشکست و آخرشد مرکب در دواتم،
شأن آن گوهرنشد انشای مادر،مادرمن،
برگزیده عاشقانه ترین شعرهای بلند و کوتاه شب یلدا
قطره ای رامن زاقیانوس خوبیهاهم.اکنون،
میکنم تقدیم وگویم، های مادر،مادرمن،
گشته «اعمی» مست و مجنون از شراب مهربانیت،
برده هوش من زسرمینای مادر، مادر من!!!
شاعر ماشاءالله پوردامغان اعمی
![]()












حلب روغن خالی را دور نریزید؛ آموزش ساخت یک وسیله کاربردی و جالب!
طرز تهیه شیرینی نارگیلی بدون فر و تخم مرغ؛ فقط با ۳ ماده ساده!
چیلی کریسپ چیست و چه تفاوتی با سس های تند دارد؟
دانلود دعای ناد علی صوتی کامل با کیفیت بالا
کالری گل کلم خام و پخته چقدر است؟
با بادکنک و گچ، ظرف کدویی بسازید؛ دکوری زیبا با ظاهری شبیه سرامیک!
آموزش یک ترفند خلاقانه با شکلات آب شده و صافی آشپزخانه
خواص طالبی در بارداری + مقدار مصرف و نکات ایمنی
مزایا و معایب قابلمه استیل؛ راهنمای کامل انتخاب و خرید
دیدگاه ها