شعر عاشقانه و غمگین کوچه
از کوچه های خاطره ی
من
امشب ، صدای پای تو می آید
آه ای عزیز دور
آیا به شهر غربت من پا نهاده ای ؟
اینجا پرندگان سحر در من
میل گذشتن از
سر عالم را
بیدار می کنند
اما ، شبانگهان
دیوارها اسارت پنهانی مرا
تکرار می کنند
اینجا ، مرا چگونه توانی یافت ؟
من ، از میان مردم بیگانه
کس را به غیر خویش نمی بینم
تصویر من در آینه ، زندانی است
من ، خیره در مقابل آن تصویر
می ایستم که با همه
نشینم
اینجا ،مرا در آینه خواهی دید
آیینه ای شگفت که همتای ساعت است
آیینه ای که عقربه های نهان او
در چارچوب سود و زیان کار می کنند
آیینه ای که ثانیه ها و دقیقه ها
در ذهن بی ترحم سوداگرانه اش
تصویر تابناک مرا تار می کنند
اینجا ، زمان طلاست
هر لحظه اش به
قیمت اکسیر و کیمیاست
اما ، ضمیر من
تقویم بی تفاوت شب ها و روزهاست
اینجا ، غروب ، رنگ جنون دارد
باران ، صدای گریه ی تنهایی است
چشم ستارگان همه نابیناست
اینجا ، من از دریچه فراتر نمی روم
دیوار روبرو
سر حد ناگشوده ی دیدار است
اینجا ، چراغ خانه ی
همسایه
چشم مرا به خویش نمی خواند
بیگانگی گزیده ترین یار است
اینجا درین دیار
درها ، همیشه سوی درون باز می شود
در سرزمین غربت اندوهگین من
در زیر آسمان مه آلود باختر
شب در دل من است
صبح از شقیقه های من آغاز می شود
اینجا چو من ، غریب غمینی نیست
در
وهم شب ، چراغ یقینی نیست
تنها صدای یک دل سرگردان
با بانگ پای رهگذری حیران
در کوچههای خاطره می پیچد
آه ای عزیز دور
آیا تو در پناه کدامین در
یا در پس کدام درخت ایستاده ای ؟
آیا به شهر غربت من پا نهاده ای ؟

شعر کوچه میعاد
آسمان بی ماه بود آن شب
بغض باران در گلویش بود
ناودان با خویش نجوا داشت
کوچه گرم از گفتگویش بود
باد در شهر تهی می ریخت
بوی شب های
بیابان را
تک چراغی خال می کوبید
گونه ی خیس خیابان را
من تهی بودم ، تهی از خویش
من پر از اندوه او بودم
با خیال دور و نزدیکش
همچنان در گفتگو بودم
دیدم از حسرت فرولغزید
اشک بر سیمای غمناکش
روزهای رفته را دیدم
در فضای چشم نمناکش
کوچه ی میعاد
ما ، هر شب
چون رگی از خون ما پر بود
خنده ها طعمی گوارا داشت
بوسه ها گرم و نفس بر بود
بوی باران خورده ی دیوار
پلک سنگین مرا می بست
عطر زلفش در هوا می گشت
تا به بوی خاک می پیوست
ناگه از فرورفتن فرو می ماند
تن چو پیچک بر تنم می دوخت
تا از
آن مستی به هوش آیم
بوسه لب های مرا می سوخت
راستی ای مونس دیرین
یاد از آن شب ها که می دانی
کوچه های پیج پیج شهر
روزهای سرد بارانی
آسمان ، امشب ندارد ماه
بغض باران در گلوی اوست
ناودان با خویش در نجواست
کوچه گرم از گفتگوی اوست

شعر فوق العاده عاشقانه و غمگین تنهایی اخوان ثالث
21 شعر کوتاه سوزناک برای دل شکسته مناسب بیو
شعر پشتو | بهترین و زیباترین اشعار عاشقانه پشتو
مجموعه اشعار سنگین در مورد فلسفه زندگی












حرکات اصلاحی: راهی برای کاهش درد و بهبود وضعیت بدن
راهنمای کامل نگهداری کاکتوس گورخری (هاورتیا)
قصه کودکانه رویای کاراته اسکار و درس مهم مادرش
روشی ساده و موثر برای ریشه دار کردن و کاشت انگور در خانه
«ترفند فویل آلومینیومی برای باغ و باغچه / راز کوچکی که به کارتان می آید
انتخاب اسباب بازی برای تقویت خلاقیت کودک دو ساله، از لگو تا بازی های حسی
فنجان ترک خورده؛ داستانی الهام بخش که یاد می دهد نقص ها هم می توانند زیبا باشند
آموزش کاشت زنجبیل در خانه؛ دو روش ساده در فضای کم
راهنمای انتخاب جامدادی بر اساس کاربرد و سلیقه؛ از کلاس درس تا میز کار
دیدگاه ها