مجله دلگرم
امروز: دوشنبه, ۱۰ بهمن ۱۴۰۱ برابر با ۰۷ رجب ۱۴۴۴ قمری و ۳۰ ژانویه ۲۰۲۳ میلادی
شعر پشتو | بهترین و زیباترین اشعار عاشقانه پشتو
4
زمان مطالعه: 5 دقیقه
لندی شعر پشتو - شعر پشتو غمگین - شعر پشتو عاشقانه - شعر پشتو زیبا - غمگین پشتو عاشقانه شعرونه شعر پشتو درباره دوست - شعر پشتو درباره وطن - شعر پشتو عاشقانه کوتاه

گلچینی از شعرهای پشتو

زبان پشتو یکی از دو زبان رسمی در افغانستان بوده و یکی از شاخه های شمال شرقی خانواده زبان های ایریانی می باشد. پایگاه اصلی گویندگان این زبان افغانستان و پاکستان می باشد، بدون شک گویندگان این زبان در اثر مهاجرت ها به سایر مناطق جهان نیز رفته اند.

شعر کلاسیک پشتو که بخشی از گنجینه ارزشمند فرهنگی کشور ما را می سازد در طول تاریخ حیاتش با شعر فارسی در تعامل بوده و عرفان مولانا، رندی حافظ و نازک خیالی های سبک هندی را می توان در آفریده های شاعران کلاسیک آن به وضوح مشاهده کرد. البته یاد کنم که شاعران بزرگ کلاسیک این زبان، مانند رحمان بابا، خوشحال خان ختک و حمید ماشو خیل به زبان فارسی عنایت داشته و حتا برخی از این شاعران با آفرینش به این زبان، در غنای آن سهم داشته اند.

توجه ویژه شاهان پشتون را در بیش از دوقرن اخیر نیز نمی توان به زبان فارسی نادیده گرفت. در شعر معاصر با اذعان به اثر پذیری شعر معاصر پشتو از جریانی که با نیما در ایران آغاز شد و به افغانستان راه باز کرد، برخی از پیشگامان شعر معاصر فارسی نیز پشتون ها بوده اند.

separator line

شعر زیبای پشتو

وقتی که نخستین باران پاییز

عطش زمین خاکستر را نوشید

و پنجره بزرگ آفتاب ارغوانی

separator line

شعر پشتو پر معنا

تا وقتی که گم شده ایم

در جهان مقصود

آزاد نیستیم

می نشینم در کلبه چهارگوش کوچکم

پرندگان آواز می خوانند

زنبور ها وزوز می کنند

برگ ها تاب می خورند

آب روی سنگ ها به صدا در می آید

separator line

شعر پشتو سنگین

سالها بود که شیر

زن و فرزند خوده

کتی یک پای چلاق

کتی یک بیل و کلنگ،

نان میداد

separator line

شعر پشتو غمگین

مادرم گفت بچیم

کوچه را ماکم کو

پدرم گفت

دختر شیرینم

چای تلخی دم کو

...

منزل چارم تعمیر قومندان صاحب

رنگ مالی شد و فردا

کوچه در خانه ما مهمان است

ختم قرآن عظیم الشان است

separator line

شعر پشتو عاشقانه غمگین

آواز های نیمه شبان بر دل می نشینند

آنکه آواز سرداده یا عاشق است یا از وطن دور افتاده است

separator line

شعر پشتو غمناک

کاخ سفید تو ویران شود

نسیم سردی که بر چادرها می وزد به یادم می آید

separator line

شعر پشتو کوتاه عاشقانه

توته های دلم را از زمین بر می دارم

اما دستانم را از روی دوش محبوبم بر نمی دارم

separator line

شعر پشتو عاشقانه

محبوب من از زین اسب خم شد

من هم روی نوک پایم ایستادم تا بوسه اش دهم

separator line

شعر پشتو کوتاه

خداوندا به من هم بازی عطا کن

تا اگر تنگدستی آمد با خنده زمان بگذرانیم

separator line

شعر پشتو عاشقانه

آتش های صبحگاهی را افروختند

من هنوز نشسته ام و یارم را راضی می کنم

separator line

شعر پشتو زیبا

آن سوی دریا لیلا نماز می خواند

نمازش قبول مباد که زلفانش را برخاک می گذارد

separator line

شعر پشتو غمگین

خدا این بار ترا شفا دهد

مردم می گویند سیاه بخت است که یارش می میرد

separator line

شعر پشتو کوتاه

خدا یا طوطی مجروح را شفا بده

تا با طوطی های دیگر پرواز کند

separator line

شعر پشتو عاشقانه

هر بته کنار چشمه شفا بخش است

چادر دختران جوان به آن ها تماس کرده است

separator line

شعر پشتو عشقولانه

در کنار چشمه چی آفت افتاده

که محبوبم با خواهر کوچکش می رود

separator line

شعر پشتو احساسی

تار زلفم را آب برد

ای یار! در کنار رود دیده بانی کن

separator line

شعر پشتو رمانتیک

اگر میخواهی مرا ببینی کنار چشمه بیا

من کوزه را آهسته آهسته با دستم پر می کنم

separator line

شعر پشتو عاشقانه

خانه محبوبم در آفتاب برامد است

صبح گاهان شعاع آفتاب سلامش را می رساند

separator line

شعر پشتو زیبا

سخت بیماری، خدا شفایت دهد

نزدت آمده نمی توانم، در خانه برایت دعا می کنم

separator line

شعر پشتو غمناک

در خانه بالا ناله و فریاد است

یا رنجوران اند یا عاشقی از وطن می رود

separator line

شعر پشتو عاشقانه کوتاه

ای مهتاب زود بر آسمان شو

یارم در کوه های بلند در سفر است

separator line

شعر پشتو برای وطن

محبوبم آیا زمانی خواهد رسید

که تفنگ را بگیریم و دست به دست به سنگر برویم

separator line

شعر پشتو درباره دوست

به سنگر دشمن دوکس می پرند

عاشق یا آنکه به نامش دختری نشسته باشد

separator line

شعر پشتو درباره وطن

آشنای من سرش را در راه وطن باخت

با تارهای زلفم کفنش را می دوزم

separator line

شعر پشتو عاشقانه

با زخم های بی شمار و غرق در خون برگرد

تا آنگاه که زخم هایت را می بندم بوسه هم نثارت کنم

separator line

شعر پشتو کوتاه غمگین

گل که می کاشتم یارم کنارم نشسته بود

حالا که گل ها شکفتند یارم در خاک خوابیده است

separator line

شعر پشتو عاشقانه غمگین

مرا با گل گلاب زدی

قربان دستت، دشمنان مرا دیدند

separator line

شعر پشتو عاشقانه

خدا یا مرا گل بیابان بساز

تا از نسیمی که از سوی یار می آید بلرزم

separator line

شعر پشتو غمگین عاشقانه

فردا بارهای کوچی بسته خواهند شد

گل های دشت، باز دامن ترا بو می کنند

separator line



این مطلب چقدر مفید بود ؟
4.0 از 5 (4 رای)  
قرآن آنلاین
دیدگاه ها

درج کامنت برای این مطلب غیر فعال است