شعر درمورد چشم
معمولا در اشعار عاشقانه از واژه ی چشم استفاده زیادی می شود. در واقع یکی از عواملی که می تواند عاشق را به سمت معشوق بکشاند، چشمان اوست. از این رو در ادامه شعرهای عاشقانه درمورد چشم را برای شما عزیزان آورده ایم که می توانید آن ها را به عنوان متن استوری، کپشن اینستاگرام، وضعیت واتساپ، بیو تلگرام و واتساپ و ... انتخاب نمایید.
همچنین می توانید این اشعار زیبا را برای عشق زندگیتان ارسال کرده و او را سورپرایز کنید.
شعر عاشقانه درمورد چشم
ای چشم تو دلفریب و جادو
در چشم تو خیره چشم آهودر چشم منی و غایب از چشم
زآن چشم همی کنم به هر سو
صد چشمه ز چشم من گشاید
چون چشم برافکنم بر آن رو
چشمم بستی به زلف دلبند
هوشم بردی به چشم جادو
هر شب چو چراغ چشم دارم
تا چشم من و چراغ من کو
این چشم و دهان و گردن و گوش
چشمت مرساد و دست و بازو
مه گر چه به چشم خلق زیباست
تو خوبتری به چشم و ابرو
با این همه چشم زنگی شب
چشم سیه تو راست هندو
سعدی به دو چشم تو که دارد
چشمی و هزار دانه لولو
سعدی

شعر در وصف چشم آبی
آسمان روی زمین بود و نمیـــدانستم
آبی چشم شما سر به هوا کرد مرا

شعر نو درباره چشم یار
بعدها تاریخ میگوید که چشمانت چه کرد؟
با منِ تنهاتر از ستار خانِ بی سپاه!
شعر درمورد چشم از سعدی
دو چشم داشت دو سبز آبی بلاتکلیف
که بر دوراهی دریا ـ چمن مردد بود

شعر درمورد چشم رنگی
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند

شعر درمورد چشم سیاه
من دل به دل سیاه مستت دادم
خورشید به چشم شب پرستت دادم
گفتی که سراب را به تصویر بکش
خندیدم و آیینه به دستت دادم

شعر زیبا درمورد چشم
من کزین فاصله غارت شده ی چشم تو ام
چون به دیدار تو افتد سرو کارم چه کنم

شعر احساسی درمورد چشم
غیر ِ آن
چشم های
بی کم و کاست،
همه چیز ِجهان زیادی بود…
شعر درمورد چشم از شهریار
تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو، این چه نگاه کردن است
شهریار

شعر کوتاه درمورد چشم
خورشید هم از چشم سیاه تو میافتد
هر روز اگر طی نکند عرض جهان را

شعر رمانتیک درمورد چشم
دل های سنگ را به نگاهی طلا کنی
این کیمیاگری هنر چشم های توست

شعر درمورد چشم یار
چشم تو باده ترین جام حلالیست که هست
در مقامی که همان حال محالیست که هست
مرحوم افشین یداللهی

شعر راجع به چشم
چشمان تو غنائم جنگی ست بی گمان
با من کمی بجنگ که این هم غنیمت است
شعر درباره چشم خمار
برق چشم تو به هر بت بخورد میشکند
چه کسی دیده بتی با هنر بتشکنی

شعر درمورد چشم سبز
اشراق چشمان تو هنگامی که می تابد
دیوانه خواهد کرد حتی سهروردی را …

شعر درمورد چشم عسلی
چه خوش صید دلم کردی
بنازم چشم مستت را
که کس مرغان وحشی را
از این خوشتر نمیگیرد

شعر برای چشمان عشقم
چشم مست یار من میخانه می ریزد بهم
محفل مستانه را رندانه می ریزد بهم

شعر درمورد چشم زیبا
مثل غزل پختهی سعدیست نگاهت
هربار مرورش بکنم باز قشنگ است

شعر درمورد چشمان زیبا
به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد
فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت
شعر کوتاه درباره چشمان زیبا
چشم هایت را می بوسم
می دانم
هیچ کس
هیچ گاه
در هیچ لحظه ای از آفرینش
آنچه را که من
در گرگ و میش نگاه تو دیدم
نخواهد دید

شعر با موضوع چشم
مادرم گفت که عاشق نشوی! گفتم: چشم
چشمهای تو مرا بی خبر از چشمم کرد

شعر درمورد چشم از فریدون مشیری
کاش میدیدم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است
آه وقتی که تو لبخند نگاهت را
میتابانی
بال مژگان بلندت را
میخوابانی
آه وقتی که
تو چشمانت
آن جام لبالب از جاندارو را
سوی این تشنه جان سوخته میگردانی
موج موسیقی عشق
از دلم میگذرد
روح گلرنگ شراب
در تنم میگردد
دست ویرانگر شوق
پرپرم میکند
ای غنچه رنگین پر پر
من در آن لحظه که چشم تو به من مینگرد
برگ خشکیده ایمان را
در پنجه باد
رقص شیطان خواهش را
در آتش سبز
نور پنهانی بخشش را
در چشمه مهر
اهتزاز ابدیت را میبینم
بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست
اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست
کاش میگفتی چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است
فریدون مشیری
شعر درباره چشم سیاه زیبا
چشم های سیاه سگ دار”ش شده آتش بیار معرکه ات
و تو راضی به سوختن شده ای چون که دار و ندار یک نفری

شعر در مورد زیبایی چشمان
چشمم چو به چشم خویش چشم تو بدید
بی چشم تو خواب چشم از چشم رمید
ای چشم همه چشم به چشمت روشن
چون چشم تو چشم من دگر چشم ندید

شعر در مورد برق چشم
دل عاشق به پیغامی بسازد
خمار آلوده با جامی بسازد
مرا کیفیت چشم تو کافیست
ریاضتکش به بادامی بسازد

شعر چشم
چشمهایت دو گوی جادو
دست بر آنها بگذار
بردار
تا آینده را ببینم:
در عمیقترین قهوهای چشمانت
مردی به من لبخند میزند
که از من جوانتر است
حتی با موهای سپیدش

شعر در مورد چشم از حافظ
ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که میبینم
کمین از گوشهای کردهست و تیر اندر کمان دارد
حافظ

شعر در مورد چشم شهلا
چشمهای تو
وقت زیادی از خدا گرفت
اگر آفریده نمیشد
زیبایی بیشتری
به کوه
به دریا
به جنگل
میرسید

شعر درمورد چشم از مولانا
به دو چشم من ز چشمش چه پیامهاست هر دم
که دو چشم از پیامش خوش و پرخمار بادا
مولانا
شعر درباره چشم زیبای وحشی
چشمهای تو
پنجرههای بهشت است
پرده پلکهایت را که کنار میزنی
نور به دنیا میآید!

شعر درمورد چشم برای استوری
در بنفشه زار چشم تو
من ز بهترین،
بهشت ها گذشتم
فریدون مشیری

شعر درمورد چشم برای کپشن اینستاگرام
هر کسی شعر به چشمان تو تقدیم کند
مثل این است که رقاصه به باکو ببرد…
باز هم خیره به عکست شده ام تا شاید
این سری چشم تو را چشم من از رو ببرد

شعر درمورد چشم برای بیو تلگرام
زیباتر از چشمان تو
چشمان من بود
وقتی که
تصویرت
بر آنها نقش میبست

شعر درمورد چشم برای استاتوس
چشم زیبای تو آهوی فـــــــــــــــــراوان دارد
هرکه عاشق بشود رو به بیـــــــــــــابان دارد
رقص گاهی به غزل های تو در می مــــــاند
بلخ تا قونیه صد شاعر پنهــــــــــــــــان دارد
هرکه با چشم تو درگیــــــــــــر شود می داند
ماه با چشم توعمـــــری است که جریان دارد
حاضرم جای تو هــــــر روز به دارم بکشند
عشق صد پنجــــــــــره انگار به عرفان دارد
ترسم از گرگ بیــــــــــــابان تنت نیست ولی
شیر چشمت هوس خــــــــــوردن انسا …
زیبایی چشمانِ تو حاشاشُدنی نیست
این چشمه ی راز است که معناشدنی نیست
آیینه که آیینِ زلالی ست مرامش
در معرض ِ چشمانِ تو پیداشدنی نیست
از چارطرف ظلمتِ موی تو وزیده است
این یک شبِ محض است که فرداشدنی نیست
پلکی بزن ای ماه که عُشّاق بریدند
این پنجره ی بسته چرا واشدنی نیست؟!
نیلوفرِ این حنجره در خویش تپیده است
این بُغضِ گلوگیر شکوفاشدنی نیست
ای کاش که آن وعده ی دیرینه بیاید
این آرزوی سوخته امّا شدنی نیست
« ما گمشده در گمشده در گمشده هستیم»
این گمشده در گمشده پیداشدنی نیست…!
شعر نو درباره چشم زیبا
ناز کن شیرین غزل بس ناز دارد چشم تو
حس لذت آور شهناز دارد چشم تو
می نوازد روح را دیدار گرم چشمهات
یک نگه شیرینی اواز دارد چشم تو
کار حیرت اوری در چشمهایت دیده ام
دختر پیغمبری؟ اعجاز دارد چشم تو
در نگاهت خوانده ام اشعار نغز “خواجه” را
جلوه های گلشن شیراز دارد چشم تو
پشت چشمان سیاهت روشنی خوابیده است
یک چمن،یک باغ چشم انداز دارد چشم تو
می برد عطر نگاهت عقل و هوشم را،مگر
شیشه ی عطر غزل را باز دارد چشم تو

شعر در مورد چشم های زیبا
از غم که چشم های تو لبریز می شود
انگار فصل ها همه پاییز می شود
تلفیق چشم شیر و غزال است چشم تو
چون با غرور و عشق گلاویز می شود

شعر بلند درباره چشمان یار
در هر نگهت مستی صد جام شرابست
چشمان تو میخانه دل های خراب است
زد شعله به جان چشم فریبای تو هر چند
برق نگهت زود گذر همچو شهاب است

شعر در مورد چشم زیبای یار
هنوز خیره شدن
در چشمان تو
شبیه لذت بردن
ازشمردن ستاره
در یک شب صحرای یست

شعر در وصف چشم زیبا
گفت:
چشم هاىِ تو
مرا به این روز انداخت
این نگاهِ تو کارِ مرا به اینجا کشاند
تاب و تحملِ نگاه هاى تو را نداشتم
نمى دیدى که چشم
بر زمین مى دوختم؟
گفتم :
در چشم هاىِ من دقیق تر نگاه کن
جز تو هیچ چیزى در آن نیست…

دوبیتی در مورد چشمان زیبا
چشم های تو،
زیباترین چشم هایی است
که آدم می تواند ببیند
و نگاهت همه ی آفتاب های
یک کهکشان است؛
سپیده دم همه ستاره هاست.
لبان تو، آیینه یی است که از ظرافت
روحت حرف می زند
و روحت روح وقار و متانت است.



















طرز تهیه ته چین غوره بادمجان؛ خوش مزه ترین پلوهای مخلوط ایرانی مناسب تابستان
طرز تهیه «کبه برنجی عربی» ترکیبی از ادویه های جنوب و عطری به یادماندنی!»
داستان پندآموز «پروانه و پیله» / کمکی که زندگی را نابود کرد؛ داستانی کوتاه با پایانی غافلگیرکننده!
طرز تهیه ماش پلو با مرغ؛ غذای اصیل ایرانی با عطری دل انگیز و طعمی فراموش نشدنی
طرز تهیه نوشیدنی گوارای تابستانی با طالبی و بیسکوییت / خوشمزه و آسان
طرز تهیه باسلوق با نشاسته گل به سبک بازاری؛ راز کشدار شدن و لطافت باسلوق خانگی
طرز تهیه دلمه برگ مو مجلسی با روش صحیح پیچیدن بدون باز شدن
بهترین مارک پلوپز ایرانی و خارجی | معرفی ۱۰ برند مطرح برای خریدی هوشمندانه
بهترین مارک پلوپز ایرانی و خارجی | معرفی ۱۰ برند مطرح (چرا هر خانه ای پلوپز نیاز داره ؟)
دیدگاه ها