شعر خنده فروغ فرخزاد
بر روی ماه نگاه خدا خنده می زند
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم
زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش
پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم
پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب
بهر فریب خلق بگویی خدا خدا
ما را چه غم که شیخ شبی در میان جمع
بر رویمان ببست به شادی در بهشت
او می گشاید، او که به لطف و صفای خویش
گویی که خاک طینت ما را ز غم سرشت
طوفان طعنه خنده ما را زلب نشست
کوهیم و در میانه دریا نشسته ایم
چون سینه جای گوهر یکتای راستیست
زین رو به موج حادثه تنها نشسته ایم
ماییم، ما که طعنه زاهد شنیده ایم
ماییم، ما که جامه تقوا دریده ایم
زیرا درون جامه به جز پیکر فریب
زین راهیان راه حقیقت ندیده ایم
آن آتشی که در دل ما شعله می کشد
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود
دیگر به ما که سوخته ایم از شرار عشق
نام گناهکاره رسوا نداده بود
بگذار تا به طعنه بگویند مردمان
در گوش هم حکایت عشق مدام ما
((هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما))
![]()
3 شعر احساسی و بینظیر درمورد زمستان از فروغ فرخزاد
شعر فصل سرد از فروغ فرخزاد | ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
شعر زیبا و احساسی مادر از فروغ فرخزاد
شعر تنهایی | گلچینی از شعرهای فروغ فرخزاد در مورد تنهایی












طرز تهیه حلوای انار و آرد سمولینا ترکیه ای با رنگ یاقوتی طبیعی
آموزش سفید کردن لباس های لکه دار و کدر با ۳ ماده دم دستی بدون وایتکس
زرشک پلو رو این طوری درست کن؛ دیگه سراغ روش قبلیت نمی ری!
طرز تهیه لازانیا و کیک گوشت فوری با نان لواش بدون نیاز به ورق لازانیا
خداحافظی با بید لباس؛ ترفندهای ساده برای پاک کردن بید از لباس و رختخواب
ترفندهای مهم بنزین زدن و کاهش مصرف سوخت خودرو
نحوه بیرون کشیدن درد و کوفتگی از بدن با ۱ تکه فویل
طرز تهیه املت مدیترانه ای با گوجه فرنگی و پنیر کش دار ۵ دقیقه ای در تابه
دمنوش زمستانی با بهار نارنج و دارچین؛ عطر دلنشینی که خانه را گرم می کند!
دیدگاه ها