alexametrics
دلگرم
امروز: یکشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۰ برابر با ۲۶ رمضان ۱۴۴۲ قمری و ۰۹ مه ۲۰۲۱ میلادی
ستاره در جدول / معنای پرسش های مختلف درباره ستاره در حل جدول
1
زمان مطالعه: 3 دقیقه
ستاره در جدول کلمات متقاطع و دیگر جداول معانی مختلفی داشته که در ادامه به بررسی لغت ستاره در جدول خواهیم پرداخت.

ستاره در جدول

ستاره در جدول، در حل جدول ، برای پرسش «ستاره » می توانید از پاسخ زیر استفاده نمایید.

اختر، تارا، کوکب، نجم

مجموعه ای از شش ستاره در جدول کلمات

ثریا

نوعی ستاره در حل جدول جواب

دنباله دار

زمان دیدن ستاره در حل جدول جواب

شب

ستاره‌ای بزرگ و روشن در جدول

رامح

ستاره‌ای در آسمان در حل جدول

حور

ستاره صبح در جدول

طارق

معانی مختلف ستاره در حل جدول

  • ستاره پروین: پرن
  • ستاره جدولی: هالی
  • ستاره دنباله دار: هالی, ذوالذوابه
  • ستاره زهره: آناهید
  • ستاره شناس: منجم
  • ستاره قطبی: جدی
  • ستاره معروف: سهیل
  • خوشه ستاره‌ای: پروین

متضاد ستاره در جدول

خورشید، شمس

معنای دیگر ستاره

ستاره (فرهنگ معین): اجرام نورانی در آسمان که نورشان به علت حرارت زیادشان می باشد، بسته به شدت حرارت رنگ ستاره ها فرق می کند، جرقه، سهیل بودن کنایه از: کم پیدا و دیریاب بودن. [خوانش: (س رِ) [په.] (اِ.)]
ستاره (نام های ایرانی): دخترانه، کرات آسمانی که در شب می‌درخشند، هر یک از اجسام نورانی آسمان که شبها از زمین به صورت نقطه های نورانی دیده می شوند، بخت، اقبال، نام مادر ابوعلی سینا دانشمند نامدار ایرانی
ستاره‌ (فارسی به انگلیسی): Astro-, Luminary, Star
ستاره (لغت نامه دهخدا): ستاره. [س ِ رَ / رِ] (اِ) اوستا «ستار»، پهلوی «ستارک « » نیبرگ 207»، هندی باستان «ستر»، ارمنی «استی »، کردی «ایستیرک »، افغانی «ستورایی » و «ستارغا» (چشم)، استی «ستلی »، وخی «ستار»، شغنی «شتاری » و «شتیری »، سریکلی «ختورج »، منجی «استاری »، سنگلیچی «اوستورک »، دزفولی «آساره » و «ستارا»، گیلکی «ستارا». (حاشیه ٔ برهان قا ...ادامه مطلب...
ستاره (فارسی به عربی): زهره نجمیه، نجم
ستاره (فرهنگ عمید): هریک از نقطه‌های درخشان که شب در آسمان دیده می‌شود، اختر، کوکب، نجم،
* ستارهٴ دریایی: (زیست‌شناسی) جانوری دریایی از تیرۀ خارپوستان با پنج بازو به شکل ستاره، دهانی که در بخش مرکزی جسم او قرار دارد، سطح بالای بدنش از خار‌های آهکی پوشیده شده، و در بعضی از انواع آن تعداد بازوها بیشتر است، ستارۀ بحری،
* ستارهٴ ...ادامه مطلب...
ستاره‬ (فارسی به ترکی): yıldız
ستاره (مترادف و متضاد زبان فارسی): اختر، کوکب، نجم،
(متضاد) خورشید، شمس، بخت، اقبال، تقدیر، طالع، آرتیست، هنرپیشه، فرد شاخص، قهرمان
ستاره (گویش مازندرانی): نامی بومی برای اسب و گاوی که لکه های سفید و سیاه رنگ داشته...
ستاره (فرهنگ فارسی هوشیار): اختر، کوکب
ستاره (فرهنگ پهلوی): اختر، کوکب
ستاره (فارسی به ایتالیایی): stella



این مطلب چقدر مفید بود ؟
5.0 از 5 (1 رای)  
دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits