انگیزه چیست و چگونه با انگیزه باشیم؟
انگیزه طیف وسیعی از جنبههای زیستی، هیجانی، اجتماعی و شناختی را شامل میشود که رفتار ما را شکل میدهد. واژهی انگیزه معمولا به همان توضیحی گفته میشود که در بیان چرایی اعمال دیگران به کار میرود.
بهعنوان مثال، هنگامی که میبینید یک دانشجو هر شب وقت زیادی را صرف درس خواندن میکند، یعنی انگیزهی زیادی برای تحصیل در رشتهی تحصیلی مورد علاقهاش دارد.
واژهی انگیزه به عواملی برمیگردد که رفتارهای هدفمند فرد را تعیین و آنها را آغاز و در طول مسیر هدایت میکند و به آنها تداوم میبخشد. انگیزه در واقع چرایی رفتار است؛ یعنی همان نیازها یا خواستههایی است که رفتار ما را هدایت میکنند و آنچه را انجام میدهیم توضیح میدهند.
در حقیقت انگیزه دیده نمیشود، اما میتوانیم بر اساس رفتارهای قابل مشاهده برای آن موجودیتی قائل شویم.
چگونه با انگیزه باشیم؟
چگونه با انگیزه باشیم ؟ سوالی است که ذهن افراد بسیاری را که به دنبال افزایش انگیزه هستند به خود مشغول کرده است. افراد مختلف ممکن است از روش های متفاوتی برای دستیابی به انگیزه بیشتر استفاده کنند.
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که برای رسیدن به هدفی، تلاش زیادی کرده باشید؟ مثلا کم کردن وزن اضافیتان، تمام کردن یک برنامهی آموزشی و یا کسب یک مهارت ارزشمند؟
اگر چنین است پس حتما چالشهای دنبال کردن یک هدف بلند مدت را خوب میشناسید. ما انسانها به طور ذاتی در جستجوی چیزهایی هستیم که لذت و رضایت فوری به ما بدهند.
رفتارهای ما بر اساس چیزی است که روانشناسان آن را «اصل لذت» مینامند. اصل لذت، نیروی اصلی است که انسان را وامیدارد به دنبال کسب رضایت فوری برای نیازها، خواستهها و کششهای خود باشد. دنبال کردن هدفهای بلند مدت، کار سختی است زیرا پاداش و رضایت فوری دربر ندارد.
به دنبال اهداف بلند مدت رفتن ما را در وضعیت انتظار قرار میدهد و وقتی کامروایی و خوشنودی به تاخیر میافتد – چیزی که دقیقا خلاف طبیعت انسان است – انگیزه ضعیف شده و از میزان تلاشها کم میشود. برای برنده شدن، باید به سختی تلاش کنید، فداکاری کنید و از همه مهمتر، صبر داشته باشید.
برای غلبه بر افت اجتناب ناپذیر انگیزه که جزء ناگزیر بیشتر دستآوردهای بزرگ است، باید به مسیری که شروع کردهاید پایبند و وفادار بمانید.
دلایل زیادی وجود دارد که باعث میشود ما پیگیر هدفهای خود نباشیم اما عامل اصلی دست از تلاش کشیدن ما، کمبود انگیزه است. با انگیزه ماندن، کلید ادامهی مسیر برای رسیدن به هدف است، مخصوصا وقتی که پیشرفتی نمیبینیم یا درجا میزنیم.
پیگیری هدف بلند مدت، تلاشی غیر شهودی است است که دقیقا خلاف ذات بشر است. به جای جنگیدن با این پروسه، بهتر است خودتان را با آن وفق دهید تا به تدریج در جریان خواستهها و گرایشهای ذاتیتان قرار بگیرید. اما چگونه؟
خیلی هم سخت نیست در این مقاله به شما کمک می کند تا بتوانید، یک یا چند راهکار را برای ایجاد و یا افزایش انگیزه ی خودتان شناسایی و کشف کنید.

چطور با انگیزه باشیم؟
انواع انگیزه
انگیزه 2 نوع مختلف دارد که هر کدام از آن ها میتوانند به شدت در موفقیت ما تاثیر گذار باشند. انگیزه درونی و انگیزه بیرونی. در ادامه این انگیزه ها را به طور کامل به شما توضیح خواهیم داد…
1. انگیزه درونی
- تصور کنید اگر هیچ رئیس یا مافوقی وجود نداشت
- اگر نگران رنجیده خاطر شدن والدین خود نبودید
- یا اگر ترس از دست دادن یا آسیب دیدن همسر و فرزندان خود را نداشتید
- و اگر نیازی نبود که به هیچ کسی در مورد کارهایتان پاسخی بدهید
- و در یک کلام اگر شما را به صورت کامل به حال خود رها می کردند، به انجام چه کارهایی روی می آوردید؟
پاسخ این سوال ها نشان دهنده انگیزه های درونی شماست. بله کاملاً درست متوجه شدهاید! انگیزه درونی همان چیزی است که شما را بدون هیچ نوع دستوری از جانب دیگر آن مجبور به بروز رفتار خاصی می کند.
تمام کارهایی که در اوقات فراغت برای خود انجام میدهید، همگی از انگیزه های درونی شما سرچشمه می گیرند.
اگر به درس خواندن علاقهمند هستید، دوست دارید در زمینه موفقیت کتابهای بسیاری مطالعه کنید، یا این که تعطیلات آخر هفتهتان را در کنار دوستان در نقطهای به دور از هیاهوی شهر به سر ببرید، همه این تصمیمات و رفتارها از همان انگیزه های درونی شما ساطع میشوند.
انگیزه درونی همان چیزی است که بدون ترس از تنبیه یا تشویق شما را مجبور به انجام کار خاصی میکند. شاید بتوان این گونه تعریف کرد که انگیزه درونی در اصل همان علایق ذاتی شماست.
هیچ فردی برای پیگیری علایق ذاتی خود نیاز به شنیدن دستوری از دیگران ندارد. بلکه به صورت کاملا خودجوش به دنبال آنها میرود و از انجام دادن آنها لذت فراوانی می برد.
2. انگیزه بیرونی
- پدر شما با وجود خستگی بسیار هر روز صبح به محل کار خود می رود و تا پاسی از شب به فعالیت در آنجا می پردازد تا هزینه های جاری زندگی شما را تأمین کند.
- دانشآموزان در مدرسه به مطالعه دروس خود میپردازند. چون دوست دارند با کسب نمرات بالا مورد تشویق معلمان و اولیای خود قرار بگیرند.
- شما پول های خود را در بانک پس انداز میکنید برای اینکه از آینده هراس دارید.
- کارمندی که وظایف خود را به خوبی انجام می دهد تا ترفیع درجه بگیرد
در وجود همه انسان ها ترس از تنبیه و اشتیاق برای مورد تحسین قرار گرفتن وجود دارد. اگر رفتارهای روزمره خود را بررسی کنید متوجه خواهید شد که بسیاری از آنها از این دو گزینه سرچشمه می گیرند.
فرقی نمیکند شما یک بانوی خانه دار باشید یا یک کارمند و یا حتی یک سرمایهگذار بزرگ ؛در هر موقعیت و منصبی که قرار دارید، انگیزه های بیرونی فرمانروای بسیاری از اعمال و رفتار شما هستند و تعیین میکنند که در هر موقعیتی چه رفتاری را از خود بروز دهید.

انگیزه درونی مهمتر است یا انگیزه بیرونی؟
ممکن است این سوال برای شما پیش بیاید که رفتارهایی که بر اساس انگیزه درونی انجام می دهید بهتر هستند یا آن دسته از کارهایی که بر اساس انگیزه های بیرونی از شما سر می زند؟
پاسخ این سوال به این صورت است هر یک از این دو مورد در جایگاه خود لازم و کارآمد هستند. برخی اوقات نیاز است بترسیم تا از بعضی خطرات احتمالی مصون بمانیم و گاهی نیاز داریم تا برای مورد تشویق واقع شدن کارهای خاصی را انجام دهیم.
اما نکته قابل توجه این است ممکن است این عامل ترس و تشویق بعد از مدتی از بین رفته و دیگر وجود نداشته باشد. آن گاه تکلیف شما چه خواهد بود؟ آیا شما همچنان به همان رفتارهای سابق ادامه خواهد داد یا الگوهای خود را تعویض خواهید کرد؟
بنابراین فکر میکنم بهتر است در هر کاری انگیزه های درونی خود را مورد توجه قرار دهیم. زیرا آنها از بین نمیروند و تغییر نمی کنند. انگیزه های درونی از ذات و علایق شما سرچشمه میگیرند.
درست است که امکان دارد علایق برخی افراد در طول زندگی بارها تغییر کند، اما این نکته را باید در نظر داشته باشید که تغییر علایق درونی بسیار بهتر از این است که عاملی که باعث انگیزه بیرونی به شما بوده است از بین برود و آنگاه شما نوعی شکست را تجربه کنید.
زمانی که علایق شما تغییر میکند، در واقع شما هیچ نوع احساس سرخوردگی و ناکامی نخواهید داشت. تنها تلاش می کنید که کارهای خود را مطابق با علایق جدیدتان پیش ببرید. بنابراین در شروع هر کاری توجه به انگیزه های درونی خود را جزو الزامات قرار دهید تا کمترین میزان پشیمانی را برای شما به همراه داشته باشد…
چرا بی انگیزه می شویم؟
قطعاً برای شما هم زمان هایی پیش آمده که بی حال بودید، حوصله انجام هیچ کاری را نداشتید، انگار از زندگی سیر شده اید و در یک کلام، هیچ انگیزه ای برای ادامه زندگی نداشته اید. برای این که حس بی انگیزگی در وجود شما پدیدار شود، دلایل مختلفی وجود دارد که در ادامه به 4 مورد از مهم ترین های آن ها اشاره خواهیم کرد.
1- انتخاب های نادرست و نابجا
خیلی از وقتها برای ما پیش می آید که به صورت کاملاً ناآگاهانه مسیر دیگران را ادامه می دهیم یا تصمیماتی را که دیگران برای ما اتخاذ میکنند به سادگی می پذیریم.
در حالی که هیچ گونه آگاهی نسبت به عواقب این تصمیمات و نتایجی که ممکن است برای ما به همراه داشته باشند نداریم.
تنها دلیل ما برای انجام بعضی کارها این است که چون مشاهده کردهایم فرد دیگری در انجام آن کار به موفقیت رسیده، به صورت کاملاً کورکورانه از او تقلید میکنیم و در نهایت بعد از مدتی وقتی نتیجهای که باب میل ما باشد حاصل نشد، از ادامه مسیر ناامید و بی انگیزه می شویم…
2- توقعات عجیب داریم
مشکلی که این روزها گریبانگیر بسیاری از افراد شده است این است که آنها فکر میکنند دست به هر کاری می زنند و یا هر تصمیمی که میگیرند باید در کوتاه ترین زمان ممکن، برای آنها عالیترین نتایج را به همراه داشته باشد.
در نتیجه بعد از گذشت مدت زمانی از انجام ادامه آن کار ناامید شده و به کلی آن را رها میکنند. فقط به این دلیل که فکر میکردند باید بعد از مدت زمان بسیار کوتاهی از نتایج تصمیمات خود شگفت زده شوند!
اما واقعیت چیز دیگری است. شما هر تصمیمی را که اتخاذ می کنید، باید برای مدت زمانی بر آن مداومت داشته باشید تا بتوانید به نتایجی که مد نظر دارید دست پیدا کنید.
گر چه این موضوع بسیار ساده است. اما بسیاری از اشخاص از این فاکتور اصلی و مهم چشم پوشی می کنند و متاسفانه دلیل عدم موفقیت آنها نیز همین مسئله است.
زمانی که به نتیجه مورد نظر خود دست پیدا نکردند، انگیزه خود را به طور کامل از دست میدهند و از ادامه مسیر صرف نظر میکنند. در حالی که شاید اگر کمی دیگر بر اقدامات خود پافشاری داشتند، به نتایج فوقالعاده جذابی دست پیدا میکردند.
3- نمیدانیم به چه چیزی علاقه داریم
آیا علایق خود را به درستی می شناسید؟دلیل بسیاری از بی انگیزگی ها این است که اشخاص هرگز علایق واقعی خود را درک نکردهاند.
تنها توهم علاقه به کاری در وجود آنها موج میزند و بر اساس همین توهم و تصورات غلط اقدام می کنند و کاری را آغاز می نمایند. اما پس از مدتی خسته و دلزده و افسرده می شوند. اغلب از خود این سوال را میکنند اصلاً چرا این کار را انجام دادم؟
بنابراین برای جلوگیری از این گونه اتفاقات باید ابتدا انگیزهها و استعداد های خود را به صورت کامل و دقیق شناسایی کنید و سپس قدم در راه رسیدن به اهداف بگذارید. در غیر این صورت بعد از مدت زمان کوتاهی دچار پشیمانی های بسیار بزرگ خواهید شد.
4- تحت تاثیر حرف های ناامید کننده هستید
بارها به وضوح این موضوع را مشاهده کردیم که افراد توانمند بسیاری تنها به دلیل منفی بافی های اطرافیان خود از ادامه مسیری که برای آنها موفقیت های بزرگ و قطعی را به همراه داشت بازماندهاند.
خیلی از اوقات خود فرد دارای پتانسیلهای بسیار بالا و انرژی بسیار خوبی برای رسیدن به اهداف بزرگ می باشد. اما اطراف او با اشخاصی احاطه شده که مدام با سخنان منفی خود، ذهن و افکار وی را مغشوش و پریشان می کنند.
در نهایت بعد از مدتی انگیزههای او به طور کامل از بین می رود و از ادامه مسیر دست می کشد. این نکته را به خاطر داشته باشید که قرار نیست همه مانند شما فکر کنند و یا مانند شما آرزوها و اهداف بزرگی داشته باشند.
همیشه این موضوع را مد نظر خود قرار دهید که هر شخصی در زندگی دقیقاً به همان چیزهایی دست پیدا میکند که مدام در افکار خود با آنها درگیر است.
اگر شما ذهنی دارید که مرتب جایگاه های بزرگ و اهداف بلندی را برای شما به تصویر می کشد، پس یقین داشته باشید که به طور قطع به آنها دست پیدا خواهید کرد.
تنها کافی است که تحت تاثیر حرف های ناامیدکننده دیگران قرار نگیرید و با پشتکار مسیر خود را ادامه دهید. لازم است به انگیزه های درونی خود توجه کنید تا بتوانید به موفقیت دست پیدا کنید.

انگیزه راهی برای پیشرفت کارها
چگونه با انگیزه باشیم و با انگیزه بمانیم؟
1. همیشه پیروزیهای کوچکتان را جشن بگیرید
شادی کردن بابت موفقیتهای کوچک به شما کمک میکند تا سیستم پاداشخواهی فوریتان را راضی نگه دارید. مغز شما به این پیروزیها نیاز دارد و این پیروزیها باید تکرار شوند.
در کتاب «اصل پیشرفت»، نوشتهی ترزا آمابیل و استیو کرامر، آمده است از پیروزیهای کوچک برای لذت و به هیجان آوردن خودتان استفاده کنید. این دو نویسنده، مطالعهای روی ۲۳۸ کارمند از هفت شرکت مختلف انجام دادند و تاثیر موفقیتهای کوچک و جزئی را بر موفقیتهای بزرگتر و طولانیمدتتر مورد ارزیابی قرار دادند.
این محققان به اکتشافات مهمی رسیدند. آنها دریافتند شناخت و پیگیری دستآوردهای کوچک روزمره، باعث تقویت روحیه و انگیزهی این کارمندان شده بود، احساسات مثبتشان را بیشتر کرده و نگرش و رویکردی مساعدتری نسبت به سازمان، همکاران و کارشان پیدا کرده بودند.
روانشناسان دریافتند، هر نوع دستآوردی – کوچکیاش مهم نیست – میتواند مدار پاداش مغز ما را فعال کند. وقتی این مدار فعال میشود، هورمونهای مهمی ترشح میشوند که به ما احساس غرور و رضایت میدهد.
2. پیش بروید و هر نقطهی عطفی را خوب بررسی کنید
روند پیشرفتتان را بررسی کنید، چند دلیل برای این کار وجود دارد؛ اول اینکه به شما این امکان را میدهد تا به مرور زمان پیشرفتتان را ببینید و متوجه آن شوید.
دوم اینکه به شما اجازه میدهد با دقت بررسی کنید چه چیزی مفید است و چه چیزی بیفایده. در مسیرتان با عادات بد، اشتباهات و کمبود انگیزههایی مواجه خواهید شد.
اگر عادت کنید که مکررا بازخوردها را بررسی کنید، احتمال رسیدن به موفقیت بیشتر شده و بهتر میتوانید از انحراف از مسیر اصلی پیشگیری کرده و هر وقت لازم بود سازگاریهای لازم را انجام دهید.
کارشناسان توصیه میکنند راهی پیدا کنید که بتوانید به طور جدی و موشکافانه، روند پیشرفتتان را بازبینی کنید. استفاده از اپلیکیشنهایی چون Coach Me، یک راه بسیار عالی برای دقت در عادات و شادی بابت تغییرات کوچک است.
میتوانید شیوهی بررسی هفتگی را در پیش بگیرید و همه چیز را طی هفتهای که گذشته مرور کنید. مطمئن باشید در خلال این بررسیها، کلیدها و راهکارهای مفیدی خواهید یافت که جلوی موانع و لغزشهای احتمالی را بگیرید.
3. دست از سرزنش خودتان بردارید، اشتباه و شکست، اجتنابناپذیر است
همهی ما دچار اشتباه میشویم و وقتی سعی داریم به چیز بزرگی برسیم، گاهی زمین میخوریم؛ این اتفاق بخشی از فرایند رفتن به دنبال آرزوهای بزرگ است.
به جای تمرکز روی شکست، از آن درس بگیرید و آن را تبدیل به امتیازی جهت موفقیتتان کنید؛ بله کلیشهای است اما واقعیتی است که ارزش بارها تکرار کردن را دارد.
یاد بگیرید که خودتان را ببخشید، بلند شوید و به جلو حرکت کنید. اینکه یک روز وسوسه شدید سه عدد دونات بخورید، دیر از خواب بیدار شدید و یک جلسه از باشگاه را از دست دادید یا در امتحان مردود شدید، حادثهای است که تعیین کنندهی موفقیت شما نیست، انرژی دوباره کسب کنید و حرکت کنید.
صبر داشتن و حفظ شکیبایی و مقاومت حین یک پروسهی بلند و طاقتفرسا، کار سختی است. جشن گرفتن و ارزش قائل شدن برای تمام چیزهایی که در آنها موفق بودهاید، رمز موفقیت و حفظ انگیزه است.
4. سودمند بودن
افراد با انگیزه میدانند که مفید واقع شدن و یا سودمند بودن، کلید داشتن یک زندگی خوب است. آن ها می دانند تماشای یک فیلم کمدی، خوردن غذای خوب و داشتن رابطه ی عاشقانه با همسر، زندگی را بسیار لذت بخش خواهد کرد. اما آنها همچنین می دانند که زندگی بسیار با ارزش خواهد بود اگر کاملاً سودمند و مفید باشد.
5. لذت کمتر اما فایده ی بیشتر
چون افراد با انگیزه به اینکه باید در زندگی انسان مفیدی باشند باور دارند ، بنابر این همیشه گزینه هایی را انتخاب می کنند که لذت کمتر اما فایده ی بیشتری دارند. آنها کار می کنند حتی اگر زیاد از کارشان لذت نبرند.
در واقع این افراد برای رسیدن به لذت های بزرگ در زندگی، از لذت های کوچک چشم پوشی می کنند. سراغ کار های سخت اما خیلی مهم می روند. و فقط وقتی دست از کار و تلاش برمی دارند که قرار باشد این زحمت را روی کار مفیدتر و ارزشمندتر دیگری صرف کنند.
6. افراد با انگیزه تمرکز دارند
این افراد از عواملی که باعث حواس پرتی و کاهش تمرکز می شود دوری می کنند. وکیلی را می شناسم که قصد نوشتن یک کتاب را داشت و باید نوشتن این کتاب را در زمان مشخصی تمام می کرد.
او احتیاج به تمرکزی ویژه برای این کار داشت، برای همین به بسیاری از دوستانش گفت، تا اتمام نوشتن این کتاب، هیچ ارتباطی با آنها نخواهد داشت.
بیشتر بخوانید:
راه های جالب برای بالا بردن انگیزه
راههای بزرگ و طلایی کسب انگیزه













طرز تهیه مهیاوه سنتی و اصیل هرمزگان؛ راز خوش طعم شدن چاشنی معروف جنوبی ها
معرفی کاخ رومانوف؛ میراث شکوه امپراتوری روسیه
بهترین سرامیک برای کف پذیرایی؛ انتخاب بر اساس جنس، طرح و بودجه
خواص بی نظیر مصرف زردچوبه صبح ناشتا
انتخاب بهترین فیلر گونه بر اساس فرم صورت
طرز تهیه فرنی با آرد برنج؛ دسر ساده و خوشمزه با شیر
طرز تهیه نان شکم پر با پنیر و سبزبجات مناسب صبحانه و میان وعده
طرز تهیه شیرینی زبان بازاری و لایه ای با ترفند سریع در خانه
ترفند ترکیب سیمان و مایع ظرفشویی برای ساخت دست سازه های بتنی
دیدگاه ها