دلگرم
امروز: پنج شنبه, ۲۷ خرداد ۱۴۰۰ برابر با ۰۶ ذو القعدة ۱۴۴۲ قمری و ۱۷ ژوئن ۲۰۲۱ میلادی
5 شعر زیبا و کودکانه با موضوع جوجه و جوجه اردک
0
زمان مطالعه: 3 دقیقه
شعر جوجه / شعر کودکانه جوجه / شعر جوجه اردک / شعر برای جوجه / مجموعه اشعار زیبا با موضوع جوجه و جوجه اردک .

شعر کودکانه جوجه من

جوجه پر طلایی
زرد و سرخ و حنایی

پرهات رنگا رنگه
راه رفتنت قشنگه

ای جوجه قشنگم
جوجه رنگارنگم

حناییه سر تو
چه خوشگله پر تو

شعر کودکانه جوجه

شعر کودکانه جوجه نافرمان

گفت با جوجه مرغکی هشیار
که ز پهلوی من مَرو به کنار

گربه را بین که دُم عَلم کرده
گوش ها تیز و پشت خم کرده

چشم خود تا به هم زنی بردت
تا کُله چرخ داده ای خوردت

جوجه گفتا که مادرم ترسوست
به خیالش که گربه هم لولوست

گربه حیوان خوش خط و خالیست
فکر آزار جوجه هرگز نیست

سه قدم دورتر شد از مادر
آمدش آنچه گفته بود به سر

گربه ناگاه از کمین برجَست
گلوی جوجه را به دندان خَست

برگرفتش به چنگ و رفت چو باد
مرغ بیچاره از پی اش افتاد

گربه از پیش و مرغ از دنبال
ناله ها کرد، زد بسی پر و بال

لیک چون گربه جوجه را بربود
ناله مادرش ندارد سود

گر تَضرُع (4) کند وگر فریاد
جوجه را گربه پس نخواهد داد

شعر کودکانه جوجه

شعر جوجه اردک

از ببر و آهو و پلنگ
قصه ی خرگوش زرنگ
از گربه ی شیطون بلا
از گرگ زشت و ناقلا

جوجه کوچولو
جیک و جیک و جیک
از رو زمین، دونه بر می چید
دنبال مادر همه جا
می گشت و دنیا رو می دید

یه روز که مرغه خوابید
جوجه کوچولو یواشکی
از لونشون بیرون دوید
گفت حالا گردش می کنم
یه کمی نرمش می کنم
کنار باغچه می شینم
دونه ها را بر می چینم
تا مامانم بخوابه
خیلی خوبه که خوابه
بچه خوبی می شم
مزاحمش نمی شم

جوجه کوچولو
خوشحال و شاد و سردماغ
قدم می زد میون باغ
گل های باغو خوب می دید
گاهی یه دونه شو می چید

گربه ی چاق ناقلا
زرنگ و شیطون و بلا
اومد به باغ با صفا
می دونی چی دید؟
جوجه کوچولوی تنها را

گفت خوبه شکارش کنم
لقمه ی خامش کنم
نه خوبه کبابش کنم
آهسته رفت به سوی او
به سوی جوجه کوچولو

خانم مرغه از خواب پرید
جوجه را تو لونه ندید
گفت ای خدا جوجه ی من
کجا گذاشته رفته
چرا بیدارم نکرده
چیزی به من نگفته
نکنه که گربه ی بلا
اون شکموی ناقلا
بگیره شکارش کنه
شام و ناهارش کنه

از لونه بیرون دوید
جوجه و گربه را دید

داد کشید قُد قُد قُدا
جوجه ی من بدو بیا
گربه هه در کمینه
می خواد تو رو بگیره
جوجه شنید
دوید و دوید
رفت زیر بال مادرش
خطر گذشت از رو سرش

گربه ی شیطون و بلا
اون شکموی ناقلا
جوجه کوچولو را شکار نکرد
خوراک واسه ناهار نکرد
جوجه به مادرش رسید
گربه ی شیطون و بلا
دستش به جوجه نرسید.

شعر کودکانه جوجه

شعر کوتاه جوجه اردک

دادم به خود یک تکان

مثل رستم پهلوان

تخم خود را شکستم

اینگونه بیرون جستم

شعر کودکانه جوجه

شعر جوجه طلایی

"شعر تولد جوجه"
ترک ترک ترک خورد
یه تخم مرغ کوچک
یهو به دنیا اومد
یه جوجه‌‌ ی وروجک

تا مرغه و خروسه
تبریکی گفتند به او
جوجه از آن‌ها پرسید:
«کیک تولدم کو»

دانلود آهنگ کودکانه جوجه طلایی



این مطلب چقدر مفید بود ؟
 
دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید
hits