دلگرم
امروز: چهارشنبه, ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۲۲ صفر ۱۴۴۸ قمری و ۰۵ اوت ۲۰۲۶ میلادی
پرفورمنس چیست و فرق آن با پرفورمنس خارش چه می باشد
زمان مطالعه: 4 دقیقه
تئاتر پرفورمنس یک شکل هنری است که عناصر تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی را با هم ترکیب می کند . با ما باشید تا درباره پرفورمنس بیشتر بدانیم.

پرفورمنس یعنی چه ؟

این هنر در دهه 1960 میلادی از هنرهای تجسمی پدید آمد، اما بیشتر به هنرهای نمایشی نزدیک است. پرفورمنس می تواند از پیش نوشته شده یا فی البداهه، تصادفی یا کاملاً هماهنگ شده باشد و به صورت زنده یا از طریق رسانه به نمایش درآید. این هنر شامل هر موقعیتی است که دارای چهار عنصر پایه ای - زمان، مکان، بدن اجراکننده یا حضور رسانه ای آن و رابطه میان اجراکننده و بیننده - باشد.

پرفورمنس آرت به هنری اشاره می کند که هنرمند، هنر خود را زنده برای مخاطبان اجرا می کند. این هنر از شاخصه های پرفورمینگ استفاده می کند و نه ضرورتاً از تئاتر. تئاتر شاخصه هایی دارد که بعضی از آنها با پرفورمنس آرت مشترک است و بعضی متمایز است. یک نکته مهم در پرفورمنس آرت احتراز از روایتگر بودن است. نکته دیگر در پرفورمنس آرت اجتناب از بازنمایی روی صحنه و تعامل با مخاطبان است.

پرفورمنس چیست ؟

 پرفورمنس شیوه ای اجرایی-نمایشی است که دست پرورده هنر تجربی و هنر آوانگارد (پیشرو) است. شیوه ای که در هنرهای نمایشی گرچه از دل تئاتر و درام بیرون آمده اما گاه به نوعی ضد تئاتر و ضد درام تبدیل شده است. به همین خاطر است که در بسیاری اوقات پرفورمنس ها تماشاگری که با فرض تماشای یک اجرای متداول تئاتری آمده را راضی نگه نمی دارند. این موضوع آنجا بحرانی می شود که فرم اجرایی به پرفورمنس آرت نزدیک می شود. پرفورمنس آرت را دیگر نمی توان یک نوع تجربی و آوانگارد از "تئاتر" محسوب نمود. خواستگاه پرفورمنس آرت هنرهای تجسمی است، که بعدها با هنرهای موسیقیایی و معماری و سرانجام هنرهای نمایشی ترکیب گشته است. در پرفورمنس آرت معمولا با زمان، مکان و شخصیت های قراردادی تئاتری مواجه نیستیم و همه چیز واقعی است. اجرایی با شروع پیش بینی شده و پایان پیش بینی نشده که معمولا تعامل اجراگر با تماشاگران است که مسیر آن را هدایت می کند.

پرفورمنس

 پرفورمنس خارش به چه معناست ؟

 پرفورمنس خارش چهارچوب ها و ویژگی های یک پرفورمنس را دارد اما در فرم اجرایی و معناگرایی چندلایه و پیچیده اش به گونه پیشرفته ای از پرفورمنس آرت نیز نزدیک می شود. بنیان این اجرا بر موسیقی و معماری است که هنرهای نمایشی را نیز به خوبی به کار گرفته است. امیر کنجانی نویسنده، ایده پرداز و سرپرست این اجرا، موسیقیدانی است که آثار متنوعی در حوزه آهنگسازی، رهبری ارکستر، اجرای پرفورمنس و پژوهش های مدرن در عرصه موسیقی دارد.

از جمله پژوهش های او که به عنوان اختراعاتی به نام خودش ثبت شده و در این اجرا هم استفاده شده می توان به ایده "لامپ ها در رهبری ارکستر" و نیز نظریه "دیوار ششم" اشاره کرد. مورد اول بدین گونه است که او برای هر نوازنده (و در اینجا همچنین هر اجراگر) لامپی را اختصاص می دهد که روشن یا خاموش بودن آنها می تواند یاری رسان رهبر در هدایت نوازندگانش (و اجراگرانش) باشد. مورد دوم که البته کمی پیچیده است اشاره به ارتباط بین صداها و تصاویرشان است.

بدین ترتیب که هر صدایی می تواند بازتاب صداهای دیگر و همچنین خودش باشد و هر کدام از این صداها می توانند منطبق بر یک تصویر و یا سایه ای از آن باشند. این ایده در این اجرا با فرمی تجربی، پژوهشی ارزنده است هم برای امیر کنجانی، هم برای اجراگرانش و هم برای تماشاگرانش. او برای پرورش این ایده از لوله های بسیاری استفاده کرده تا از طریق تغییر فرکانس های صوت به ایده های دیوار ششم خود دست یابد.

تماشاگر همچنان که در اتاقک هایی در بسته 6 نوازنده سولیست، سه بازیگر و یک ارکستر کوچک زهی را می بیند (که با معماری جذابی در سه طبقه کنار هم قرار گرفته اند و در مقابلشان خود کنجانی آنها را رهبری می کند)، صدای آنها را نیز می شنود که گاه گنگ است و گاه واضح. علاوه بر این با استفاده از استتوسکوپ ها (گوشی های پزشکی) و اتصال آنها به لوله هایی که با مکانیزمی در مقابل هر اتاقک تعبیه شده و صداهای داخل آن اتاقک را با نوا، رنگ و جلایی متفاوت انعکاس می دهد می تواند به تجربه متفاوتی از صداهای مهندسی شده دست یابد.
 

دیدگاه ها

اولین نفر برای ثبت دیدگاه باشید !



hits